eitaa logo
جوانه نور/🇵🇸Javaneh-noor
640 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
1.8هزار ویدیو
23 فایل
هردرخت تنومندی اول یه جوانه‌‌ی کوچيک بوده🌱 وقتی تونست در مقابل طوفان وحوادث مختلف مقاومت کنه، تبدیل میشه به درخت قوی و مرتفع🌳 برای رسیدن به اون بالاها باید ازجوانه‌ی وجودیت حسااابی مراقبت کنی، درست مثل یه باغبان😉👨‍🌾 ارتباط باما: @admin_javane_noor
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃 حجاب از دیدگاه نوجوان عزیزمون نازنین زهرا خانم ☺️👌 🔰به جمع ✨جوانه‌نوری‌ها✨ بپیوندید: •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾• @javaneh_noor •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
5⃣ ۲. فروبرندگان خشم 🍃 دومین صفت متقین، فروبردن خشم است. یعنی چه؟ 〽️یعنی انسان‌های با تقوا بر اساس احساس و هیجان کار نمی‌کنند. 👈 بلکه با عقل و درک کار را پیش می‌برند. ♻️ البته معنایش این نیست که خشم ملت، خشم انسان، خشم جامعه در مقابل کسانی که باید بر آنان خشم گرفت، نیست و نابود باد، نه. ♨️ ✅ قرآن می گوید:《وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ》یعنی بر اساس خشم کاری انجام ندهید. 🔆 فروبردن خشم خوب است اما فراموش کردن خشم نه.💯 ♻️ برگرفته از کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن ۱ 🔰به جمع ✨جوانه‌نوری‌ها✨ بپیوندید: •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾• @javaneh_noor •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
15.61M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💟 خلاق باش 💟 😋 بسبوسه 🍱 مواد لازم: آرد ۲ پیمانه پودر نارگیل ۱ پیمانه بکینگ‌پودر ۲ قاشق چای تخم مرغ ۲ عدد نمک دو پنس شکر یک پیمانه روغن یا یا کره یک چهارم پیمانه ماست ۱ پیمانه گلاب ۳ قاشق غذا خوری برای رویه: خلال بادام یا مغربادام درسته مواد لازم برای شیره: شکر ۲ پیمانه آب یک پیمانه گلاب یک چهارم پیمانه آب لیمو یا جوهر لیمو بسبوسه در کشورهای عربی خیلی طرفدار داره. می‌تونید جستجو کنید و روش‌های دیگر برای طبخش رو ببینید. 🔰به جمع ✨جوانه‌نوری‌ها✨ بپیوندید: •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾• @javaneh_noor •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔬دانشمندی که🔧پنچرگیری میکرد! ✨ پدرش مینی‌بوس 🚌داشت و مصطفی در کنار پدر عوض کردن و پنچرگیری لاستیک را هم خوب یاد گرفته بود. به گفته مادر شهید، تک پسر بود اما لوس بار نیامده بود و همواره جنب و جوش داشت و تلاش می‌کرد. شهید مصطفی احمدی روشن هسته‌ای •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈• 🔰 اینجا جوانه نور، کانالی ویژه نوجوانان: ✔️ ایتا👇🏻: https://eitaa.com/joinchat/3760259165C2282c85aac ✔️ گروه سوم واتساپ👇🏻: https://chat.whatsapp.com/HLHpIsmvHG00KS3n9vSUVy •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔺تمرین برای تقویت و بهبود بینایی و درمان تاری چشم! ✔️این بازی بعد از هر نیم ساعت کار با گوشی توصیه می‌شود.👌 🔰به جمع ✨جوانه‌نوری‌ها✨ بپیوندید: •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾• @javaneh_noor •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
جوانه نور/🇵🇸Javaneh-noor
•┈••✾🌼🍃 ﷽ 🍃🌼✾••┈• #رمان_ریحانه #قسمت_79 انتظارم خیلی طولانی نمی‌شه و هانیه و مطهره ذوق‌کنان می‌پَ
•┈••✾🌼🍃 ﷽ 🍃🌼✾••┈• طبق قراری که از قبل گذاشته بودیم، همراه چند نفر از بچه‌های کلاس تو حیاط مدرسه منتظریم تا باقی هم کلاسی‌ها هم از جلسه امتحان بیان. چقدر خوبه که حداقل امروز، به هر دلیلی که هست، خبری از تحلیل سوال‌ها و جواب‌های امتحان نیست! بالاخره همه بچه‌ها به جز ۶-۷ نفر، دور هم جمع می‌شیم. دروغ چرا! دلم برای خیلی‌هاشون قطعاً تنگ میشه، البته از اون طرف هم خدا رو شکر می‌کنم که از دست بعضی‌هاشون خلاص می‌شم. خانم نیکرو که مراقب کلاس ما بود، با دست تکون دادنی از جلومون رد می‌شه و می‌ره. از بین معلم‌ها بیشتر از همه دلم برای خانم نیکرو تنگ میشه، چون فقط یه معلم ریاضی نبود، یه رفیق بود که تو ثانیه به ثانیه‌ی کلاسش باهامون زندگی می‌کرد. از خدا می خوام هر چند وقتی، شده تو بازاری، خیابونی، جایی، ببینمش. بعد از خداحافظی مفصل با هم، بعضی‌ها از بچه‌ها تک تک و بعضی‌ها گروه گروه، بعضی‌ها با گریه، بعضی‌ها با خنده، بعضی‌ها با استرسِ نتایجِ امتحان‌ها و بعضی‌ها هم خنثی و خشک مدرسه رو ترک می‌کنیم. به عنوان شیرینیِ تموم شدنِ امتحاناتم، از دَکّه‌ی سرِ کوچه، نفری یه بستنی برای خونواده‌ی پنج نفریمون می‌گیرم. ... روزهای هفته پشت سر هم اومدن و رفتن و ما تمام این روز‌ها رو در تب و تاب آمادگی برای عروسیِ تک پسرِ عمو احمد، گاهی با ذوق و گاهی با استرس گذروندیم. و حالا تا عروسی کمتر از یک روز مونده. برای آخرین بار، لباسی که مامان برام دوخته رو می‌پوشم تا بررسی بررسی نهایی بشه؛ مثل همیشه حرف نداره! به عنوان تشکر از مامان، قول جمع کردن تک‌تکِ نخ‌هایی که به فرش چسبیده رو می‌دم. هرچند جمع کردن این ‌همه نخ، اون هم با دست، خیلی حوصله می‌خواد و زمان می‌بره. فردا قرار ترانه اینا از روستا به خونمون بیان و بعد با هم به عروسی بریم. از این‌که باز هم فرصتی پیش اومده تا همراه ترانه و سمانه دور هم جمع باشیم، بی‌نهایت خوشحالم. ... عمو اینا طرف‌های ساعت سه بعد از ظهر رسیدن خونمون؛ ساعتی که نه ممکنه قبلش نهار خورده باشن و نه زمان کافی و مناسب برای پختن نهار و پذیرایی ازشون هست. با عجله وسایل یه عصرونه‌ی قابل قبول رو فراهم می‌کنیم. راستش خودم هم نهار درست و حسابی نخوردم، چون از این مدل هویج پلوهایی که ۶۰ درصدش هویج باشه، ۴۰ درصدش برنج و پیاز و سایر مخلفات، خوشم نمیاد. خیلی گرسنه‌م هست و از بابت عصرونه، به جون عمو اینا دعا می‌کنم. بعد از اینکه سفره رو جمع کردیم، عمو اینا تازه عزم رفتن به بازار و خرید کردن. ترانه با اصرار و خواهش و تمنا می‌خواد که من هم همراهشون برم، خودم هم بدم نمی‌یاد. بعد از هماهنگی با مامان اینا، قرار شده من با عمو اینا برم و از همون طرف هم به عروسی بیایم. رمان اختصاصی کانال جوانه نور ✍️به قلم م. بابایی ⛔️ کپی شرعا اشکال دارد ⛔️ •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈• 🔰 اینجا جوانه نور، کانالی ویژه نوجوانان: ✔️ ایتا👇🏻: https://eitaa.com/joinchat/3760259165C2282c85aac ✔️ گروه سوم واتساپ👇🏻: https://chat.whatsapp.com/HLHpIsmvHG00KS3n9vSUVy
شما وقتی می‌خواستید راه رفتن را یادبگیرید، دوره‌های آموزشی گذراندید⁉️ نه، فقط تلاش کردید👼 شکست خوردید و دوباره تلاش کردید👣 و بالاخره موفق شدید...💪 حالا یه سوال؛ الان این کار را می‌کنید؟ 🔰به جمع ✨جوانه‌نوری‌ها✨ بپیوندید: •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾• @javaneh_noor •✾🍃🌼🌺🌼🍃✾•
بریتانیا چنان در قلدری حریص بود😈 که اگر بخواهیم همه غلط‌هایی که او خورده است را بنگاریم، بی‌شک ماه‌ها و بلکه سال‌ها به طول می‌انجامد.😵 👈لذا نگارنده‌ی تاریخ ضمن اعتراض به این موضوع اعلام کرد📢 «بریتانیایی‌ها فاقدالوجدان‌ترین قُلدر‌هایِ خبیث‌الوجود بودند».😡 در دوران دوم قلدری بریتانیا، کمپانیِ هندِ شرقیِ بریتانیا، مرکز همان تار عنکبوتی بود که بریتانیا در قاره آسیا تنیده بود.🕸 به عنوان مثال، انگلیس در ازای خرید مقادیر زیادی چای از چین، میزان فراوانی نقره پرداخت می‌کرد که این مسئله برای او خیلی درد داشت!😤 لذا مغز خبیث😈 خود را به کار انداخت و به این چاره رسید که زین پس به جای نقره، خرید چای چینی‌ها را با تَریاکی که از کشت خَشخاش در هند بدست می‌آورد، مبادله‌ی کالا به کالا کند.🤐 پس از مدتی، چین که در مرضِ اعتیاد شنا می‌کرد و به دلیل کاهش نقره‌های خزانه‌اش، در حرکتی خفن تجارت تریاک را غیر قانونی اعلام نموده و با انهدام محموله بزرگی از تریاک انگلیس، گربه را دَمِ حِجله کشت.😏 انگلیس که کارد می‌زدی خونش درنمی‌آمد، در تلافیِ این کار، جنگ‌هایی به راه انداخت و ضمن پیروزی، هنگ کنگ را نیز فتح کرد.😐 در این جنگ‌ها که جنگ‌های تریاک اول و دوم نام داشتند، ۳۰ تا ۵۰ هزار سرباز چینی در مقابل ۳ هزار سرباز انگلیسی کشته شدند.😱 ⃣1⃣ •┈••✾🍃🌼🌺🌼🍃✾••┈• 🔰 اینجا جوانه نور، کانالی ویژه نوجوانان: ✔️ ایتا👇🏻: https://eitaa.com/joinchat/3760259165C2282c85aac ✔️ گروه سوم واتساپ👇🏻: https://chat.whatsapp.com/HLHpIsmvHG00KS3n9vSUVy