eitaa logo
ج | محمّد جاویدی
38 دنبال‌کننده
192 عکس
72 ویدیو
0 فایل
علی ای همای رحمت کانال را یک‌ بیمارستانیِ مسلمان اداره می‌کند🤓 مطالب سنجاق شده را ببینید! دغدغه‌های مربوط به نظام سلامت خودشان را آنجا نشان داده‌اند... @mjavidi
مشاهده در ایتا
دانلود
🗒 قطعه‌های یک طرح امنیتی: کشف حجاب و براندازی سیاسی مهدی جمشیدی ۱. از اوایل دهۀ نود، روند کشف حجاب آغاز شد. در این مرحله که تا سال نودوشش طول کشید، دو اتفاق رخ داد. نخست اینکه برای کشف حجاب، مفهوم‌سازی صورت گرفت؛ از جمله آزادی‌های یواشکی، چهارشنبه‌های سفید، نه به حجاب اجباری و ... . در این برهه، تعداد اندکی از زنان در کوچه‌های خلوت و از پشت سر، عکس و فیلم تهیه می‌کردند و به شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان ارسال می‌کردند. این موج، در نخستین لحظه‌های خود قرار داشت و شاید کسی گمان نمی‌کرد که بیش از یک بازی رسانه‌ای و زودگذر باشد و بتواند موج اجتماعی بیافریند. آری، بازی تصاویر و روایت‌های رسانه‌ای آغاز شد و در گام اول، فضای مجازی را درنوردید و مباحثۀ فراوان پیرامون خود ایجاد کرد، اما این‌همه، از کوچه‌های خلوت، پا فراتر ننهاده بود. ۲. در برهۀ دوم که از سال نودوشش آغاز شد، ساختارشکنی خیابانی و آشکار در دستورکار قرار گرفت؛ نوعی عملیات انتحاری در حوزۀ خطوط قرمز فرهنگی که هزینه داشت. باید کسانی از کوچه‌های خلوت بیرون می‌زدند و در خیابان و در منظر دید و نگاه همگان، کشف حجاب می‌کردند. براین‌اساس، بیست‌ونه زن در زمستان سال نودوشش، آشکارا کشف حجاب کردند. بی‌درنگ برای اینان، مفهوم‌سازی صورت گرفت؛ دختران خیابان انقلاب. قوۀ قضائیه، همۀ اینان را بازداشت کرد، اما موج ساختارشکنی فرهنگی، متوقف نشد، چون لیبرال‌های ایرانی از داخل، در حال موجه‌سازی کشف حجاب بودند. ۳. نیاز بود که پیشروی اجتماعی به‌صورت گام‌به‌گام، انجام بگیرد تا حاکمیت، بی‌حس و منفعل گردد. ازاین‌رو، در سال نودو‌هفت، این ایده مطرح گردید که خودرو، حریم خصوصی است و کشف حجاب در آن، مشمول قانون نمی‌شود. مدتی نیز بحث در این باره درگرفت، اما مستقل از گفتگوها، در عمل، روند کشف حجاب در خودرو تحقق یافت و به‌تدریج، تثبیت گردید. ۴. در سال‌های نودونه تا تابستان هزاروچهارصدویک، کشف حجاب در خیابان‌ها رایج گردید. این وضع، هم به سیاست‌های لیبرالی دولت اعتدال‌گرا بازمی‌گشت و هم به سیاست‌های اقتصادی‌ای که اغتشاشات سال‌های نودوشش و نودوهشت را در پی داشت. جامعه، به‌شدت ملتهب و سرگردان بود و امکان تنش اجتماعی، محتمل‌تر از همیشه به نظر می‌رسید. جامعۀ سرخورده از شکست برجام، اینک عصبی و پرخاشگر شده بود و همه‌چیز، رو به افول داشت. ۵. عده‌ای تصور می‌کردند که اغتشاشات سال هزاروچهارصدویک، ریشه در عملکرد گشت ارشاد داشت، حال‌آن‌که اگر هم چنین طرحی در میان نبود، روند دهۀ گذشته نشان می‌داد که کشف حجاب، دیگر یک کنش فرهنگی نیست و به طرح امنیتی و بیرونی برای براندازی تبدیل شده است. اگر تا پیش از دهۀ نود، این امکان وجود داشت که بدپوششی‌ها را به مسأله هویت و تربیت و فرهنگ، ارجاع داد، اینک دیگر روشن شده بود که کشف حجاب، بی‌پروا و به‌طور مستقیم، ماهیت سیاسی و امنیتی یافته و می‌رود که حاکمیت را به چالش بکشد. چنین نیز شد و‌ پیرامون کشف حجاب، اغتشاش زن، زندگی، آزادی شکل گرفت. اگر گشت‌ارشاد نمی‌بود، کشف حجاب، بدون اغتشاش تحقق می‌یافت. پس روند، از پیش طراحی‌شده بود و مسأله، فقط این بود که این روند، با اغتشاش تحقق یابد یا بدون آن. ۶. اینک نیز در دورۀ پسااغتشاش، مشاهده می‌کنیم که کشف حجاب، یک قطعه از طرح براندازی هویتی و منفعل‌سازی حاکمیت بوده و‌ قطعه‌های دیگر از راه رسیده‌اند؛ از برهنگی تا ارتباطات آزاد تا آوازخوانی زنان تا رقاصی خیابانی. قطعه‌ها، یکی‌یکی از راه می‌رسند و اقتدار حاکمیت را در خود فرومی‌برند و درهم‌شکستن خطوط قرمز را عادی می‌کنند. آیت‌الله خامنه‌ای به‌درستی دربارۀ کشف حجاب گفت: این تازه، اول کار است. اما نه‌فقط شورای‌عالی انقلاب فرهنگی، بلکه حتی شورای‌عالی امنیت ملی نیز درنیافت که زن و حجاب و فرهنگ و هویت، از چهارچوب فرهنگ خارج شده‌اند و ماهیت امنیتی و سیاسی یافته‌اند. این فقدان فهم را می‌توان از مواجهات عقیم و ناشیانۀ آنها درک کرد. لیبرال‌های ایرانی، این‌بار به‌جای پوپر، ژیژک را برگزیده بودند و می‌خواستند با ایدۀ او دربارۀ عبور از خطوط قرمز فرهنگی و نافرمانی مدنی، حاکمیت را چندین گام به عقب برانند. ۷. این امکان وجود داشت که در سایۀ فهم امنیتی از کشف حجاب، حاکمیت در مسیر سکوت و مماشات و باج‌دهی حرکت نکند و در کوتاه‌مدت و در نسبت با خونریزی فرهنگی، مواجهه در قاب اقتدار را در پیش بگیرد و برای میان‌مدت، چاره‌ای هویتی و تربیتی تدارک ببیند، اما هیچ‌یک از این دو را انتخاب نکرد. چنین شد که امروز، آشکارا همۀ حیثیت و اعتبار شریعت اسلام و گفتمان قدسی انقلاب، به چالش کشیده می‌شود و طاغوتی‌گری، رایج می‌گردد. این‌گونه است که غفلت یک‌دهه‌ای نسبت به روند انحطاطی و فهم ساده‌انگارانه از کشف حجاب، چنین هزینۀ گزافی را تولید می‌کند و جامعه را درگیر چالشی فرساینده می‌نماید. https://eitaa.com/mahdi_jamshidi60
بی‌عدالتی ساختاری در دسترسی به خدمات سلامت
ج | محمّد جاویدی
بی‌عدالتی ساختاری در دسترسی به خدمات سلامت
زیاده گویی علنی در این باره برایم تلخ است، باز کردن ابعادش هم همینطور... در توضیح این جدول و رمزگشایی آن باید بگویم، چنانچه کسی نیاز به خدمات تصویر برداری مثل سی تی اسکن و ام آر آی داشته باشد و بستری در بیمارستان هم نباشد و از قضا وزنش بالای ۱۰۰ کیلوگرم باشد(شما بخوانید ۹۰ کیلو) در هر ماه فقط یک مرکز تصویربرداری پاسخگوی ایشان خواهد بود. چرا؟
سید عزیز ما
واکسیناسیون مهم است، ولی سلامت مردم مهم‌تر است 😒
شاید یکی از مهم‌ترین نشانه‌ها و جلوه‌های عقب‌ماندگی ما کتاب‌خانه‌های ماست. بروید فیلم و کلیپ‌های دانشگاه‌های کره و آلمان و آمریکا و... را ببینید. اما اینجا، کتابخانه‌های حوزه و دانشگاهش خالی است. خودمان در کتابخانه‌ها نیستیم، فرزندان‌مان، برادران و خواهران‌مان هم. خب برای پیشرفت دین و دنیا آگاهی لازم نیست؟! ازکجا باید به رموز انسان و این جهان پی‌ببریم؟ از کلیپ‌های اینستاگرامی و ایتایی؟! خب معلوم است از کتاب! والله که اگر کتابخانه‌هایمان شلوغ باشد، از اراجیف این غرب‌گرایان و فاسدان و کم‌خردان به وجد نمی‌آییم و... .
من بعد از خواندن جانستان کابلستان عاشق رفتن به افغانستان شدم، حالا اما با جان‌ور قندهار دیگر قاعدتاً آتش‌م شعله‌ورتر هم شده است. هفته‌ی پیش در مترو داشتم مطالعه می‌کردم، جوانکی روی کتاب خواندنم حساس شد، پرسید چرا درباره افغانستان می‌خوانی؟ از سؤالش جا خوردم، جایش نبود بگویم چون مردمش را دوست دارم، از مرزهای استعماری بریتانیایی گفتم و بحث را به پیچیدگی برخورد با مهاجرین غیر‌قانونی کشاندم و بالاخره با فحشی به سرمایه‌داری از سوی من پیاده شد و رفت. در این سالهای قبل و بعد از آمدن طالبان همیشه سعی کرده ام حرمت همسایگی را نگه دارم و جلوی ظلم به این خواهران و برادران را بگیرم، وقتی به جوان هراتی و هزاره و چشم بادامی می‌گویند اتباع خارجی دردم می‌گیرد ولی چه سود... به همسرم از همان اوایل آرزوی سفر به افغانستان را گفته‌ام، امیدوارم روزی بشود ولو با روپوش سفید...
ج | محمّد جاویدی
زیاده گویی علنی در این باره برایم تلخ است، باز کردن ابعادش هم همینطور... در توضیح این جدول و رمزگشا
آکادمیک صحبت کردن باشد برای درس و مدرسه، اینجا می‌خواهم راحت حرف بزنم؛ آیا دستگاه‌های آلمانی و آمریکایی مؤسسات خصوصی و خصولتی تصویربرداری برای بالای وزن ۱۰۰ کیلو طراحی نشده‌اند؟ یا با خواباندن بیمار سنگین خراب می‌شوند؟ یا استهلاکشان بالا می‌رود؟ یا نظام سلامت در تساهلی شگفت انگیز با پذیرفتن بهانه‌های اصحاب زر و زور تنها راه غلبه بر پیچاندن بیماران سنگین‌وزن را در این تقسیم بندی ناعادلانه دیده است؟ با اینکه نظر فنی من این است که فشار بی امان یک ماهه روی یک دستگاه، مخرب تر از فشار توزیع شده در طول زمان است، شاید من هم اگر این مسئولیت را به عهده بگیرم چاره ای جز در نظر گرفتن منافع ذینفعان نداشته باشم ولی مردم که باید واقعیت را بدانند! حقیقت این است و این مردم هستند که اگر بدانند بالاخره حق خودشان را نقد می‌کنند ولو در طول سالیان... حقیقت این است که مردم حق دارند طبق اصول قانون اساسی با تعرفه‌های عادلانه و در نظام پرداختی بیمه‌ای که بیش از ۷۰ درصد هزینه‌ها را پوشش دهد خدماتی که نیاز دارند را دریافت نمایند، این یعنی کسی که خربزه می‌خورد باید پای لرزش هم بنشیند، بیمار سنگین وزن در محدوده‌ی تحمل دستگاه باید بدون نگاه اقتصادی و تجاری خدمت بگیرد، تخت‌شان خراب می‌شود؟ هزینه‌ی دلاری باید بدهند؟ خب بدهند! وقت درآمد‌زایی که خوب نفوذ‌ها کار می‌کند، خب خرج هم دارد دیگر! نکند یک وقتی این داستان‌ چاق و لاغر برای گردشگرسلامت ترازویش عوض شود! اگر هم نمی‌صرفد، یاعلی! بزنید به یک کسب و کار دیگر و مالیاتش را بدهید؛ سلامت حق مردم است، کالا نیست که با تجارتش حال کنید و تسمه از گرده ملت بکشید، باشد تا به یاری حق نظام سلامت ملّی شود و دست سرمایه‌دار زالوصفت کوتاه... بازار سلامت همین است قدری هم از اروپایی ها همبستگی اجتماعی یاد بگیرند اگر مسلمان نیستند. https://eitaa.com/javidim/348