ج | محمّد جاویدی
بیعدالتی ساختاری در دسترسی به خدمات سلامت
زیاده گویی علنی در این باره برایم تلخ است، باز کردن ابعادش هم همینطور...
در توضیح این جدول و رمزگشایی آن باید بگویم، چنانچه کسی نیاز به خدمات تصویر برداری مثل سی تی اسکن و ام آر آی داشته باشد و بستری در بیمارستان هم نباشد و از قضا وزنش بالای ۱۰۰ کیلوگرم باشد(شما بخوانید ۹۰ کیلو) در هر ماه فقط یک مرکز تصویربرداری پاسخگوی ایشان خواهد بود.
چرا؟
هدایت شده از سنگر ✊ | جواد محمدنیا
شاید یکی از مهمترین نشانهها و جلوههای عقبماندگی ما کتابخانههای ماست.
بروید فیلم و کلیپهای دانشگاههای کره و آلمان و آمریکا و... را ببینید.
اما اینجا، کتابخانههای حوزه و دانشگاهش خالی است. خودمان در کتابخانهها نیستیم، فرزندانمان، برادران و خواهرانمان هم.
خب برای پیشرفت دین و دنیا آگاهی لازم نیست؟! ازکجا باید به رموز انسان و این جهان پیببریم؟ از کلیپهای اینستاگرامی و ایتایی؟! خب معلوم است از کتاب!
والله که اگر کتابخانههایمان شلوغ باشد، از اراجیف این غربگرایان و فاسدان و کمخردان به وجد نمیآییم و... .
من بعد از خواندن جانستان کابلستان عاشق رفتن به افغانستان شدم، حالا اما با جانور قندهار دیگر قاعدتاً آتشم شعلهورتر هم شده است.
هفتهی پیش در مترو داشتم مطالعه میکردم، جوانکی روی کتاب خواندنم حساس شد، پرسید چرا درباره افغانستان میخوانی؟ از سؤالش جا خوردم، جایش نبود بگویم چون مردمش را دوست دارم، از مرزهای استعماری بریتانیایی گفتم و بحث را به پیچیدگی برخورد با مهاجرین غیرقانونی کشاندم و بالاخره با فحشی به سرمایهداری از سوی من پیاده شد و رفت.
در این سالهای قبل و بعد از آمدن طالبان همیشه سعی کرده ام حرمت همسایگی را نگه دارم و جلوی ظلم به این خواهران و برادران را بگیرم،
وقتی به جوان هراتی و هزاره و چشم بادامی میگویند اتباع خارجی دردم میگیرد ولی چه سود...
به همسرم از همان اوایل آرزوی سفر به افغانستان را گفتهام، امیدوارم روزی بشود ولو با روپوش سفید...
ج | محمّد جاویدی
زیاده گویی علنی در این باره برایم تلخ است، باز کردن ابعادش هم همینطور... در توضیح این جدول و رمزگشا
آکادمیک صحبت کردن باشد برای درس و مدرسه، اینجا میخواهم راحت حرف بزنم؛
آیا دستگاههای آلمانی و آمریکایی مؤسسات خصوصی و خصولتی تصویربرداری برای بالای وزن ۱۰۰ کیلو طراحی نشدهاند؟ یا با خواباندن بیمار سنگین خراب میشوند؟ یا استهلاکشان بالا میرود؟ یا نظام سلامت در تساهلی شگفت انگیز با پذیرفتن بهانههای اصحاب زر و زور تنها راه غلبه بر پیچاندن بیماران سنگینوزن را در این تقسیم بندی ناعادلانه دیده است؟
با اینکه نظر فنی من این است که فشار بی امان یک ماهه روی یک دستگاه، مخرب تر از فشار توزیع شده در طول زمان است، شاید من هم اگر این مسئولیت را به عهده بگیرم چاره ای جز در نظر گرفتن منافع ذینفعان نداشته باشم ولی مردم که باید واقعیت را بدانند!
حقیقت این است و این مردم هستند که اگر بدانند بالاخره حق خودشان را نقد میکنند ولو در طول سالیان...
حقیقت این است که مردم حق دارند طبق اصول قانون اساسی با تعرفههای عادلانه و در نظام پرداختی بیمهای که بیش از ۷۰ درصد هزینهها را پوشش دهد خدماتی که نیاز دارند را دریافت نمایند، این یعنی کسی که خربزه میخورد باید پای لرزش هم بنشیند، بیمار سنگین وزن در محدودهی تحمل دستگاه باید بدون نگاه اقتصادی و تجاری خدمت بگیرد، تختشان خراب میشود؟ هزینهی دلاری باید بدهند؟ خب بدهند! وقت درآمدزایی که خوب نفوذها کار میکند، خب خرج هم دارد دیگر!
نکند یک وقتی این داستان چاق و لاغر برای گردشگرسلامت ترازویش عوض شود!
اگر هم نمیصرفد، یاعلی! بزنید به یک کسب و کار دیگر و مالیاتش را بدهید؛ سلامت حق مردم است، کالا نیست که با تجارتش حال کنید و تسمه از گرده ملت بکشید، باشد تا به یاری حق نظام سلامت ملّی شود و دست سرمایهدار زالوصفت کوتاه...
بازار سلامت همین است قدری هم از اروپایی ها همبستگی اجتماعی یاد بگیرند اگر مسلمان نیستند.
https://eitaa.com/javidim/348
Every Muslim’s dream 😭
https://youtube.com/shorts/Y0gdrm9heE8?si=xa9FvDiBQN1X8l_T
ج | محمّد جاویدی
Every Muslim’s dream 😭 https://youtube.com/shorts/Y0gdrm9heE8?si=xa9FvDiBQN1X8l_T
لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ ۖ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ ۖ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذَٰلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا
😢
هدایت شده از دانشطلب
اسلام، چپ یا راست؟
دوگانه فقه و کلام در اقتصاد اسلامی
چون اسلام پیش از دوره مدرن ظهور کرده متن آن آماده تفسیر به هر دو گرایش چپ و راست است. مثل ماده خامی که میتوان به هر شکلی درآورد. در واقعیت نیز از چپ رادیکال تا راست افراطی توانستهاند برداشتهای خودشان را با قرآن و حدیث تطبیق بدهند. بنابراین قبل از استشهاد به متون، به یک دیدگاه کلی نیاز داریم تا نشان بدهد روح کلی اسلام به کدام سو مایل است و اگر در دوره جدید نازل میشد با کدام گرایش اقتصادی همساز بود. از این رهگذر میتوانیم تطبیقهای دینی را از منظر کلان یا با نظر به جهتگیریها نقد کنیم.
چکیده بحث این است که در مذهب شیعه اگر رویکرد کلامی داشته باشیم عدالت (چپگرایی) پررنگ میشود و اگر فقه سنتی را ملاک بگیریم آزادی (راستگرایی) چیرگی پیدا میکند. انقلاب اسلامی در حرکتی فرارونده از فقه به کلام رخ داد و منظور از کلام اینجا نه الهیات به معنای خاص، بلکه بحثهایی است که پیرامون «تکلیف دین بر بشر» یا برعکس «انتظار بشر از دین» صورت میگیرد. این بحثها در دوره مدرن بالاگرفت و به خصوص از آن باب که مسلمانها دچار ضعف و موضوع سلطه بیگانهها شدند صورتهای حاد سیاسی پیدا کرد.
هشدار مهم این است که دوره سنت را نباید ملاک بگیریم. «سنت» واقعیتهای تاریخیِ پس از خلافت امیرالمومنین است یعنی سلطنتهایی که با میراث ایرانی و رومی آمیخته شدند و شریعت در آنها اولویت نداشت. در آن دوره، دینِ سنتی نتوانست دربارها را از جور و استبداد، زمینداران را از بهرهکشی، مالکان را از استثمار و رباخواران را از غارت بازدارد. فقهی که در چنان فضایی رشد کرده طبیعتا نامتوازن است (عبادات و معاملات در آن پروار اما بحثهای اجتماعی و حکومتی نحیفاند) پس قوای قابل اعتنایی برای خروج از سنت ندارد.
در مواجهه با استعمار، نیروی توده آزاد شد و امکانهای جدیدی برای پیادهسازی احکام به دست آمد. در ایران این نیرو اولین بار در تنباکو جوشید و مردم در سپهر عمومی خودنمایی کردند. فقه چند دهه پس از ناکامی در جهاد با روسیه بار دیگر خودش را محک زد، در تنباکو به مسئلهای کلان (سلطه انگلیس) پاسخی اجتماعی داد و این بار موفق شد. از همین نقطه عزیمت، آشکار آمد که هر نظری درباره اقتصاد، مثل آزادی معاملات، در پیوند با سیاست و روابط بینالملل قرار میگیرد و همه ذیل بحث از جامعه و حکومت دینی معنی پیدا میکند. این ارجاع به همان رویکرد کلامی یا انتظار بشر از دین است.
از تنباکو به بعد «استقلال» در صدر نشست و نخ تسبیحی شد تا تحولات بعدی را به هم مرتبط کند. در هر چهار جنبش بزرگ ایران (تنباکو، مشروطه، نفت و انقلاب) فصل مشترک و لحظه آغاز، همآوردی با سلطه و وابستگی با اتکا بر هویت دینی بوده. نیروی اصلی در هر چهار مورد از طبقه متوسط دینمدار (روحانیت و بازار) برآمد و رهبری توده را بر عهده گرفت. حتی در نفت که بیهوده محل بحث و نزاع شده آشکار بود که طیف مذهبی در قیام سی تیر مصدق را به قدرت بازگرداند اما در ۳۲ پا پس کشید. به عبارتی، شاهِ شیعه را به جمهوری سکولار ترجیح داد و دولت سقوط کرد.
در انقلاب اسلامی نیز «وابستگی» و «فرودستی» به عریانترین شکل ممکن عامل خروش مذهبیها از دهه ۴۰ بود. پس نهادی که از چنان نهضتی برآمده (جمهوری اسلامی) برای حفظ ماهیتش باید بحثهای مرتبط را در اولویت بگذارد. اگر پرچمداری تغییر کند و به میراث فقهی بازگردیم به فروکاست در ماهیت یا تنزل در مدعا دچار شدهایم. این روند قهقرایی هر چقدر با شعار و سخنرانی تزیین شود سرانجام انقلاب را در خودش حل میکند. به معنای صریحتر که در سالهای اخیر ملموس شده: با استحاله انقلاب ذیل ادعاهای انقلابی مواجه میشویم.
ادامه دارد
@daneshtalab
هدایت شده از دانشطلب
ادامه از قبل:
هر پاسخی در اقتصاد اولا باید متوجه توده باشد که در برابر استعمار ایستاد و امکان خروج فقه از سنت را فراهم آورد. ثانیا مهمترین غایتی که به آن میاندیشد استقلال باشد نه شعارهای متفاوت (آزادی، توسعه، رفاه). پاسخهای دیگر به معنای خروج از میراث معاصر و اقدام برای پاره کردن نخ تسبیحاند. همه در نظر آزاد هستند اما لوازم سخنشان را باید بپذیرند. مثلا دینمدارهایی که نظام را به جنبش هویتی پیوند میزنند و تنباکو را به درستی آغاز تاریخ معاصر میدانند نمیتوانند در اقتصاد، آزادی و بازارگرایی را سرلوحه قرار بدهند.
سه نکته یاد شده را مرور کنیم: ۱- فقه در دوره سنت پاسخهای کلان نداشت، ۲- نیروی توده امکان فراروی از فقه به کلام را فراهم آورد، ۳- فقه استقلال را در صدر نشاند و سایر پاسخها در نسبت با آن سنجیده میشوند. حال فقهی که متکی به نیروی توده باشد و استقلال مهمترین نگرانیاش به چه الگویی در اقتصاد میرسد: چپ و عدالتخواهانه؟ یا راست و سرمایهدارانه؟ آنها که به بحثهای معاملات در فقه فرار میکنند یا دستوراتِ اقتصاد لیبرال را گزینه ناگزیر جا میزنند از نگاه تاریخی و کلان عاجز هستند، از قبل همه امکانها در اقتصاد را به بیعملی تقلیل دادهاند.
روابط کار پس از انقلاب صنعتی تغییر کرده و بازار دیگر بازار پیشامدرن نیست. یکی گرفتن شرایط با شیوه سلف (استنباط ظاهری از برخی احادیث) لاجرم افتادن به تله قیاس خواهد بود که بین اصولیان شیعه نکوهیده شده. سرمایهداری اساسا پدیده جدیدی است و باید به عنوان امر مستحدث پاسخ بگیرد. از طرفی چون آثار کلان دارد ابتدا باید با ملاکهای کلان در فقه (نفی سلطه، اصل لاضرر، حرمت ربا و اکل مال بالباطل، نفی تداول و کنز و اتراف و اسراف و...) سنجیده شود. این حرامهای اجتماعی همه در سرمایهداری مجازند و هدف برتر (سود و رفاه) توجیهشان میکند.
@daneshtalab
ج | محمّد جاویدی
ادامه از قبل: هر پاسخی در اقتصاد اولا باید متوجه توده باشد که در برابر استعمار ایستاد و امکان خروج
«...این حرام های اجتماعی همه در سرمایه داری مجازند...»
اینکه دانشمندان صریحا به این بحثها وارد میشوند و استدلال میکنند، اتفاقی جدید است؟ یا ما ازین سخنان و تصریحات بیبهره بوده ایم؟
چشممان روشن شد