eitaa logo
علی علیزاده - جدال
31.4هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
2.4هزار ویدیو
9 فایل
تنها کانال رسمی موسسه جدال و علی علیزاده در ایتا دارای تیک آبی نقد و نظر و پیشنهاد فقط از طریق ایمیل: @gmail.com" rel="nofollow" target="_blank">jedaaltv@gmail.com حمایت مالی از جدال بانک ملی بنام مجید علیزاده 6037-9918-1509-9597
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻 ایالات متحده اورانیوم غنی‌شده‌ی ونزوئلا را تصاحب کرد! ▪️وزارت انرژی آمریکا اعلام کرد که بقایای اورانیوم غنی‌شده‌ی ونزوئلا از این کشور خارج شده است. به گزارش این وزارت‌خانه، ۱۳.۵ کیلوگرم (حدود ۳۰ پوند) اورانیوم غنی‌شده‌ی ۲۰% از یک رآکتور تحقیقاتی قدیمی (RV-1) در کاراکاس، طی عملیات مشترکی با حضور بریتانیا، آمریکا و آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای، به کارولینای جنوبی و تأسیسات ساوانا ریور ایالات متحده منتقل شده است. ▪️در حال حاضر، ونزوئلا صنعت فعال تولید برق هسته‌ای ندارد، هیچ رآکتور هسته‌ای تجاری نیز در آن در حال بهره‌برداری نیست، و فعالیت هسته‌ای این کشور در سه دهه‌ی اخیر عمدتاً به برنامه‌های پژوهشی محدود بوده است. اورانیوم غنی‌شده‌‌‌ی مذکور نیز به یک برنامه‌ی قدیمی پژوهشی مرتبط بوده که پس از توقف کار رآکتور تحقیقاتی مربوطه در سال ۱۹۹۱، در کاراکاس باقی مانده بوده است. ▪️ونزوئلا عضو معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) است و حسب گزارش‌های موجود، همواره مطابق تعهدات NPT و پادمان‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی رفتار کرده است. نکته‌ی قابل توجه این است که مطابق معاهده‌ی NPT، مادامی که فرایند غنی‌سازی بخشی از یک برنامه پژوهشیِ اعلام‌شده و تحت پادمان بوده، و به سمت اهداف تسلیحاتی منحرف نشده باشد، اقدامی قانونی و مشروع است و هیچ منعی برای میزان غنی‌سازی وجود ندارد. لذا توقیف اورانیوم غنی‌شده‌ی ونزوئلا، صرفاً با اهداف سیاسی و امنیتی صورت گرفته و طبق معمول، آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای نیز، به مثابه ابزاری در جهت تحقّق اهداف و اغراض ایالات متحده عمل کرده است. ▪️ایالات متحده ادعا کرده است که این انتقال، برای کاهش خطرات اشاعه‌ی هسته‌ای و افزایش امنیت ، هم در آمریکای جنوبی و هم ناظر بر امنیت داخلی آمریکا، انجام شده است. واشنگتن مدعی است که خارج کردن اورانیوم از یک سایت رآکتور غیرفعال، عملاً خطر سرقت، انحراف یا سوءاستفاده از این ماده را کاهش می‌دهد. اما روشن است که این عملیات، نه صرفاً یک اقدام فنی برای کاهش خطرات هسته‌ای، که نمایشی از توان عملیاتی ایالات متحده است که باید در یک بستر ژئوپولیتیکی گسترده‌تر تفسیر شود. به همین خاطر است که دونالد ترامپ از خروج این محموله‌ی اورانیوم به‌عنوان یکی دیگر از پیروزی‌های سیاست خارجی خود یاد می‌کند و وزارت انرژی آمریکا اعلام می‌کند که این موفقیت به لطف یک ونزوئلای جدید و رهبری قاطع رئیس‌جمهور آمریکا ممکن شده است. به علاوه، این‌که کارشناسان آمریکایی و بریتانیایی برای انجام چنین عملیاتی محقّ شده و اجازه‌ی دسترسی به چنین تأسیساتی را پیدا کرده‌اند، مسأله‌ای مهم و معنادار است که عملاً زمینه‌ی آن پس از تهاجمات اخیر ایالات متحده به ونزوئلا و ربودن رئیس‌جمهور قانونی این کشور فراهم شده است. ▪️ ونزوئلا دارای منابع استخراج‌نشده‌‌‌ی قابل‌توجه اورانیوم است و طبق قوانین این کشور، استخراج تجاری اورانیوم _ولو توسط کمپانی‌های خارجی_ هیچ‌گونه منع قانونی ندارد. تنها موردی که با اقدامات ایالات متحده استثنا شده، ایران است. قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت که در ماه ژوئن ۲۰۱۰ پس از یک تلاش دیپلماتیک تهاجمی از سوی ایالات متحده تصویب شد، به همه دولت‌ها دستور داد هرگونه مشارکت ایرانی در «استخراج اورانیوم، تولید یا استفاده از مواد و فناوری هسته‌ای» را ممنوع کنند.//
روز هفتاد و سوم: ایران موضوع مذاکره ترامپ و شی جین‌پینگ، همراه با دکتر رامین کامران سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت ده شب لندن زنده از یوتیوب جدال https://youtube.com/live/9UVSKfoNkU0?feature=share
علی علیزاده - جدال
روز هفتاد و سوم: ایران موضوع مذاکره ترامپ و شی جین‌پینگ، همراه با دکتر رامین کامران سه شنبه بیست و
🎙فایل صوتی نهصد و نهمین اپیزود رادیو جدال منتشر شد. 📣 ۹۰۹: روز هفتاد و سوم: ایران موضوع مذاکره ترامپ و شی جین‌پینگ 🔹 گفتگو با رامین 📆 ۲۳ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ ⏱️ مدت زمان: ۱۳۸ دقیقه ❗️ باتوجه به محدودیت حجمی ایجاد شده در پیام‌رسان ایتا در ماه‌های اخیر، امکان بارگذاری مستقیم فایل‌های صوتی روی این پیام‌رسان میسر نیست❗️ 📥 برای دانلود مستقیم فایل صوتی اینجا کلیک کنید.
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بلاتکلیفی مردم باحاکمیت دوگانه اینترنت برشی از جدال اپیزود ۹۰۹ سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت لینک برنامه https://youtube.com/live /9UVSKfoNkU0?feature=share
روز هفتاد و پنجم: پشت پرده صلح تحمیلی همراه با دکتر احسان فرزانه پنج شنبه بیست و چهارم اردیبهشت یازده و نیم شب زنده از روبیکا و یوتیوب جدال https://youtube.com/live/7LYFOKm6t0M 💻 jedaal.tv 🆔 @jedaaltv
علی علیزاده - جدال
*📌 عربستان سعودی، در جستجوی پیمان امنیتی منطقه‌ای* *نویسنده: پریسا نصرآبادی * 🔻 هم‌زمان با سفر دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده به چین، فایننشال‌تایمز گزارشی منتشر کرده است مبنی بر این که عربستان سعودی در حال رایزنی برای شکل دادن به یک *پیمان منطقه‌ای عدم تعرّض* در غرب آسیا است. 🔻 عربستان سعودی در تلاش است پیمان مذکور را به‌عنوان بخشی از تلاش‌های گسترده‌تر برای مدیریت تنش‌های منطقه‌ای پس از پایان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران مطرح کند و طبعاً حضور ایران در این پیمان یک فاکتور کلیدی است. 🔻 ریاض در نظر دارد *پیمان هلسینکی* (۱۹۷۵) را به‌عنوان یک الگوی مطلوب برای کاهش تنش‌های منطقه‌ای، ترویج همکاری‌های امنیتی و جلوگیری از منازعات آینده مطمح نظر قرار دهد. پیمان هلسینکی، یا دقیق‌تر «سند نهایی هلسینکی» در سال ۱۹۷۵، یک توافق چندجانبه‌ی مهم در دوران جنگ سرد، برای کاهش تنش و تنظیم اصول روابط فی‌مابین شرق و غرب بود. 🔻 با توجه به تحولات ژئوپلیتیکی منطقه، بازیگرانی که قاعدتاً در چنین ابتکاری مستقیماً ذی‌نفع بوده و در آن ایفای نقش خواهند کرد، شامل عربستان سعودی، ایران و سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، و به احتمال زیاد کشورهای منطقه شمال خلیج فارس مانند عراق، ترکیه، و پاکستان خواهند بود؛ ضمن این که مسأله‌ی اسرائیل، بی‌تردید یکی از گره‌های اصلی چنین پیمانی است که پس از جنگ جاری، ابعاد تازه‌ای نیز پیدا خواهد کرد. 🔻 متن گزارش به‌صراحت می‌گوید که «دولت‌های اروپایی و نهادهای اتحادیه اروپا از این ایده حمایت می‌کنند» ولی این حمایت به معنی عضویت آن‌ها در این پیمان نیست؛ بلکه نقش آن‌ها در چارچوب تسهیل‌گری و حمایت سیاسی و دیپلماتیک است. به علاوه، درباره‌ی نگاه و رویکرد چین و روسیه به این موضوع، داده‌ای در این گزارش وجود ندارد؛ حال آن‌که با توجه سطح مناسبات فی‌مابین، رویکرد چین می‌تواند در این خصوص تعیین‌کننده باشد. 🔻 برخی صاحب نظران معتقدند این ابتکار می‌تواند به تهران تضمین‌هایی در برابر حملات احتمالی در آینده بدهد و هم‌زمان کشورهای منطقه را تشویق کند تا با توجه به تجربیات ناخوشایندی که در جنگ جاریِ آمریکا و اسرائیل علیه ایران داشته‌اند، امور امنیتی‌، دفاعی و سیاسی خود را با عاملیت بیشتری مدیریت کنند و در برون‌سپاری تأمین امنیت خود بازاندیشی کنند. 🔻با این حال، ابهاماتی وجود دارد که چنین پیمانی با رژیم اسرائیل به مثابه مهم‌ترین عامل ایجاد بی‌ثباتی و تنش در منطقه چه نسبتی خواهد داشت. بسیار محتمل است که اسرائیل در جهت تضعیف اثربخشی چنین پیمانی عمل کند؛ زیرا با حضور ایران در این پیمان، مجموعه‌ی اقدامات و تلاش‌های تاکنونی این رژیم برای اهریمن‌سازی و امنیتی‌سازی از موجودیت ایران بی‌اثر شده و متعاقباً تل‌آویو به‌عنوان بزرگ‌ترین منبع ایجاد بحران در سطح منطقه شناخته خواهد شد. 🔻واکنش‌های احتمالی آمریکا و رژیم اسرائیل به پیمان عدم تعرّضِ پیشنهادی عربستان سعودی یکسان نخواهد بود: ▪️ *رویکرد احتمالی آمریکا* برای آمریکا، چنین پیمانی می‌تواند از نظر کاهش تنش‌های ناخواسته، حفاظت از زیرساخت‌های انرژی در کشورهای متحد و شریک آن، و کاهش خطرات جنگ‌های مستقیم و خارج از کنترل آمریکا قابل قبول باشد. در عین حال، واشینگتن تلاش خواهد کرد تا از این مسأله مطمئن شود که این ابتکار، به تضعیف ائتلاف‌های تاکنونی‌اش _به ویژه ترتیبات امنیتی آمریکا در خلیج فارس_ منجر نشود. در نهایت، آمریکا ممکن است به شکل مشروط این پیمان را مورد تأیید قرار دهد. ▪️ *رویکرد احتمالی اسرائیل* رژیم اسرائیل این پیمان را از زاویه‌ی جایگاه خود در «معادله امنیتی منطقه» می‌سنجد. اسرائیل در مقابل هر سازوکاری که ایران را وارد یک نظم منطقه‌ای کند، خواهد ایستاد. عدم حضور اسرائیل در این طرح نیز، به معنای نادیده‌گرفتن منافع امنیتی رژیم یا حتی نوعی انزوای سیاسی است. روشن است که رژیم اسرائیل چه در جنگ جاری و چه در دوران پس از این جنگ، نسبت به محدود شدن نقش منطقه‌ای ایران و به دست آوردن تضمین‌های سخت امنیتی _که در چارچوب سیاست مهار ایران می‌گنجد_ پافشاری خواهد کرد. ▪️به بیان روشن‌تر، آمریکا ممکن است چنین پیمانی را یک ابزار مهار تنش بداند، ولی اسرائیل آن را یا تهدیدی برای برتری امنیتی خود در منطقه ارزیابی می‌کند، یا فقط در صورتی تحقق آن را می‌پذیرد که سازوکارهای پیش‌بینی شده در این پیمان، به ضرر ایران و به نفع معماری امنیتی موردنظر تل‌آویو طراحی شده باشد. به همین دلیل، این طرح اگرچه از نظر دیپلماتیک جذاب به نظر می‌رسد، اما از نظر سیاسی بدون توافق جمعی روشن بر سر نقش اسرائیل، بسیار شکننده خواهد بود.//
15.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
موضع ایران در مذاکرات برای حیثیت یا بقا؟! تهدیدات موجودیتی در برابر ایران را نمیشود به مثائل حیثیتی و اخلاقی تقلیل داد.
آیا شی جین‌پینگ ایران را با تایوان تاخت زد؟ گفتگو با مایکل هادسون پنج شنبه ۲۴ اردیبهشت هشت و نیم شب زنده از جدال انگلیسی https://youtube.com/live/sQ-woSVXoBo?feature=share مایکل هادسون اقتصاددان برجسته و الترناتیو امریکایی است که کتاب سوپرامپریالیسم او در سال هزار و نهصد و هفتاد و دو انقلابی در فهم نقش دلار در امپراطوری امریکا بود. از او کتاب «کشتن میزبان چگونه انگل های مالی و بدهی اقتصاد جهانی را نابود می کنند» به فارسی ترجمه شده. در جدال امروز از او درباره دیدار ترامپ و شی و تاثیرش بر جنگ با ایران می پرسم. این لایو به انگلیسی است اما تا ساعتی بعد از انتشار زیرنویس ان منتشر خواهد شد.
علی علیزاده - جدال
📌 *ایران، جنگ امپریالیستی، و تقویت نظم چندقطبی* خلاصه‌ای از *گفتگوی جدال با رادیکا* *دسای* بخش اول: ” _رادیکا دسای، استاد دانشگاه مانیتوبا در کانادا و یکی از برجسته‌ترین تحلیل‌گران معاصر اقتصاد سیاسی بین‌الملل، چندقطبی‌گرایی و افول هژمونی غرب است. آثار او بر تغییر توازن قوا میان ایالات متحده، چین، روسیه و جنوب جهانی، و هم‌چنین بر بحران سرمایه‌داری نئولیبرال و پیدایش نظم جهانی چندقطبی متمرکز است. او نویسنده و ویراستار چندین کتاب مؤثر از جمله «ملی‌گرایی توسعه‌ای و فرهنگی»، «سرمایه‌داری، ویروس کرونا و جنگ» و آثار دیگر است.“ _ 🔸 در این گفتگو، دسای پیرامون علل و معانی جنگ اخیر ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران و وضعیت نظم جهانی چند موضوع کلیدی را مطرح می‌کند: 🔻 نخست، این‌که نمی‌توان دلیل ورود آمریکا به این جنگ را صرفاً به نفوذ لابی صهیونیستی در واشنگتن یا نقش شخصِ نتانیاهو فروکاست؛ این عوامل حتماً مهم‌اند اما تنها بخشی از یک ساختار بزرگ‌ترند که هدف آن، حفظ منافع سرمایه‌داری شرکتی آمریکایی و تسلط آن‌ها بر اقتصاد جهانی است. او «اقتصاد سیاسی ژئوپولیتیک» را ابزاری نظری می‌داند که سیاست داخلی (شامل مبارزات طبقاتی، علیه تبعیض نژادی، جنسیتی و...) را در کنار سیاست بین‌الملل (مانند جنگ‌ها و منازعات ژئوپولیتیکی)، در یک قاب واحد می‌گذارد و از مجموع پویایی‌های این عرصه‌ها و فهم آن‌ها در میدانی وسیع‌تر، چنین نتیجه می‌گیرد که رشد «چندقطبی‌گرایی» محصول تغییر در توازن قدرت تولیدی جهانی است. 🔻 دوم، دسای افول توانمندی‌های امپریالیستی آمریکا را طی چند دهه‌ی پیاپی رهگیری و سپس تحلیل می‌کند. به زعم او نئولیبرالیسم، مالی‌سازی و صنعتی‌زدایی باعث تضعیفِ پویایی تولیدی، افزایش نابرابری و بحران‌های سیاسی داخلی در ایالات متحده شده‌اند؛ این بحران‌های داخلی (مانند ظهور ترامپ و تبعات آن) سیاست خارجی تهاجمی‌ای را تولید کرده است که بیش‌تر نمایشی، ناشی از ناامیدی داخلی و تلاشی برای کسب پیروزی‌نمایی انتخاباتی است تا یک «راهبرد عقلانیِ بلندمدت». هم‌زمان توان نظامی و ظرفیت نوآوری دفاعی آمریکا نسبت به گذشته کاهش یافته و این به تضعیف ابزارهای قهری آن منجر شده است؛ چنان که یکی از نمودهای این کاهش ظرفیت را در بحران اوکراین دیده‌ایم. بنابراین، ترامپ نشانه‌ای از یک بحران است که او قادر به کنترل آن نیست، و طبیعی است که وقتی یک هیولای عظیم از درد به خود می‌پیچد و زجر می‌کشد (یعنی امپریالیسم آمریکا در بحران)، می‌تواند اطراف خود را ویران کند. جنگ جاری علیه ایران را باید در این چارچوب دید که به خوبی این واقعیت را آشکار کرده است: خواست ایالات متحده برای ادامه‌ی سیاست‌های امپریالیستی هم‌چنان قدرت‌مند است، اما ظرفیت‌ها و توان آمریکا نسبت به توانایی‌های سایر کشورها به طور نسبی کاهش یافته است. به همین دلیل است که اهداف اعلامی ترامپ در جنگ علیه ایران _از جمله تغییر رژیم در ایران یا استقرار حکومتی که با او تعامل کند، توقف برنامه‌ی هسته‌ای و فروپاشی توان نظامی ایران_ هیچ‌یک محقق نشده است. 🔻 سوم، درباره‌ی نقش بازیگران دیگر عرصه‌ی بین‌الملل (نظیر چین، روسیه، و دیگر قدرت‌های نوظهور جنوب جهانی)، دسای معتقد است که ظهور و توانمند شدن آن‌ها روند چندقطبی‌گرایی را تسریع کرده است؛ زیرا اکنون بخش‌های دیگری از جهان با مشارکت چین، ظرفیت تولیدی و توان دفاعی خود را گسترش داده و در حال تقویت آن هستند؛ اما این چندقطبی‌گرایی یک بلوک‌بندی ساده «جبهه‌ی امپریالیستی علیه جبهه‌ی ضدامپریالیستی» نیست و کشورها و جبهه‌ها، هنوز سیّال و متکثّرند. به علاوه روشن است که کمک‌ها و حمایت‌هایی از سوی چین و روسیه در مواردی مانند جنگ غزه یا جنگ ایران وجود دارد، اما به دلایلی مانند افزایش ریسک تقابل‌های‌ هسته‌ای و نیز اولویت‌های داخلی این کشورها (مانند بحران اوکراین) ابعاد این کمک‌ها و مستقیم بودن آن در برخی موارد را محدود می‌کند. پایان بخش ۱/
علی علیزاده - جدال
📌 *ایران، جنگ امپریالیستی، و تقویت نظم چندقطبی* *گفتگوی جدال با رادیکا دسای* بخش دوم: 🔻 چهارم، درباره‌ی ابزارهایی مانند محاصره، تحریم و «پترو‌دلار»، دسای تأکید می‌کند که تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی گرچه ویرانگرند، اما به ندرت می‌تواند به هدف «تغییر رژیم» منتهی شود؛ تجربه‌ی کوبا، روسیه و ایران گواه این موضوع است. لذا تحریم‌ها را نیز باید به‌عنوان یک «چاره‌ی موقتی» یا ابزاری دانست که در چارچوب افول قدرت قهری آمریکا به‌کار گرفته می‌شود، نه به‌عنوان ابزار مؤثرِ استراتژیک برای تسلط بلندمدت. به همین خاطر، فوریت رفع تحریم‌ها برای ایران روزبه‌روز کاهش می‌یابد؛ زیرا چین کالاها و خدمات بیشتری ارائه می‌دهد که ایران می‌تواند آن را خریداری کند. همین یکی از دلایلی است که رژیم تعرفه‌های ترامپ نتوانست اثرگذاری بلندمدتی داشته باشد؛ چرا که آمریکا دیگر آن جایگاه بازارِ تعیین‌کننده‌ی مطلق را ندارد که کشورها را بابت از دست‌دادن‌ بازار خود بترساند. بسیاری از کشورها می‌توانند بدون صادرات به آمریکا زندگی کنند؛ حتی به سودشان است که تجارت خود را با یکدیگر توسعه دهند و ظرفیت تولید و مصرف داخلی خود را تقویت کنند، تا تجارت متوازن‌تری شکل گیرد که نیازی به پولِ میانیِ عظیم (دلار) نداشته باشد. نظام دلاری، مبتنی بر گردش عظیم سرمایه در کشورهای خلیج فارس، اروپا و شرق آسیا است؛ اگر این جریان‌‌های مالی دلارمحور، به دلایلی مانند نیازهای بازسازی یا اولویت‌های داخلی کشورها متوقف شوند، فروپاشی ساختاریِ نظام دلاری سرعت می‌گیرد. به‌علاوه، بازارهای مالی امروز تا حد زیادی از اقتصاد تولیدی جدا شده‌اند (حباب‌سازی مالی) و سقوط حباب می‌تواند ضربه‌ی سختی به اقتصاد جهانی دلاریزه وارد کند. 🔻 پنجم، در باب دلارزدایی و جایگزین‌های آن دسای معتقد است که این فرایندها خودکار و قطعی نیستند؛ پیش‌رانی قابل توجه آن‌ها وابسته به انتخاب‌های سیاسی داخلیِ کشورها و میزان تمایل نخبگان به حفظ دسترسی به سیستم دلاری است. بسیاری از الیت‌ها و بخش‌های خصوصی در کشورهای در حال توسعه، سرمایه و منافع‌شان را در نظام دلاری پارک کرده‌اند؛ تا زمانی که دولت‌ها کنترل سرمایه و جهت‌گیری اقتصادی را به‌دست نگیرند، این جایگزین‌سازی دشوار خواهد بود. با این حال، اگر حباب نظام دلاری بترکد یا جنگ‌ها منابع کشورهای صادرکننده‌ی دلار را به مصرف داخلی بکشانند، فروپاشیِ خودبه‌خودیِ دلاری محتمل است. 🔻 ششم، دسای چند نکته‌ی راهبردی پیرامون ایران طرح می‌کند: تلاش ایران در کوتاه‌مدت برای کاهش درد تحریم‌ها منطقی است، اما رسیدن به این هدف نباید به بهای از دست‌دادن حاکمیت اقتصادی باشد؛ در عین حال لازم است پیوندها با دیگر کشورها (به‌ویژه جنوب جهانی و چین) عمیق‌تر شود و ساخت ظرفیت تولیدی داخلی و تجارت متوازن با شرکای منطقه‌ای تقویت گردد. دسای پیش‌بینی می‌کند که در ۵ سال آینده احتمال رخدادهای بزرگ اقتصادی (مانند سقوط حباب یا تشدید دلارزدایی) وجود دارد و ایران باید هم آماده‌ی بهره‌برداری از این فرصت‌ها باشد، و هم باید به نحوی پیشگیرانه نسبت به مصون‌سازی خود در برابر شوک‌های ناشی از این رخدادها اقدام کند. 🔸 در مجموع، دسای تصویری از جهانی ارائه می‌دهد که در فرآیندی تاریخی و پیچیده به‌سمت چندقطبی شدن و جابه‌جایی توازن تولیدی حرکت می‌کند؛ اما این مسیر نه خطی است، نه سریع، و نه صرفاً محصول طراحی یک بازیگر؛ بلکه ترکیبی از افول ساختاریِ غرب، مقاومت و توانمندسازی کشورهای دیگر به ویژه در جنوب جهانی، منازعات داخلیِ کشورها، و نیز رویدادهای بحران‌زا (نظیر جنگ، یا سقوط حباب مالی) در تکوین و شکل‌یابی آن تعیین‌کننده خواهد بود. ایستادگی کشورهایی چون ایران در برابر بلوک غرب و به طور مشخص امپریالیسم آمریکا نیز نشان‌دهنده‌ی واقعی بودن چندقطبی‌گرایی است. پایان متن