خدایا منو شفا بده نشستم برای داستانی که خودم نوشتم و کاراکترهایی که خودم خلقشون کردم گریه میکنم لعنت بهت pms 😭😭😭.
چه جوری استادم رو بوس کنم که وقتی بعد یه هفته تازه شب آخر داستانمو براش فرستادم و اون به جای اینکه بهم بگه چه غلطی خوردی این همه وقت داشتی ، بهم گفت سریع چند خط فیلمنامهات رو بنویس بفرست . تازه بهم خسته نباشید بهم گفت 🎀🤏:)))))
جِنابِ او +:
- یه پیام باعث نمیشه گریه کنی ، اون پیام:
دلم برای کوکبِ کودک و دوستها و خاطرات اون زمانش تنگ شده(:
امروز یه آقاهه داشت پشت ماشین اقدس چراغ میداد من اینجوری بودمم وای بیااا اینن ور بزاررر این بره ، اقدس داشت هی گاز میداد که یهو دیدیم آقاهه خودشو بهمون رسوند و داد میزد چادرتون بیرون ماشینهه🤣🤣🤣🤣.
هدایت شده از آبیِآسمان⛅️✧!
میخواستم عود با بوی شیر هم بخرم که خداروشکر دوستان مانع شدن😭🤣
#بویزندگی 🍃