من تو را با خونِ دل از یاد بردم ، لطف کن
هر کجا چشمت به من افتاد کج کن راه را . . .
به خدا امشب یه چیزیم میشه قابلمه ی سوپ رو آوردم به بابام میگم مرغا رو اینجا خالی کن بعد یه لحظه دیدم خاک تو سرم این قابلمه سوپهههه.
جِنابِ او +:
به خدا اگه روی یکی کراش بودم امکان نداشت که هر جا میرم باشه و سر سفره جلوم بشینه ولی چون ازش بدم میا
میبینید به خداااااا من توی عید تهش یه بار اون آدمووووو میدیدمممممم حالا هی هر جا من میرم هستتتتتت.
از ترکیب دوتا از خانوادها همیشه متنفرم هر جا هم میرم این دوتا ترکیب هستننننننن/:
مامانم عبای منووو پوشیدهههه خیلی خانوم شدههههه بعد من شبیه صغرا ۲ ساله از تهران شدم /: