انقد که پسرمو هر روز دیدم دلش براش تنگ شده حالا من الان کیو بغل کنم انگشته کوچولوشو بکنه توی جای اثر انگشت گوشیم بعد گوشیو بگیره بزاره کنار گوشش بگه الوووو😭🤌.
خب من ساکمو جمع میکنم میرم خونشون زندگی میکنم هم کمک مامانش میکنم هم پسرمو میبینم .
تازه یه پسر زشته دیگه هم دارم وقتی دستمو میزارم روی دل مامانش تا ببینم تکون میخوره یا نه یه ذره هم تکون نمیخوره تا دستمو بر میدارم شروع میکنه بندری زدن این از همین الان داره میگه بیا لهم کن /:
جِنابِ او +:
تازه در طی حرکت خیلی عجیبی باباش هر کی که سر سفره بود رو دعوت کرد جمعه خونشون به خدا شانس منو میبین
باورتون نمیشه امشب باباش به مامانم گفت که آره میایم خونتون و اینا بزارید شبای قدر تموم شه مامانم داشت تعارف میکرد آره هر وقت خواستید بیاید و اینا باباشم برگشت گفت بیایم از شام میایم . امیدوارم همه ی اینا یه تعارف ساده باشه 😂😞.
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
اکنون سه دستهایم برای قطع سه سر از اژدهای فساد و خونریزی در اسلام؛ تا امت را از این همه اختلاف و تفرقه برهانیم.
دستهای به شام برای کشتن ظلم معاویه
دستهای به مصر برای کشتن مکر عمروعاص
و ما؛ دستهای به کوفه برای کشتن عدل زیادهی علی. امشب وقتی هرکدام به محرابی امام قوم خویش است، برق سه شمشیر نجاتی خواهد شد بر امت متفرق اسلام. پس ای شمشیرها نلرزید و استوار باشید که امشب انتقام خونهای صفین و نهروان بر شماست.
عبدالرحمن اینها را گفت و اشاره کرد به شبیب و آرام گفت که دیگر تکرار نمیکنم، وقتی جماعت در سجدهاند برمیخیزی و فرق علی را دو نیم میکنی؛ تو اگر موفق نشدی یا کشته شدی، پس من کشنده علیام. در سحر نوزدهم، وقتی جماعت در سجده بود، شمشیر بلندی از بین جماعت بالا رفت. فریاد اللهاکبری هم. اما به طاق کوتاه مسجد کوفه گیر کرد و لغزید و مردم گرفتندش. شبیب بود. علی انگار که هیاهوی مسجد را نمیشنود، باز به سجده رفت. عبدالرحمن این بار در میان هیاهو کار نیمه را تمام کرد. خون خلیفه، شتک زد به محراب و منبر. عمامه از میان دو نیم. فردا خبر در بلاد اسلام پیچید که ظالم و مکّار جان به در بُردند، و تنها سومی بود که فرقش شکافت. بله... عدالت میمیرد، و ظلم و مکر میماند.
«مهدی مولایی»
به اقتباسی اندک از «مجلس ضربت زدن» از بهرام بیضایی
هدایت شده از [괜찮아?!.^-^]🇮🇷🍓🇵🇸
https://eitaa.com/32009412/37261
یونسو رو نمیشناسم🦦
فک کردمکوکب قبلا دیدتش
بگو کوکب بیاد باهم عر بزنیم 🦥