همسایه بغلیمون یه لحظه صدای گریه اش اومد توی خونه ما امیدوارم هیچ وقت صدای گریهام نرفته باشه خونه بغلی :_
خدایا من حتی پشت گوشی هم خجالت میکشم با استاد حرف بزنم و سوال بپرسم حس میکنم با خودش میگه این یارو چه اسکلههههه.
دلم یه چیزی میخواد قشنگ گریمو زیادی در بیاره مثلاً سه چهار لیتر گریه کنم خالی شم .
یعنی من عالیم اصن توی ذهن خودم به یکی فرصت میدم باهاش شرط میبندم و منتظر میمونم در حالی اون آدم اصلا خبر نداره/:
_یونگ پیل خیلی دوستت دارم واقعا دوستت دارم با هر پسری که قرار گذاشتم فراموشت کنم ولی هیچ وقت رابطم باهاشون دووم نیاورد ، میدونی چرا ؟ چون هیچکدومشون تو نبودن .
با هم راه میرفتیم و غذا میخوردیم ولی فقط به این فکر میکردم که چرا کسی که جلومه چو یونگ پیل نیست ، اینجا دارم چیکار میکنم .
_چو سامدال .
_ یه نفره که با اینکه عاشق بوده مجبور میشه جدا شه بعد همچین یه حس دردناکی داره ، قبلش هزار تیکه شده ، گریه میکنه ، تنها کاری که از دستش بر میاد گریه کردنه.
_چو یونگ پیل
هدایت شده از - خـانومِ۲۷۴.
به جرج جرداق گفتند: شما یک مسیحی هستی و خیلی هم مذهبی نیستی ، چه شد که در مورد حضرت علی ع کتاب نوشتی؟
به گریه افتاد و گفت: مرحوم علامه امینی هنگامیکه کتاب الغدیر را نوشت ، چند جلد از کتاب را برای من فرستاد ، یک نامه هم نوشت و گفت: "آقای جرج جرداق! شما یک حقوقدان و وکیل دادگستری هستی ، نه شیعه هستی و نه سنی که بگوییم طرفداری میکنی ، کار تو دفاع از مظلوم است. ما با اهل سنت بر سر علی ع دعوا داریم ؛ ما میگوییم حق با علی ع است آنها میگویند نه.
حالا این چند جلد کتاب الغدیر را به عنوان پرونده مطالعه کنید. تمام مدارک هم از اهل سنت است. من از شیعه چیزی در آن ننوشتهام.
شما هم در حد یک وکیل دادگستری قضاوت خود را برای من بنویسید".
جرداق میگوید: وقتی دیدم انسانی مرا به عنوان وکیل دادگستری مخاطب قرار داده و از من کمک خواسته بی انصافی است ، اگر کمک نکنم بنابراین پذیرفتم.
وقتی کتابها را دقیق خواندم ؛ دیدم در تاریخ از علی ع مظلومتر نمیشناسم و لذا تصمیم گرفتم به اقتضای شغلم که وکیل دادگستری است ، از این مظلوم دفاع کنم و کتابِ « الامام علی صوة العدالة الانسانیة » را نوشتم.
منی که فک میکردم طراحی توی آ ۳ بهتره و راحت تر اندازه رو در میارم الان سر در آوردن اندازه و کج و کوله شدنش دارمممم گسسته میشم /:
اگه پسر بودم حتما میرفتم نجف درس میخوندم اصن شهری که بابا علی اونجاست یه چیز دیگسسس.
از اینکه دارم به چیزایی کلی باهاشون مبارزه کردم برمیگردم برام آزار دهنده اس /: