هدایت شده از -بورا
امروز صبح داشتیم با کوکب اینو میدیدیم و وقتی سرمونو بالا میاوردیم و کلاسو میدیدیم همه رو به قلدرا تشبیه میکردیم... حتی خودمون😭😂😂
اصلا وقتی سریالیو با هم میبینیم، قدرت تاثیرپذیریمون هزار برابر میشه
جِنابِ او +:
امروز صبح داشتیم با کوکب اینو میدیدیم و وقتی سرمونو بالا میاوردیم و کلاسو میدیدیم همه رو به قلدرا
بلقیس صدف رو از جلو صدا کرد که بیاد عقب بعد اینجوری بود که یعنی من الان یه قلدرمم😂😞
در طی حرکت خیلی سریعی تازه اذان هم گفته بود بعد یهو تصمیم گرفتیم بریم توی کوچه افطار کنیم ، و از راه دور شبیه این خانواده های مستضعف بودیم /:
طرحای فضا رو جلوم گذاشتم هی من به اون نگاه میکنم هی اون به من و هی تاریخ ژوژمان یادم میاد ولی خسته تر از اون حرفامممم
شب ها با کلی ناراحتی و غم میخوابم ولی وقتی میرم مدرسه اصلا نمیتونم توی ناراحتی و غم بمونم چون نمیدونم چه چیزی داره که شروع میکنیم به خندیدن و تا ظهر و بیایم خونه هم ادامه داره و جالب این جاست که واقعا به چیزای چرت و پرت میخندیم/:
هدایت شده از -بورا
تنها چیزی که خوب یادم مونده این بود که صبح وارد مدرسه شدیم داشتیم پشت سر یه دختره میرفتیم. دختره سرش تو کیفش بود داشتم دنبال یه چیزی میگشت و در همون حین از بین وسایلش یه دوهزاری افتاد کف زمین... بعد برگشت نگاش کرد و رفتتت
حالا ماا سهه تاا اون وسط استپ کرده بودیمم
من هی اینجوری بود که بردارم بهش بدمم بعد دیدم نهه خودش دید افتاده و اهمیت نداادد و تندد داارهه میرهه
علامت سوال تو چهرمون اون وسط خیلی جالب بود😔😂