الان سیس دارم که میخوام برم قلعه ها رو فتح کنم و یک زن موفق بشم در حالی از فردا که شروع کنم به شکر خوردن میوفتم 🤣😞
الان فقط ۳ تا درس تونستم بخونم مغزم داره منفجر میشه از این همه اطلاعات چجوری باید ۲۳ تا دیگشو بخونمممم/:
ای کاش ستایش هیچ وقت نمیگفت که بهت پیام میدم ببینم تا چقد خوندی و الان من هنوز یک دونه درس هم نخوندم و اون از من جلوترررههه چرا حس رقابت منو برانگیختی زن .
نمیدونم واقعا قراره چجوری ۲۶ درس و کلی اسم های عجیب غریب رو تو ذهنم نگه دارم و امتحان بدم /:
دلم نمیخواد دوازدهم برم چون واقعا کلاس بدون اذیت کردنای همتا و نبودن صدف فک نکنم بتونم تحمل کنم :_
اصلا دلم نمیخواد باور کنم این آدمارو کمتر یه ماه دیگه امکان داره برای همیشه نبینمشون و ما فقط بخشی از زندگی هم دیگه بودیم که شاید چند سال بعد فراموش کنیم که اصلا همچین آدمایی توی زندگیمون بودن که یه روزایی باهاشون میخندیدیم.