وقتی توی مسیری بعد یهویی حرمو میبینی واقعا یکی از بهترین حس های دنیاست انگار بعد این همه سختی رفتی توی بغل امام حسین.
داشتم آروم به دوستم میگفتم ایشالا سال دیگه با شوهرم میام و اینا و بقیه انگار یه چیزایی شنیدن و مجبورم کردن حرفمو بلند بزنم و هاهاها الان همه میدونن من میخوام سال دیگه با شوهر نداشته ام بیام.
از مرز رد شده بودیم بعد یه گوشه نشسته بودیم تا بریم سوار اتوبوس شیم من در حال کنترل اشک بودم بعد یهو یکی از مردای کاروان برگشت بهم گفت ناراحتی از کربلا برگشتی ؟ منم اینجوری بودم که تروخدا باهام حرف نزن الان میشنم زار میزنم همین وسط .
هدایت شده از کیدراما بولا بولا ^-^
و در آخر مرهم زخم ووک همون کسی بود که زخم رو ایجاد کرده بود..
#کیمیای_روح2
@kdrama_bolabloa
گوشی مامانم رو توی کربلا ازمون دزدیدند زنگم بهش میزدیم طرف جواب میداد حرف نمیزد بعدم اینا تا امروز که من زنگ زدم به شماره مامانم که اون فردی دزدیده فش بدممم بعد یهو یه زنه برداشت و گفت گوشیتونو شوهرم از کربلا آورده ایران و بیاید بگیرید ، پشمام ریخته بود کف زمینننن🤣😭 ، نتیجه اخلاقی همیشه هم عصبانیت و فش دادن کار بدی نیستتتت.
من : چرا سینگلم چرا کسی منو نمیبینه.
من وقتی کسی بهم پیام میده و میگه بیا آشنا بشیم و خودت رو معرفی کن:
چرا باید خودمو به آدم غریبه معرفی کنم؟؟ اصن چرا باید با یه غریبه آشنا بشم؟؟.
دیشب خواب دیدم که با یه آدمی ازدواج کردممم که اصن طرف تایپم نیست و پشیمونم بعد همون لحظه اینجوریم که بیام اینجا بگم شوهرم کردم یا نه😂😭