من بعد اینکه بالاخره از فروپاشی روانی نجات یافتم به زندگی برگشتم : عههه چه خوب میشدد برا هیجان دوباره قلبم سنگینی کنه و نتونم نفس بکشم و کل روز رو گریه کنم .
داشتیم امروز اونو بازی میکردیم با بلقیس و یلدا و بقیه بعد سر یه چیزی منو و بلقیس اختلاف پیدا کردین داشتیم بحث میکردیم بعد یکی از بچها فک میکرد دعوای ما چقد جدیه هی بغل گوش من اینجوری بود که صلوات بفرستید تمومشههه🤣🤣🤣
سر کلاس خواب بودم با این جیغ این آدمای روانی بیدار شدم سرمو آوردم بالا فک کردم چه اتفاق افتاده بعد دیدم معلم توی موهو براش هارو آورده و اینا عین اسکلا که تا حالا انگار براش ندیدن دارن به خاطر تک تکشون جیغ میکشننن ، خب خدا لعنتون بابا .
کیه که نشسته کلی روی پروژه اش کار کرد تا برا فردا راحت باشه ولی همش پریده ؟ آفرین منه بدبختتتت
من هیچ نظری راجب آیندم ندارم فقط دلم میخواد آیندم جایی باشه کناره آدمایی که همیشه بخندم و از شدت خنده دشوییم بریزه ، مث همین روزایی که توش هستم خنده واقعا چیزی مهمیه به نظرم.
یعنی پلی لیستم اینجوریه که دو دقیقه دارم وسط اتاق قر میدم بندری میزنم دو دقیقه بعدش نشستم کف اتاق زار میزنم تا اتاقمو سیل ببره.