اومدم خونه دیدم سر این بچه روسرییی کردننن تموم ابهتت پسر بودننن بچمو بردننن🤣🤣😭
یه جوری این بچه رو بقچه پیچ کردن انگار اومده سیبری ، درسته خونه ی ما سرده ولی دیگه نه انقد 😂😞.
ایلیا اولین افطار زندگیش رو خونه ی ما بود و بچه انقد روزه بهش فشار آورده بود که زودتر از هممون افطار کرد نون و پنیر و چاییشو خورد .
محتوای صحبت منو و تو همتا اینجوریه که اولش راجب مشکلات موهوعه بعد کم کم میریم تبادل اطلاعات و چیزایی که دیدیم تهش دیگه میرسه به مشکلات خانوادگیش.
هدایت شده از [괜찮아?!.^-^]🇮🇷🍓🇵🇸
یاد یه مداحی مورد علاقهم از آسیدرضا افتادم، میگفت
به خونه برگردیم، خونه آغوش حسینه مگه نه؟
به خونه برگردیم خونه بین الحرمینه مگه نه؟ :)
#کاف_سین
+ دقیقا متم یادش افتادم :")
ویویویویویویوی
تراپی ؟ نه ممنون پلی لیست موسیقی بلقیس رو میگیرم دستم و هر چیز بی ربط به هم رو پخش میکنم و تا خوش بگذره.
من وقتی دارم با سودا جدی راجب مشکلاتمون حرف میزنیم: بلقیس و یلدا که تازه یادشون افتاده که میتونن دلقک باشن .