امروز یلدا از معلمه پرسید که تا کی باید بیایم مدرسه و اینا طرفم برگشت گفت سه شنبه یلدا هم خیلی عادی گفت پس خداحافظ🤣😞
-امروز معلمه زنگ آخر با خداحافظی کردناش باعث شد یادم بیفته که سه سال از اینکه با این آدما آشنا شدم میگذره ، سه سال از اولین باری که کنار بلقیس نشستم و شدیم بغل دستی ، از اولین تعامل من با همتا که کل زندگیش رو برام تعریف کرد ، اولین باری که بهاره اومد میزجلوی ما خوابید ، از اولین داستانای سودا از کراشاش ، از اولین باری که یلدا اومد سر میزم کلی بوجیموجیم کرد و کل لیسینگ اون روز از روش نوشتم ، و کلی اولینهایی که شاید من یادم نیاد ولی همه ی این لحظات فوقالعاده خیلی زود تموم شد و من نمیخوام به این فک کنم کمتر از سه ماه دیگه باید با این همه خاطره و آدم های مورد علاقم خداحافظی کنم و از الان دلتنگی داره خفم میکنه و فقط میتونم بگم من از خداحافظی متنفرم.
واقعا میتونم بشینم ساعت ها به خاطرش گریه کنم من از دلبستگی به آدما متنفرم..؛:)
من یکشنبه در حال هوار زدن راجب اینکه من مووآن کردم : اکسپلورمم که هر چیی پستت عاطفی و احساسی رو جمع کرده برام تا امتحانم کنه.
هدایت شده از مُنیب ؛
و در آخر ..
همین که تو راضی به رنج و اندوه من شدی،
جواب تمام سوال هایم را گرفتم !!