امروز رفتیم باهاش حرف زدیم که میتونیم بریم خونه و اینا برگشت که اگه معاون بزاره ، رفتم با معاون حرف زدم اوکی داده حالا اومده صدامون کرده آره بیاید برید این معلمه چی گفته باشه خوبه ؟ برگشته میگه عه مگهتوام میخوای بری من فقط فک کردم بلقیس میخواد بره ، میگیم خانم دوتایی اومدیم حرف زدیم میگه تو کهه همیشهه هستییی یعنی چی واقعااا انگار من کَنه بلقیسم همش دنبالشممم خلاصه تف تو ذاتت زنیکه .
تازه بزارید اینم بگمممم 🤣🤣🤣
کار ترمم اولِ بلقیس به اون خوشگلی رو نفرستاده جشنواره و کاره سوگلی های خودشو فرستاده تا اونا مقام بیارنن و نکنه یه وقت مام یه موفقیتی چیزی داشتی باشیم .
امیدوارم با یکی ازدواج کنم که بچه ی اول باشه و کلی خواهر و برادر داشته باشه حداقل عروسی نزدیک زیاد داشته باشم.
میدونی امروز بقیه تازه متوجه یه چیزی شدن که تو پنج سال پیش زمانی که خودمم بهش دقت نکرده بودم تو متوجهش شده بودی و بهم گفتی آره دیگه خلاصه ....
امروز نویسنده ی کتاب چایت را من شیرین میکنم بهم گفت روسریت چقدقشنگههه ، خب دیگه این روسری قراره قاب بشههه تا ابد ازش نگهداری کننمم😂😭.