eitaa logo
شیعه مَہد؎🌱
1.4هزار دنبال‌کننده
6.9هزار عکس
6.6هزار ویدیو
67 فایل
‹‹بِسـم‌‌ِاللّھ‌‌ِالخَلَق‌َالمَہد؎.🤍 ماشیعه‌مَہد؎فرزند‌نائب‌امام‌زمان فرزندشهیدسیدعلی‌خامنه‌ای💔 منتظرانتقام‌باشید شیعه‌به‌دنیا آمدیم‌که‌مؤثردرتحقق ظهورمولاباشیم.🤍🌚 مُتولدِ1403/2/22 اينجا!؟ چنلےازبوی دلنتگی‌فراقِ مَہد؎ِفاطمه🫀⛓ آیدی مالک: @gomnAm1_3_5
مشاهده در ایتا
دانلود
~\ شاهرخ /~ بابا اصلا آدم بی‌ملاحضه‌ای نبود! ولی حتما این کارش دلیل داشت! دلیلی داشته که اون موقع به تیمسار اولتیماتوم داده بود که نزاره من تا چند سال بعدش جریان رو بفهمم؛ تیمسار هم تو عمل به قولش و پنهان کردن ماجرا از من موفق بود؛ اونم خیلی زیاد! من باید بگردم و پیدا کنم کسیو که پشت این پرونده بوده! تا نفهمم کی بوده دست بر نمی دارم بابا! حتی اگه به قیمت جونم تموم بشه! درسته هنوز کامل با این اتفاقات کنار نیومدم؛ ولی هر چی باشه هنوز باید مراقب ماهرخ باشم و به خاطر اونم که شده باید بفهمم اون موقع چه اتفاقی برای بابام افتاده! از کنار شیرینی سرای بزرگی رد شدم و به سرم زد برا ماهرخ کیک مورد علاقشو بگیرم... این روزا از هم دور شده بودیم! من درگیر کارای سازمان و اون همه پرونده؛ ماهرخ ام که سرش به کار خودش گرمه! از ماشین پیاده شدم و سمت شیرینی سرا قدم برداشتم. با وارد شدنم به مغازه موج عظیمی از گرما و بوی خوش به سمتم اومد! بوی وانیل و شکلات لبخند محوی روی لبم آورد! به سمت پیشخوان رفتم و به پسر جوونی که پشت میز نشته بود سفارشمو گفتم. یک کیلو کیک خیس شکلاتی! ماهرخ عاشق شکلات و کاکائوی تلخ بود! بعد از حساب کردن، کیک رو که توی یه جعبه‌ی طوسی طلایی بود دستم گرفتم و به سمت ماشین رفتم. ادامه دارد.... به‌قلم: رازا    ₊✧──────✧₊ ☆ ₊✧──────✧₊
~\ شاهرخ /~ ماشین رو توی پارکینگ پارک کردم و سوار آسانسور شدم. مطمئن بودم با دیدن کیک مورد علاقش چشماش پر از قلب میشه! دقیقا میشد مثه یه دختر بچه پنج ساله که از شدت ذوق زدگی زیاد، بالا و پایین میپره و جیغ جیغ می‌کنه! در ورودی خونه باز بود و منم بی سر و صدا داخل شدم. از پشت دیوار دیدم که داره با تار مویی که زیر گیره نمیره، کشتی میگیره! خندم رو خوردم. با قدم های آروم به سمتش رفتم، کیکو روی میز عسلی گذاشتم و با یه حرکت پخ بلندی کردم! ... دستمو روی شونم گذاشتم و با اخم و نفی نفس بهش نگاه کردم. اونم خییییلی ریلکس و خونسرد با یه لبخند کج روبه روم نشسته بود و پا رو پا انداخته بود! بعد یه جنگ جهانی بلخره با هم کنار اومدیم! با یاداوری قیافه بامزه و ترسیدش موقعه ای که ترسوندمش تکخندی کردم! واقعا قیافش خیلی با نمک شده بود! البته وضعیت منم با نمک بود! دیگه از نمک زیاد اشکم در اومدش! بعد از اینکه ترسوندمش برگشت سمتم و بدون اینکه به صورتم نگاه کنه با یه حرکت ناقصم کرد! هنوزم شونم تیر میکشه! آخه این نیم وجب بچه مگه چقد زور دارههه؟ البته همچین نیم وجبم نبود! من خیلی قدبلند تر و درشت هیکل تر از اون بودم که اینطوری ریز میدیدمش! وگرنه ماهرخ قد بلند بود! با دیدن خندم بهم چشم غره ای رفت که دست به سینه شدم و گفتم: +بجای تشکرته؟ چشماش گرد شدن! اونقدری که دلم میخواست بزنم زیر خنده ولی ظاهرمو حفظ مردم و همونطوری که با تاسف سر تکون میدادم گفتم: +رفتم برات کیک شکلاتی گرفتم بعد میزنی منو؟ نچ نچ نچ هعیییی خدا بقیه خواهر دارن مام داریم....! ادامه دارد.... به‌قلم: رازا    ₊✧──────✧₊ ☆ ₊✧──────✧₊
اینم از پارتا ✨
تایپــم تــا ابـد ایــنجا کــه‌ بــا چــنلشون میبرنتون 💀🤌🏻 ـ . ⿻ 𝕛𝕠𝕦𝕟𝕚=A B U T O O R A B 📜قدرت اینا برا بردنت به نجف بیشتر از فتاحه😎✌️ 💭دنبال کلیپ هایی از امیرالمومنین بودی؟😏 =»اینم منبعش ⟨⟨اَبوتُراب|Abu torab⟩⟩ @Abu_toorab
اگه‌دنبال‌پروفایل‌های‌خفن‌ازنجف و امیرالمومنین هستی‌پیشنهاد‌میدم‌سریعا‌جوین‌بدی👇ッ https://eitaa.com/joinchat/1286145479C6236587fbb
منــــبع مـــداحیـــام رو پیــــدا کـــردم ؛ ❤️‍🔥🤙🏽 بیـــا اینـــجٰا پـــلی‌لیســـتت رو گـلچــــین کـــن 😌🖇 https://eitaa.com/joinchat/962004623C52088c29f4
رفقای مذهبی و انقلابی میاندوآب چه میکنند😎🌱 https://eitaa.com/joinchat/1286145479C6236587fbb
برجسته کردن نام سردار شهلایی یک عملیات ردیابی در فضای مجازی است لطفا تا میتونید از صحبت در مورد ایشان امتناع کنید یه تور بزرگ سایبری پهن کردن برای جمع کردن اطلاعات در مورد ایشان حواسها جمع کسی در مورد ایشان هیچ صحبتی نکنه هیچ عکس و پستی رو هم منتشر نکنید تا میتونید این پیام رو منتشر کنید تا این حربه دشمن خنثی بشه ✍️ مهدی اسلامی  . ━━═━━⊰❀🦋❀⊱━━═━━ عضویت در خط مقدم افشاگری:  @efshagari57
سلامممممممممممم بر شیعه مهدی ها 🥺