eitaa logo
⸤جُملــکس" شعر" تم " پروفایل" والپیپر " ⸣ ⸤🇵🇸🇮🇷
22.4هزار دنبال‌کننده
85هزار عکس
10.1هزار ویدیو
255 فایل
⸤﷽⸣ • - جنابِـ‌سعدی‌مۍفرمان‌؛ بَرخیز‌کھـــ‌شعر‌ِمن‹طُ›‌را‌میخواهَد💛˘˘! - خَط‌خطۍ‌های‌ِیک‌پریشان🌸( .. . .. تَبلیغات‌ِپُربازدھ🌿↓' https://eitaa.com/joinchat/1735000081Ce431fec0ab . انتقاد پیشنهاد↓' eitaa.com/niai73 . • ارسال مطالب : @Admin_mas
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 🍁 تبلیغات موقت🍁
😳😱 پاشنه های بلند کفشم نمی‌ذاشت راحت بتونم پشت سر استاد راه برم. انقدر التماسش کردم ولی فایده نداشت. حرف دوستم توی گوشم اکو شد :-لیلی این استاد مغروری که من میشناسم نمره بده ب تو نیست مگر اینکه...اشک تمساح بریزی و از ترفند زنانه استفاده کنی... سریع رو پنجه پام راه افتادم و قبل اینکه در ماشینشو باز کنه مانع شدم و تکیه دادم ب در ماشین و با بغض و چشمای اشکی زل زدم توی صورتش و با لبای لرزون نالیدم: +استاد تو روخدااا هرکار بگید میکنم ولی این ترم منو نندازید لطفاااا استاددد کلمه استاد روبا ناز و بغض گفتم که بالاخره اون نگاه سردو یخیش رو انداخت توی صورتم و با حرفی که زد کل بدنم یخ زد... 😱👇🔞 https://eitaa.com/joinchat/302579743C8237e41e2b
هدایت شده از 🍁 تبلیغات موقت🍁
🔞 😳😱 ارباب تو رو خدا داداشمو نکشین تو رو جون عزیزتون ولش کنید... صدای هق هق گریه هام جلوی حرف زدنم رو گرفته بود. با زانو روی زمین افتادم و به خاکها چنگ زدم و از ته دل زجه میزدم که یهو با تیر کشیدن پهلوم از درد جیغ بلندی کشیدم. با بغض به زن ارباب نگاه کردم که یهو چنگ زدو با لهن چندشی گفت:قشنگ نگاه کن ببین چطوری تنها بردارتو سلاخی میکنم. از ترس موهام رو از چنگش در اوردم و خودم رو با بدبختی به ارباب رسوندم و چنگی به شلوارش زدم و با بغض و لکنت نالیدم: -ارباب تــ..و رو...خدا مانی رو نکش مـ..ن... خون بستون میشم.. زن ارباب چشماش برقی زد و اومد سمتمو چنگی به چونه ام زد و توفی توی صورتم انداخت اما باحرفی که زد مو به تنم سیخ شد و.... 😍😱😱😳😳👇 https://eitaa.com/joinchat/302186527C561b633322