انقد روت حساسم که حس میکنم هر کی نزدیکت میشه میخاد ازم بگیرتت؛
@jonoon_ETA
تو مورفین منی!
چون همیشه بودنت برام کافی بوده.
یعنی هیچوقت برام مهم نبوده که به چه اندازه ناراحتم یا عصبی،
چون فقط کافیه که باهات صحبت کنم،
کافیه که باهم بخندیم،
کافیه که کنارِ هم نفس بکشیم تا همه چیز تو زندگیم درست بشه...
خلاصه که آره، با تو زندگیم قشنگ تره ♥️
'ڄنۅن♡¡
فقط اونجا که نزار قبانی میگه: 🫀 «عقل، عقل من است و فکر تویی قلب قلب من است و نبض تویی» [ @jonoon_ET
به قول چارلز بوکوفسکی:
ما حتی به دنبال خوشی هم نیستیم،
تنها میخواهیم قدری کمتر رنج ببریم…!
[ @jonoon_ETA ]
'ڄنۅن♡¡
تویِ فیلم یاغی یہ جایی بود جاوید به ابرا میگفت: «یہ وقتایــے باید تیپا بخورۍ تا توپت پرشه . . !(:»
یه انیمیشنی بود که دختره روح بود که وقتی پسره رو بغل کرد با پسره یکی شد که جسم و روحشون یکی شد با هم که الان کاش من روح بودم بغلت میکردم میرفتم تو تک تک سلولات اصن
[ @jonoon_ETA ]
'ڄنۅن♡¡
«وَآتَاكُمْ مِنْ كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ ۚ» یه جا خدا میگه: یادت نره برای چیزایی که الان داری یه رو
«وَ لا ینکَشِفُ مِنها إَلاّ ما کَشَفتَ.»
و هیچ اندوهی برطرف نشود مگر تو آن را از دل برانی ..
[ @jonoon_ETA ]
'ڄنۅن♡¡
تو اشک اولی من بغض اخرم🎼🎻 [ @jonoon_ETA ]
37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ساغرم شکسته ای ساقی..):
[ @jonoon_ETA ]
چی میشد الان تو سرتو میزاشتی رو پاهام منم با موهای خوش حالتت بازی میکردم :)؟!
@jonoon_ETA
'ڄنۅن♡¡
یه انیمیشنی بود که دختره روح بود که وقتی پسره رو بغل کرد با پسره یکی شد که جسم و روحشون یکی شد با هم
یه دیالوگ تو یه فیلم “ولنتاین غمگین” بود که میگفت:
«میدونی اون با همه فرق داره! یه جوریه، یه احساس خاصی بهش دارم، شبیه هیچکدوم از حسای که تا حالا داشتم نیست...
مثل وقتیکه صدای آهنگی رو میشنوی و ناخودآگاه میره تو تمام وجودت و دوسش داری»
به نظرم این قشنگ ترین توصیف برای دوست داشتنه.
#دیالوگ
[ @jonoon_ETA ]
دوستش میدارم و دردم نمیداند نگار
مبتلایش کن به دردم ای طبیبا بی شمار
هرچه کردم مهربانی بی وفایی کرد مرا
او نمیداند چه آورد بر سرم دیووانه وار
او نمیداند چه آورد بر سرم دیووانه وار
طاقتم تاب است و گشتم بی تحمل این زمان
نا شکیب و بی صبور از درد دوری های یار
بیم رسوایی نمانده آبرویم رفت و رفت
تا شدم انگشت نمای کوی و برزن هر قرار
دانلود آهنگ سالار عقیلی نگار
ای نگارا عشق من را از نگاهم بر بخوان
ای طبیبا کو دوای درد بی درمان یار
گر بماند یک نفس از عمر باقی میزنم
دل به دریا سر به صحرا بی محابا بی گدار
دوستش میدارم و دردم نمیداند نگار
مبتلایش کن به دردم ای طبیبا بی شمار
هرچه کردم مهربانی بی وفایی کرد مرا
او نمیداند چه آورد بر سرم دیووانه وار
او نمیداند چه آورد بر سرم دیووانه وار
[ @jonoon_ETA ]