#دوستی_در_نهج_البلاغه_دو
وَ عِنْدَ جُرْمِهِ عَلَی الْعُذْرِ»؛به هنگام جرم او بر پوزش.اگر اشتباهی مرتکب شد و عذری آورد بپذیر و اگر عذری نیاورد، برایش عذری بتراش تا این رفاقتودوستی برقرار بماند.
«حَتَّی کأَنَّک لَهُ عَبْدٌ وَ کأَنَّهُ ذُو نِعْمَةٍ عَلَیک»؛
گویا تو برای او بندهای واو صاحب نعمت توست.
تمام این نکته تحت یک اصل کلّی است که در جای دیگر اشاره فرمود وآن اینکه،عاجزترین مرد کسی است که نتواند دوستی به¬دست آورد و عاجزتر از او کسی است که نتواند دوستی که به¬دست آورد را حفظ نماید وموجب شود این دوستی برهم خورد؛«أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اکتِسَابِ الْإِخْوَانِ وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَیعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُم» ، پس برای رهایی از عجز وضعف میبایست تا آنجا که ممکن است در حفظ دوستی کوشید.
«إِیاک أَنْ تَضَعَ ذَلِک فِی غَیرِ مَوْضِعِهِ أَوْ أَنْ تَفْعَلَهُ بِغَیرِ أَهْلِهِ»؛
زنهار که این کار را در جایی کنی که شایسته نیست و درباره¬ی کسی که بایسته نیست. یعنی محبّت کردن و نرم¬خویی تا آنجا ارزشمند است که طرف مقابل را به راه راست رهنمون شود، امّا اگر چنین عملی موجب جری شدن و یا تأیید عمل غیرعاقلانه کسی میشود نباید انجام داد یا فرد مقابل انسان خوبی است،امّا در شرایطی قرار گرفته است کهمحبّت کردن، اورا به سوی راه دیگری سوق میدهد، در این صورت این محبت در غیر جای خود است یا فردی که با او مدارا میشود، ضعیف¬النفس است ومحبّت کردن را نشانهبرحق بودن خویش میپندارد،در این صورت باید با او همان برخورد کرد که او انجام داد. همان¬گونه که فرمود: سنگ را از همان¬جا که آمد برگردانید؛ زیرا شرّ را چیزی جز شر دفع نمیکند؛«رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَیثُ جَاءَ فَإِنَّ الشَّرَّ لَا یدْفَعُهُ إِلَّا الشَّر.»
کلوخ انداز را پاداش ســــــــنگ است
جواب است ای برادر، این نه جنگ است
https://eitaa.com/jorenab