حس میکنم جای این توضیح تو کانالم خالی بود پس اضافش میکنم
شب چهارم محرم بود و تو هیئت نشسته بودم یهو رو کردم به یگانه سادات و گفتم منم میخام کانال بزنم
اونم گفت خیلیم خوب بزن
همون جا کانال رو درست کردم اما وقتی نوبت به انتخاب اسم رسید مکث کردم
با خودم گفتم چه اسمی بزارم که هم قشنگ باشه هم به اسم خودم و شخصیت خودم بیاد
یهو کلمه حنین تو ذهنم اومد یادم نمیاد دفعه اول این اسم کجا به گوشم خورده بود ولی به نظرم قشنگ اومد به یگانه سادات گفتم حنین چطوره؟
اونم گفت خیلی قشنگه تازه به معنای دلتنگی هم هست
معنیشم به دلم نشست
دل تنگ
حکایت این روز هام بود پس همون اسم رو انتخاب کردم
و اینطوری بود که حَنین شکل گرفت
شانه ات را دیر اوردی سرم را باد برد
خشت خشت ،اجر اجر پیکرم را باد برد
من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند
نیمم اتش سوخت نیم دیگرم را باد برد
از غزل هایم فقط خاکستری مانده به جا
بیت های روشن و شعله ورم را باد برد
با همین نیمه،همین معمولی ساده بساز
دیر کردی ، نیمه عاشق ترم را باد برد
حامد عسکری