هدایت شده از کانون دعا پژوهی صادقین
.
﷽؛
🏷 دعای امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)!
#امام_مهدی_علیه_السلام :
🔸«اى كه چون كارها به تنگنا مىافتد، درى به روى ما مىگشايى كه به خيال كسى هم نرسيده است! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و براى كارهاى به تنگناافتادهام، درى بگشاى كه به خيال كسى هم نرسيده است. اى رحيمترين رحيمان!».
🔹«يا مَن إذا تَضايَقَتِ الاُمورُ فَتَحَ لَنا باباً لَم تَذهَب إلَيهِ الأَوهامُ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، وَافتَح لِاُمورِيَ المُتَضايِقَةِ باباً لَم يَذهَب إلَيهِ وَهمٌ، يا أرحَمَ الرّاحِمينَ».
📚 قصص الأنبياء، راوندى ص ۳۶۵ ح ۴۳۷
#امام_زمان علیهالسلام
❇️کانال کانون دعا پژوهی صادقین
✅ @dua_sadeqin
💠 حضرت امام جواد علیه السلام:
✅ كَيْفَ يَضِيعُ مَنِ اَللَّهُ كَافِلُهُ؟ وَ...
وَ مَنِ اِنْقَطَعَ إِلَى [غَيْرِ] اَللَّهِ وَكَلَهُ اَللَّهُ إِلَيْهِ.
⬅️ چگونه ضایع میشود، کسی که خداوند کفیل اوست؟! و...
هر کس به غیر خدا دل ببندد، خداوند او را به همان شخص واگذار میکند.
📚 نزهة الناظر (حلوانی): ص۱۳۴
⚫️ شهادت ابن الرضا حضرت جواد الائمه علیهما السلام بر همه شیعیان و محبان و ارادتمندانشان تسلیت باد...
@justhadis110
💠 حضرت امام هادی علیه السلام:
✅ اَلْعُجْبُ... داعٍ اِلَی الْغَمْطِ.
⬅️ خودپسندی... دعوتکنندهی شخص به تحقیر و تمسخر دیگران است.
📚 بحار الانوار (علامه مجلسی): ج۷۵، ص۳۶۹
پ.ن۱: خیلی جالب بود برای خود من، یعنی اگر انسان دیگران را تحقیر کرد و به سخره گرفت این ریشه در عُجب و حودپسندیش داره و هر چه بیشتر تحقیر کند و به سخره گیرد یعنی عُجب و خودپسندیش شدیدتره و طبق فرمایش مولی علی که میفرماید:
مَنْ دَخَلَهُ الْعُجْبُ هَلَک.
هر کس گرفتار عُجب شود هلاک میشود. (الکافی: ج۲، ص۳۱۳)
به هلاکت ابدی نزدیکتر... (پناه بر خدا)...
پ.ن۲:
انسان مُعجِب خودپسند، علاوه بر تحقیر و تمسخر دیگران صفات بارز دیگری نیز دارد، از جمله اینکه برای خودش هیچ عیب و نقصی قائل نیست، همیشه حق را به خودش میدهد و...👇
💠 حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:
✅ مَن اُعجِبَ بِنَفسِهِ هَلَكَ، و مَن اُعجِبَ بِرَأيِهِ هَلَكَ،
و إنَّ عيسى بنَ مَريمَ عليه السلام قالَ:
داوَيتُ المَرضى فشَفَيتُهُم بِإذنِ اللّه، و أبرَأتُ الأكمَهَ و الأبرَصَ بِإذنِ اللّه، و عالَجتُ المَوتى فأحيَيتُهُم بِإذنِ اللّه، و عالَجتُ الأحمَقَ فلَم أقدِرْ عَلى إصلاحِهِ!
فقيلَ: يا روحَ اللّه، و ما الأحمَقُ؟
قالَ: المُعجَبُ بِرأيِهِ و نَفسِهِ، الَّذي يَرَى الفَضلَ كُلَّهُ لَهُ لا عَلَيهِ، و يُوجِبُ الحَقَّ كُلَّهُ لِنَفسِهِ و لا يُوجِبُ عَلَيها حَقّا، فذاكَ الأحمَقُ الَّذي لا حِيلَةَ في مُداواتِهِ.
⬅ هر کس از خودش راضی باشد هلاک میشود و هر کس تنها رأی خود را بپسندد هلاک میشود.
عيسى بن مريم عليه السلام گفت: من بيماران را مداوا كردم و به اذن خداوند شفايشان دادم. كور مادرزاد و پيس را به اذن خدا بهبود بخشيدم، مردگان را به اذن خدا زنده كردم
و در صدد معالجه احمق برآمدم، اما نتوانستم او را اصلاح گردانم!
عرض شد: اى روح اللّه! احمق كيست؟
فرمود: خودرأىِ خودپسند؛
كسى كه همه فضايل را براى خودش قائل است و عيبى در خود نمىبيند و هر چه حق و حقوق است براى خودش مىداند و براى ديگران نسبت به خود، حقى قائل نيست.
اين همان احمق است كه براى درمان او راهِ چارهاى وجود ندارد.
📚 الإختصاص (شیخ مفید): ج۱، ص۲۲۱
@justhadis110
💠 حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:
✅ «لَمَّا أَوْقَفَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ(عَلَيْهِ السَّلاَمُ) يَوْمَ الْغَدِيرِ، افْتَرَقَ النَّاسُ ثَلاَثَ فِرَقٍ،
فَقَالَتْ فِرْقَةٌ: ضَلَّ مُحَمَّدٌ،
وَ فِرْقَةٌ قَالَتْ: غَوَى،
وَ فِرْقَةٌ قَالَتْ:بِهَوَاهُ يَقُولُ فِي أَهْلِ بَيْتِهِ وَ ابْنِ عَمِّهِ؛
فَأَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ: «وَ النَّجْمِ إِذٰا هَوىٰ * مٰا ضَلَّ صٰاحِبُكُمْ وَ مٰا غَوىٰ * وَ مٰا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوىٰ * إِنْ هُوَ إِلاّٰ وَحْيٌ يُوحىٰ».
⬅ هنگامی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روز غدیر، دست امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را بلند کرد (و ایشان را به عنوان جانشین معرفی کرد)، مردم به سه دسته تقسیم شدند:
گروهی گفتند: محمّد (صلی الله علیه و آله) به گمراه شد
و گروهی گفتند: محمّد (صلی الله علیه و آله) هدفش را گم کرده
و گروه دیگری گفتند: محمّد (صلی الله علیه و آله) با هویوهوس خود دربارهی اهل بیتش (علیهم السلام) و پسر عموی خود (علی علیه السلام) سخن میگوید.
آنگاه خداوند سبحان این آیات را نازل کرد
«و النَّجْمِ إِذَا هَوی، مَا ضَل صَاحِبُکُمْ و مَا غَوی
* و مَا یَنطِقُ عَنِ الهَوی
* إِنْ هُو إِلا وحْیٌ یُوحَی -
سوگند به ستاره هنگامىكه افول مىكند *
كه هرگز صاحب شما (رسول خدا) گمراه نشده و هدفش را گم نکرد *
و هرگز از روى هواى نفس سخن نمىگويد.»
📚 شرح الأخبار (قاضی نعمان مغربی): ج۱، ص۲۴۳ - تأويل الآيات (سید شرف الدین): ج۱، ص۶۰۴ - تفسیر البرهان (علامه بحرانی): ج۵، ص۱۸۸
@justhadis110
💠 مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام:
✅ أَقْبَلَ صَخْرُ بْنُ حَرْبٍ حَتَّى جَلَسَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ: الْأَمْرُ بَعْدَكَ لِمَنْ قَالَ: لِمَنْ هُوَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى. فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَمَّ يَتَساءَلُونَ يَعْنِي يَسْأَلُكَ أَهْلُ مَكَّةَ عَنْ خِلَافَةِ عَلِيٍ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ فَمِنْهُمُ الْمُصَدِّقُ وَ مِنْهُمُ الْمُكَذِّبُ بِوَلَايَتِهِ، كَلَّا سَيَعْلَمُونَ ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ وَ هُوَ رَدٌّ عَلَيْهِمْ سَيَعْرِفُونَ خِلَافَتَهُ أَنَّهَا حَقٌّ- إِذْ يُسْأَلُونَ عَنْهَا فِي قُبُورِهِمْ- فَلَا يَبْقَى مِنْهُمْ مَيِّتٌ فِي شَرْقٍ وَ لَا غَرْبٍ وَ لَا بَرٍّ وَ لَا بَحْرٍ- إِلَّا وَ مُنْكَرٌ وَ نَكِيرٌ يَسْأَلَانِهِ يَقُولَانِ لِلْمَيِّتِ: مَنْ رَبُّكَ وَ مَا دِينُكَ وَ مَنْ نَبِيُّكَ وَ مَنْ إِمَامُكَ!
⬅ ابوسفیان (که نام حقیقی او صخر بن حرب است) بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله وارد شد و نزدیک حضرتش نشست و گفت:
ای محمد! آیا این منصب (رهبری) بعد از تو از آن ماست؟
حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله فرمود: این امر بعد از من، از آن کسی است که جایگاه او نسبت به من مانند جایگاه هارون نسبت به موسی است.
اینجا بود که این آیات شریفه نازل گردید:
«آنها از چه چیز از یکدیگر سؤال میکنند (نبأ:1)»
(یعنی اهل مکه از خلافت علی بن ابیطالب از تو میپرسند)؛
«از خبر بزرگ * همان که پیوسته دربارهاش اختلاف دارند (نبأ:2و3)»
(یعنی خبر بزرگ که خبر خلافت و ولایت علی است را برخی قبول دارند و بعضی دیگر آن را تکذیب میکنند و بر سر آن اختلاف دارند)؛
«هرگز چنین نیست که آنها میپندارند (نبأ:4)»
این رد بر آنهاست؛ (یعنی به زودی [در غدیر] خواهند فهمید که خلافت علیبن ابیطالب پس از تو حقّی است که محقّق نیز خواهد شد)؛
«سپس به زودی میفهمند که اینگونه که میپندارند نیست (نبأ:5)»
(یعنی به زودی هنگام مرگ و ورود به قبر، حقیقتاً خواهند دانست و میبینند که خلافت و ولایت او حقّ است و از این مسئله مورد سؤال واقع میشوند.)
پس هیچ مردهای در شرق و غرب عالم و یا در دریا و خشکی باقی نخواهد ماند، مگر آنکه نکیر و منکر از او بعد از مرگش، دربارهی ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام پرسش کنند و از او خواهند پرسید:
پروردگارت کیست؟ دینت چیست؟ پیامبرت کیست و امامت چه کسی است؟
📚 شواهد التنزیل (حاکم حسکانی حنفی سنی): ج2، ص418
طرائف (سید بن طاووس): ج1، ص95
@justhadis110
#حق_با_علیست
طبق روایات شیعه (۱) و سنی (۲)؛ یک چهارم آیات قرآن درباره اهل بیت پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) است
و یک چهارم از آیات قرآن درباره دشمنانشان
و یک چهارم درباره امثال و سنن
و یک چهارم نیز در باب احکام و فرائض.
از میان نیمی از آیات قرآن، که حقیقت و باطنش در باب اهل بیت علیهمالسلام و دشمنان ایشان است، آیات فراوانی وجود دارد که شأن نزولشان واقعه غدیر است
و متأسفانه حتی بسیاری از شیعیانِ اهل قرآن و مأنوس با احادیث اهل بیت (علیهمالسلام) نیز اطلاع چندانی از این آیات (جز آن موارد معدود بسیار مشهور) ندارند.
بنا داریم به حول و قوّه الهی و به مدد خود مولی علیه السلام، إنشاءالله در این ایام باقیمانده تا عید الله الاکبر، برخی از این آیات و روایات ذیل آنها را با عنوان #حق_با_علیست تقدیم کنیم.
پانوشتها:
(۱) به عنوان نمونه حدیثی از امام محمد باقر علیهالسلام در کتاب کافی شریف (ج۲؛ ص۶۲۸) (نَزَلَ الْقُرْآنُ أَرْبَعَةَ أَرْبَاعٍ رُبُعٌ فِينَا وَ رُبُعٌ فِي عَدُوِّنَا وَ رُبُعٌ سُنَنٌ وَ أَمْثَالٌ وَ رُبُعٌ فَرَائِضُ وَ أَحْكَامٌ.)
(۲) به عنوان نمونه حدیثی از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به نقل از ابن عباس در کتاب مناقب (ص۳۹۴) اثر ابن مغازلی شافعی. (فقال النبي صلى الله عليه وسلم: ((مم تعجبون؟ إن القرآن أربعة أرباع: فربع فينا أهل البيت خاصة، وربع في أعدائنا، وربع حلال وحرام، وربع فرائض وأحكام، والله أنزل في علي كرائم القرآن)
ابن مغازلی از بزرگان اهل سنت است
به نقل از ابن عباس حدیث فوق را آورده که پیامبر (با قسم جلاله) فرمودند:
و الله أنزل فی علی کرائم القرآن.
به خدا قسم، آیات تکریم و کرامت در قرآن در شأن علی نازل شده است.
این سخن، از یک عالم شیعی نیست!
حدیثی است که صحت صدورش را علمای بزرگ اهل سنت اقرار کردهاند
و این مطلب، مطلبِ تأمّلبرانگیزی است!
@justhadis110
#حق_با_علی_است (قسمت اول)
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) در ابلاغ پیام غدیر نه گمراه شد، نه هدفش را گم کرد و نه از روی هوای نفس سخن گفتند!
۱) آیات ۱ تا ۳، از سورهی نجم:
«و النَّجْمِ إِذَا هَوی، مَا ضَل صَاحِبُکُمْ و مَا غَوی * و مَا یَنطِقُ عَنِ الهَوی * إِنْ هُو إِلا وحْیٌ یُوحَی
سوگند به ستاره هنگامىكه افول مىكند *
كه هرگز صاحب شما (رسول خدا) گمراه نشده و هدفش را نیز گم نکرده *
و هرگز از روى هواى نفس سخن نمىگويد.»
حضرت امام جعفر صادق (علیهالسلام) ذیل این آیات شریفه فرمودهاند:
«هنگامیکه رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) در روز غدیر، دست امیرمؤمنان علی (علیهالسلام) را بلند کردند (و ایشان را به عنوان جانشین خود معرفی کرد)، مردم سه دسته شدند:
گروهی گفتند: محمّد (صلیاللهعلیهوآله) گمراه شد.
و گروهی گفتند: محمّد (صلیاللهعلیهوآله) هدفش را گم کرده است.
و گروه دیگری گفتند: محمّد (صلیاللهعلیهوآله) با هویوهوس خود دربارهی اهل بیتش (علیهمالسلام) و پسر عموی خود (علی علیهالسلام) سخن میگوید.
آنگاه خداوند سبحان این آیات را نازل کرد
«سوگند به ستاره هنگامىكه افول مىكند *
كه هرگز صاحب شما (رسول خدا) گمراه نشده و هدفش را گم نکرد *
و هرگز از روى هواى نفس سخن نمىگويد.»
منبع:
شرح الأخبار (قاضی نعمان مغربی): ج۱، ص۲۴۳؛ تأويل الآيات (سید شرف الدین): ج۱، ص۶۰۴؛ تفسیر البرهان (علامه بحرانی): ج۵، ص۱۸۸.
نکته!
خیلی از ما قرآن میخوانیم
شاید سورهی نجم را هم بارها خواندهایم و معنی آن را نیز دیدهایم
اما چرا به دستور خود قرآن عمل نمیکنیم که در آیهی 44 از سوره نمل فرموده، برای فهمیدن درست آیات، باید بریم سراغ تبیینگر قرآن یعنی رسول خدا (و وارثان حقیقی علمشان (صلواتاللهعلیهماجمعین))
#مبلغ_غدیر_باشیم
#غدیریام
#عید_بزرگ_غدیر
✅ کانال رسمی کتاب جمکران:
@ketabejamkaran
@justhadis110
🌀 #صراط (پاتوق گفتمانی جوانان انقلابی)
https://eitaa.com/joinchat/2094203265C1a91802f6c
#حق_با_علی_است (قسمت دوم، بخش اول)
بهزودی در غدیر خواهند فهمید!
یکی از آیاتی که شاید کمتر کسی گمان کند که شأن نزولش (طبق منابع شیعه و سنی) دربارهی ولایت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) است، آیات آغازین سورهی نبأ است.
در این آیات خدا میفرماید:
«عَمَّ يَتَسَاءَلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ * الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ * كَلَّا سَيَعْلَمُونَ * ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ[1] -
آنها از چه چيز از يكديگر سؤال میكنند؟! * از آن خبر بزرگ * آن خبری که همواره دربارهی آن با یکدیگر اختلاف دارند * نه چنین است [که میپندارند] به زودی آگاه خواهند شد. * باز هم نه چنین است [که میپندارند] به زودی آگاه خواهند شد.»
حاکم حسکانی، عالم بزرگ حنفی مذهب اهل سنت (متوفای در قرن 5) در شواهد التنزیل در خصوص شأن نزول این آیات، حدیث ذیل را از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نقل کرده:
ابوسفیان (که نام حقیقی او صخر بن حرب است) بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله وارد شد و نزدیک حضرتش نشست و گفت:
ای محمد! آیا این منصب (رهبری) بعد از تو از آن ماست؟
حضرت فرمود: این امر بعد از من، از آن کسی است که جایگاه او نسبت به من مانند جایگاه هارون نسبت به موسی است.
اینجا بود که این آیات شریفه نازل گردید: «آنها از چه چیز از یکدیگر سؤال میکنند (نبأ:1)»
(یعنی اهل مکه از خلافت علی بن ابیطالب از تو میپرسند)؛
«از خبر بزرگ * همان که پیوسته دربارهاش اختلاف دارند (نبأ:2و3)»
(یعنی ولایت علی همان خبر بزرگی است که بعضی آن را قبول دارند و بعضی دیگر آن را تکذیب میکنند)؛
«هرگز چنین نیست که آنها میپندارند (نبأ:4)»
این رد بر آنهاست؛ (یعنی به زودی "در غدیر[2]"خواهند فهمید که خلافت علیبن ابیطالب پس از تو حقّی است که محقّق نیز خواهد شد)؛
«سپس به زودی میفهمند که اینگونه که میپندارند نیست (نبأ:5)» (یعنی به زودی هنگام مرگ و ورود به قبر، حقیقتاً خواهند دانست و میبینند که خلافت و ولایت او حقّ است و از این مسئله مورد سؤال واقع میشوند.
پس هیچ مُردهای در شرق و غرب عالم و یا در دریا و خشکی باقی نخواهد ماند، مگر آنکه نکیر و منکر از او بعد از مرگش، دربارهی ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام پرسش کنند و از او خواهند پرسید: پروردگارت کیست؟ دینت چیست؟ پیامبرت کیست و امامت چه کسی است[3]؟
پانوشت:
[1] نبأ:1تا5
[2] از علقمه روایت شده که گفت: روزی در جنگ صفین مردی از سپاه شام غرق در سلاح و قرآنی بر سر، در حالی که آیات: «عَمَّ یَتَسَاءَلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ» را میخواند، هماورد طلبید.
خواستم به جنگ او بروم، اما علی (علیهالسلام) به من فرمود: بایست!
سپس خود به رویارویی آن مرد رفته و به وی فرمود:
آیا میدانی مصداق نبأ عظیم (و خبر بزرگی) که مردم دربارهاش اختلاف کردهاند «الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ (نبأ:3)» کیست؟
گفت: نه، نمیدانم!
امام (علیهالسلام) فرمود: به خدا سوگند من آن خبر عظیمی هستم که دربارهاش به اختلاف افتادید و بر سر ولایتش به جنگ پرداختید و بعد از پذیرش ولایتش روی بر تافتید،
و پس از نجات از شمشیرم، به جهت سرکشیکردنتان در برابر امر خدا دربارهام، هلاک گشتید؛
و در روز غدیر (حقانیت مرا) دانستید
و روز قیامت نیز حقیقت آنچه در دنیا دانستید را به عینه خواهید دید... (المناقب (ابن شهر آشوب): ج۳، ص۷۹)
[3] شواهد التنزیل، حاکم حسکانی، ج2، ص418؛ طرائف، سید بن طاووس، ج1، ص95
#مبلغ_غدیر_باشیم
#غدیریام
#عید_بزرگ_غدیر
✅ کانال رسمی کتاب جمکران:
@ketabejamkaran
@justhadis110
#حق_با_علی_است (قسمت دوم؛ بخش دوم)
نبأ عظیم بودن ولایت امیر مؤمنان علیه السلام در همهی امتهای پیشین!
«نبأ عظیم[1]» بودنِ امرِ ولایتِ امیر مؤمنان علی علیهالسلام، تنها منحصر به دین اسلام نبوده است! بلکه بر طبق آیات و روایات (که حتی در منابع اهل سنت نیز ذکر شده است)، در تمام امتهای گذشته نیز، هر پیامبری که مبعوث میشده، مأمور بوده است که علاوهبر اقرار گرفتن از امتش دربارهی توحید، معاد و نبوت خودش، دربارهی نبوت پیامبر آخرالزمان و وصایت وصی او را نیز اقرار بگیرد.
یعنی پذیرش ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام، فقط در دین اسلام از شروط اصلی ایمان نیست، بلکه این امر در همهی ادیانِ گذشته نیز، از شروط اصلی ایمان، بوده است.
به عنوان نمونه حدیث ذیل از حضرت امام موسی کاظم علیهالسلام مؤید این معناست:
ولایت علی علیهالسلام، در تمامی کتابهای آسمانی انبیاء نوشته شده بوده و خدا هیچ پیامبری را به نبوت مبعوث نکرد، مگر اینکه او مأمور به دعوت خلق به سوی نبوت محمّد صلیاللهعلیهوآله و ولایت وصیّ او علی علیهالسلام بوده[2].
و از میان روایات مذکور در منابع اهل سنت، روایت بسیار تأمّلبرانگیز ذیل به این حقیقت اشاره دارد:
ابن عساکر عالم و محدّث بزرگ اهل سنت (شافعی مذهب در قرن ۶)، در کتاب مهم خود، تاریخ دمشق، این حدیث را ذیل آیه شریفهی «وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا[3]»
نقل کرده است که پیامبر اکرم صلواتاللهعلیه در گزارش سفر معراج فرمودند:
فرشتهای به سوی من آمد و گفت:
ای محمد از پیامبرانی که پیش از تو فرستادیم بپرس که:
بر چه چیز مبعوث شدند!
من پرسیدم و آنان گفتند:
بر ولایت تو و ولایت علی بن ابیطالب مبعوث شده بودیم[4].
جالب است بدانید، در همهی ادیان گذشته نیز، زمانی که امتها به شرط اقرار به حقانیت و افضلیت امیر مؤمنان علی علیهالسلام میرسیدند، دچار اختلاف میشدند و برخی میپذیرفتند و برخی سر باز میزدند و برای نفسشان سخت بوده.
این مطلب را خود امیر مؤمنان علی علیهالسلام چنین بیان داشتهاند:
به خدا قسم خداوند را خبری عظیمتر از من نیست، به خدا قسم خداوند را نشانهای بزرگتر از من نیست، و بهراستی که فضل و برتری من بر تمام امتهای پیشین نیز عرضه شد، اما آنها در پذیرش آن اختلاف کردند و به آن اقرار نکردند[5].
در ادامه إنشاءالله به این سؤال پاسخ داده خواهد شد که:
به چه دلیل و برهانی، ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام، در همهی ادیان گذشته که ایشان را هم ندیدهاند، عرضه شده، و از شروط اصلی ایمان آنها بوده است؟!
پانوشتها:
[1] اشاره به آیه نخست از سورهی نبأ.
[2] وِلایةُ عَلیٍّ مَکتُوبُ فی جَمیعِ صُحُفِ الاَنبیاءِ و لَن یَبعَثَ اللهُ نَبِیّاً اِلّا بِنُبُوّةِ مُحَمَّدٍ وَ وِلایةِ وَصِیّه عَلیٍّ. (بصائر الدرجات، صفّار قمی، ص۷۲)
[3] از رسولانی که پیش از تو فرستادیم بپرس(زخرف:۴۵)
[4] تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج۴۲، ص۲۴۱؛ الکشف و البیان، ثعلبی، ج۸، ص۳۳۸؛ مناقب، خوارزمی، ص۳۱۲
[5] أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِالسَّلاَمُ: فِي قَوْلِهِ «عَمَّ يَتَساءَلُونَ... إِلَخْ» قَالَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِالسَّلاَمُ: مَا لِلَّهِ نَبَأٌ أَعْظَمُ مِنِّي وَ مَا لِلَّهِ آيَةٌ أَكْبَرُ مِنِّي، وَ قَدْ عُرِضَ فَضْلِي عَلَى [جَمِيعُ] اَلْأُمَمِ اَلْمَاضِيَةِ عَلَى اِخْتِلاَفِ أَلْسِنَتِهَا فَلَمْ تُقِرَّ بِفَضْلِي. (تفسير قمی، ج۲، ص۴۰۱)
#مبلغ_غدیر_باشیم
#غدیریام
#عید_بزرگ_غدیر
✅ کانال رسمی کتاب جمکران:
@ketabeJamkaran
@justhadis110
#حق_با_علی_است(۴) (بخش سوم)
نام بردن از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و امیر مؤمنان علیهالسلام در کتب آسمانی پیشین:
همانطور که بر طبق آیات قرآن و روایات، ایمان به انبیای گذشته، جزو شروط الزامی، برای تحقق ایمان و رستگاری مؤمنان ذکر شده است؛ نظیر آیه ۱۳۶ سورهی نساء:
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! به خدا و پیامبرش، و کتابی که بر او نازل کرده، و کتب (آسمانی) که پیش از این فرستاده است، ایمان بیاورید،
کسی که خدا و فرشتگان او و کتابها و پیامبرانش و روز واپسین را انکار کند، در گمراهی دور و درازی افتاده است.»
و یا آیات دیگری نظیر: آیه ۲۸۵ سوره بقره - آیه ۴ سوره بقره - آیه ۱۲ از سوره مائده - آیه ۱۹ از سوره حدید و...
به همین ترتیب، زمانی هم که در کتب آسمانیِ ادیان پیشین، از رسول خدا و وصی ایشان سخن به میان میآید، مردمان آن دوران نیز، باید به نبوت آن پیغمبر آخرالزمان و وصایت وصی او اقرار کنند، تا جزو مؤمنین و رستگاران شمرده شوند!
بنا بر فرمایش صریح قرآن کریم، در کتب آسمانی گذشته، نام رسول الله صلیاللهعلیهوآله ذکر شده است:
«همانها که از فرستاده (خدا)، پیامبر «امّی» پیروی میکنند؛ پیامبری که صفاتش را، در تورات و انجیلی که نزدشان است، مییابند؛...»[۱]
همچنین بیان شد که بر طبق روایات شیعه[۲] و سنی[۳]، در کتب آسمانی گذشته، علاوه بر نام رسول الله صلیاللهعلیهوآله، نام امیرالمؤمنین علیهالسلام نیز به عنوان جانشین حضرت آمده و انبیا نیز مأمور به اخذ اقرار از پیروانشان در این خصوص بودهاند.
علاوه بر این، از آیات قرآن و روایات استفاده میشود كه علاوه ذکر نام، اوصاف و فضایل پیامبر خاتم صلیاللهعلیهوآله و جانشین بر حقَش علی عیلهالسَلام نیز در كتب آسمانی پیشین (به ویژه انجیل و تورات) بیان شده است.
به عنوان نمونه خداوند متعال در قرآن میفرماید:
«كسانی كه كتاب آسمانی به آنان دادهایم او (پیامبر) را همچون فرزندان خود میشناسند، گرچه جمعی از آنان حق را آگاهانه كتمان میكنند.»[۴]
این آیه، پرده از حقیقت مهمی بر میدارد و آن این كه بیان صفات روحی و جسمی و ویژگیهای پیامبر خاتم صلیاللهعلیهوآله در كتب پیشین، به قدری صریح و روشن بوده است كه تصویر كاملی از آن در اذهان كسانی كه با آن كتب سر و كار داشتهاند، نقش بسته بود، آنچنان که ایشان پیامبر صلیاللهعلیهوآله را مانند فرزندان خودشان به خوبی میشناختند.
برای نمونه در روایتی بسیار تأمّل برانگیز که شیعه و سنی آن را از جابر بن عبدالله انصاری نقل کردهاند، در عصر حیات خود رسول خدا صلیاللهعلیهوآله، یکی از علمای یهود به نام جندل بن جنادة بن جبیر، از حضرت سؤالاتی میپرسد و پس از آنکه ایشان به همهی پرسشهای جندل پاسخ میدهند و او به حقانیت ایشان واقف میشود، خطاب به حضرت میگوید:
ای رسول خدا، مرا از جانشینان خود آگاه فرما تا به ایشان تمسّک بجویم.
حضرت در پاسخش میفرمایند:
جانشینان من دوازده نفر هستند.
او در پاسخ کلام بسیار مهمی بیان میکند و میگوید:
بله، اینچنین است و ما این مطلب (که جانشینان شما پیغمبر آخرالزمان ۱۲ نفر هستند) را در تورات یافتهایم.
[این جواب جندل، پاسخ بسیار مهمی است که مبنای مباحث بعدی را تشکیل میدهد و فعلاً در حد همین اشاره از آن عبور میکنیم.]
در ادامه رسول خدا یکیک امامان بعد از خود را برای جندل معرفی میکنند...[۵]
در ادامه ضمن اشاره به برخی دیگر از این روایات (که نشان میدهد نام پیامبر و امیرالمؤمنین در کتب آسمانی گذشته بیان شده) به این بحث جالب توجّه پرداخته میشود که آیا در تورات و انجیل کنونی (با وجود این همه تحریف) اثر مشهود و مشخصی از پیامبر و امیرالمؤمنین و دیگر امامان صلواتاللهعلیهماجمعین باقیمانده است؟!
[۱] اعراف:۱۵۷.
[۲] بصائر الدرجات، صفّار قمی، ص۷۲.
[۳] تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج۴۲، ص۲۴۱.
[۴] بقره:۱۴۶
[۵] کفایةالأثر، خزّاز قمی، ج۱، ص۵۶؛ ینابیعالمودة، قندوزی حنفی، ج۳، ص۲۸۴.
#مبلغ_غدیر_باشیم
#غدیریام
#عید_بزرگ_غدیر
✅ کانال رسمی کتاب جمکران:
@ketabejamkaran
@justhadis110
💠 رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله:
✅ إرْتَعوا في رياضِ الجنّةِ.
قالوا: يا رسولَ اللّهِ، و ما رِياضُ الجنّةِ؟
قالَ: مَجالِسُ الذِّكرِ.
⬅️ هرگاه به باغی از باغهای بهشت برخورد کردید، در آن حاضر شوید.
سؤال شد: باغهای بهشت چیست؟
فرمود: مجالس ذکر. (مانند اجتماعاتی که در آن یاد خدا و اهل بیت (علیهمالسلام) زنده میشود و قرآن تلاوت میشود و احادیث اهل بیت (علیهمالسلام) خوانده میشود و فضائل و مصائبشان ذکر میشود و...)
📚 عدة الداعی (ابن فهد حلّی): ج۱، ص۲۵۳
💠 حضرت امام محمد باقر علیه السلام:
✅ عَنْ مُيَسِّرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:
قَالَ لِي:
أَ تَخْلُونَ وَ تَتَحَدَّثُونَ وَ تَقُولُونَ مَا شِئْتُمْ؟!
فَقُلْتُ إِي وَ اللَّهِ إِنَّا لَنَخْلُو وَ نَتَحَدَّثُ وَ نَقُولُ مَا شِئْنَا.
فَقَالَ أَمَا وَ اللَّهِ لَوَدِدْتُ أَنِّي مَعَكُمْ فِي بَعْضِ تِلْكَ الْمَوَاطِنِ أَمَا وَ اللَّهِ إِنِّي لَأُحِبُّ رِيحَكُمْ وَ أَرْوَاحَكُمْ وَ إِنَّكُمْ عَلَى دِينِ اللَّهِ وَ دِينِ مَلَائِكَتِهِ فَأَعِينُوا بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ.
⬅️ امام باقر (علیهالسلام) به میسر فرمود:
«آیا شما خلوت میکنید و گفتوگو مینمایید و هر چه خواهید میگویید؟
میسر گفت: آری به خدا که ما خلوت میکنیم و گفتوگو نموده هر چه خواهیم (از ذکر) میگوییم،
فرمود: «به خدا من بسیار دوست دارم که در بعضی از آن مجالس با شما باشم،
همانا به خدا که من بوی شما و نسیم شما (عقاید و اقوال شما) را دوست دارم،
و شمایید که دین خدا و دین ملائکه او را دارید،
پس (مرا به شفاعت و کفالت خود با) پرهیز از حرام و کوشش در طاعات کمک کنید.
📚 الکافی (ثقة الاسلام کلینی): ج۲، ص۱۸۷ - بَابُ تَذَاكُرِ اَلْإِخْوَانِ (باب گفتگوی برادران دینی) ح۵
💠 حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:
✅ قَالَ لِفُضَيْلٍ: «تَجْلِسُونَ وَ تُحَدِّثُونَ؟»
قَالَ: نَعَمْ، جُعِلْتُ فِدَاكَ.
قَالَ: «إِنَّ تِلْكَ اَلْمَجَالِسَ أُحِبُّهَا، فَأَحْيُوا أَمْرَنَا يَا فُضَيْلُ، فَرَحِمَ اَللَّهُ مَنْ أَحْيَا أَمْرَنَا.
يَا فُضَيْلُ، مَنْ ذَكَرَنَا - أَوْ ذُكِرْنَا عِنْدَهُ - فَخَرَجَ مِنْ عَيْنِهِ مِثْلُ جَنَاحِ اَلذُّبَابِ، غَفَرَ اَللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ وَ لَوْ كَانَتْ أَكْثَرَ مِنْ زَبَدِ اَلْبَحْرِ».
⬅️ حضرت خطاب به فضیل فرمودند: آيا با هم مىنشينيد و گفتگو میکنید؟
گفتم آرى فداى تو شوم.
فرمود: من اين گونه مجالس را دوست میدارم، پس اى فضيل امر ما را احيا كنيد، خداوند رحمت كند كسانى را كه امر ما را احيا میكنند.
اى فضيل كسى كه از ما ياد كند يا نزد وى از ما ياد شود و از چشمانش باندازۀ پر مگسى اشك بيرون آيد، خداوند گناهان او را اگر چه بيشتر از كف درياها باشد مىآمرزد.
📚 ثواب الأعمال (شیخ صدوق): ج۱، ص۱۸۷
💠 حضرت امام رضا علیه السلام:
✅ رَحِمَ اللّهُ عَبْدا اَحْیا أمْرَنا،
فَقُلْتُ لَهُ: فَکَیْفَ یُحْیِی أمْرَکُمْ؟
قالَ: یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا و یُعَلِّمُها النّاسَ، فَإِنَّ النّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحاسِنَ کَلامِنا لاَتَّبَعُونا.
⬅️ خداوند، رحمت کند آن بندهای را که امر ما را زنده کند!.
راوی گوید، خطاب به حضرت گفتم: چگونه امر شما را زنده کند؟
ایشان فرمود: علوم ما را فراگیرد و به مردم بیاموزد، که اگر مردمْ زیباییهای گفتار ما را می دانستند، خودشان از ما پیروی میکردند.
📚 معانی الأخبار (شیخ صدوق): ج۱، ص۱۸۰
@justhadis110
#حق_با_علی_است(5) (بخش چهارم)
آیا در تورات و انجیل کنونی (با وجود این همه تحریف) اثر مشهود و مشخصی از پیامبر و امیرالمؤمنین باقیمانده است؟!
(قسمت اول: مئود مئود در تورات عبری)
در بحث گذشته به حدیثی اشاره شد که در آن جندل یهودی در پاسخ به پیامبر صلیاللهعلیهوآله که به فرمود: جانشینان من ١٢ نفر هستند،
پاسخ گفت که:
بله من این مطلب را در تورات دیدهام!
حال ببینیم آیا چنین مطلبی در تورات کنونی وجود دارد یا خیر؟!
در سِفر پیدایشِ تورات، فصل ١٧ آیه ٢٠ به زبان عِبری، چنین آمده:
ולישמעאל שמעתיך הנה ברכתי אתו והפריתי אתו והרביתי אתו במאד מאד שנים עשר נשיאם יוליד ונתתיו לגוי גדול׃
در آیهی فوق کلمه: "שנים עשר" به معنای دوازده است و کلمه: "נשיא" به معنای پیشوا و رهبر است.
در نسخههای ترجمه شدهی تورات به زبانهای انگلیسی، عربی و فارسی، این آیه چنین ترجمه شده:
And as for Ishmael, I have heard thee: Behold, I have blessed him, and will make him fruitful, and will multiply him exceedingly; twelve princes shall he beget, and I will make him a great nation
وَأَمَّا اسماعیل فَقَدْ سَمِعْتُ لَک فِیهِ. ها أَنَا أُبَارِکهُ وَأُثْمِرُهُ وَأُکثِّرُهُ کثِیراً جِدّاً. اِثْنَی عَشَرَ رَئِیساً یلِدُ، وَأَجْعَلُهُ أُمَّةً کبِیرَةً.
و اما در خصوص اسماعیل، تو را اجابت فرمودم. اینك او را بركت داده، بارور گردانم، و او را بسیار كثیر گردانم. دوازده رئیس از وی پدید آیند، و امتی عظیم از وی به وجود آورم.
چنانچه مشاهده میکنید، کلمه "נשיא" در معنای شاهزاده و رئیس ترجمه شدهاند، ولی پیشوا و رهبر ترجمههای دقیقتری برای معنی این کلمه در زبان عِبری است.
و این همان ١٢ پیشوایی است که جندل یهودی خطاب به پیامبر صلیاللهعلیهوآله گفت این مطلب را در تورات دیده است.
اما طبق ترجمههای انگلیسی، عربی و فارسی، در آیه، اثری از ذکر نام خود رسول خدا، که این ١٢ پیشوا از ایشان پدید میآیند نیست و بحث اصلی ما اینجا اتفاقاً در خصوص همین مطلب است!
کلید حل این معما در عبارت "במאד מאד" (بمئود مئود) نهفته است!
جستجو در کتاب مقدّس نشان میدهد که واژۀ عبری "מְאֹֽד" (مِئود)، در هیچ آیهای از عهد عتیق، به همراه حرف اضافۀ باء (ב) به صورت "בִּמְאֹ֥ד" (بمئود) به کار نرفته است.
هرگاه این کلمه به صورت قید به کار رود، به معنای «خیلی» یا «زیاد» است و در این صورت، دیگر نیازی به حرف اضافهی باء ندارد!
بنابراین میتوان حکم کرد که کاربرد "בִּמְאֹ֥ד מְאֹֽד" (بمئود مئود) به معنای «بسیار زیاد»، علی القاعده نادرست است و به ناچار باید به دنبال معنای دیگری برای آن بگردیم. اگر بنا باشد، "בִּמְאֹ֥ד מְאֹֽד" (بمئود مئود) قید نباشد، ناگزیر باید اسم عَلَم باشد! در این صورت، معنای آیه چنین میشود:
و اما در خصوص اسماعیل، تو را اجابت فرمودم. اینك او را بركت داده، بارور گردانم، و به واسطهی (مئود مئود) دوازده پیشوا از وی پدید آیند، و امتی عظیم از وی به وجود آورم.
اما این مئود مئود کیست؟
آیا شخصی از نسل اسماعیل وجود دارد که نامش مئودمئود باشد؟
قرائن درونمتنی و برونمتنیِ فراوانی وجود دارد که میتوان از آنها نتیجه گرفت که مئود مئود، همان مشهورترین فرزند از نسل اسماعیل، یعنی پیامبر خاتم صلیاللهعلیهوآله است.
از جملهی قرائن درونمتنی میتوان به واژگان همریشهی این لغت و دیگر کاربردهای آن در کتاب مقدّس اشاره کرد. "מוֹדֶה" (مُودِه) صیغهی اول شخصِ مضارع (مفرد مذکر) در باب هیفیل (Hiphil) از ریشهی عبری ידה (یادا)[1] دقیقاً بهمعنای احمد است.
و بنابراین واژهی مئود مئود (که در روایات اسلامی (به عنوان قرائن برونمتنی) بهصورت مودمود آمده[2]) معادل شکل مضائف مئود (به معنی احمد) است که معنایش میشود بسیار ستوده شده که در عربی میشود همان (محمّد)!
از این جالبتر، معادل واژهی "مئود مئود" در نسخهی سریانی تورات (به عنوان یکی از قدیمیترین نُسَخ تورات) است که در ادامه، بحث بسیار آن را تقدیم خواهیم کرد.
پانوشتها:
[1] این ریشه و مشتقات آن، در هر آیه از کتاب مقدس که به کار رفته در ترجمههای عربی به «حمد» برگردان شده است (سِفر تکوین ۳۵: ۲۹، اشعیا ۱: ۱۲، ۱: ۲۵ و بیش از دوازده آیه از مزامیر داود). برای معنای ریشهی این کلمه، نگاه کنید به Strong, James, Strong’s Hebrew ذیل کد H3034.
[2] ...وَ فِي التَّوْرَاةِ ميذميذ أَيْ غَفُورٌ رَحِيمٌ وَ قِيلَ ميدميد أَيْ مُحَمَّدٌ وَ قِيلَ مودمود... (مناقب، ابن شهر آشوب، ج۱، ص۱۵۱)
#مبلغ_غدیر_باشیم
#غدیریام
#عید_بزرگ_غدیر
✅ کانال رسمی کتاب جمکران:
@ketabejamkaran
@justhadis110