از خیلی قدیمها به چای ارادت داشتم. بساطِ چای توی خانهی ما، مثل نماز و قرآن همیشه برپا بوده. اما این چای از یک لحظاتی به بعد، برای من شریف شد. اولیش حضورِ جهادیاش در روضه امام حسین(ع) بود. آه از بخار گرمش در آن لحظاتی که دربِ خانه باز است و سرما خودش را میریزد توی خانه و بُخار چای، یک تنه میایستد مقابلِ وزشِ استخوانسوزش و لبانِ تشنهی ما را، بعد از سلام بر لبانِ تشنهی حسین(ع)، گرم و تَر میکند.
بعدیش در پیادهروی اربعین؛ نشسته بودم و داشتم دردم را میکشیدم و به تاولهای پاهام فحش میدادم که یک نفر با لهجه عربی رو به من پرسید: «چای؟...» آن لحظات حتی تاولهای پاهام هم لب به سخن باز کرد و گفت: «بگو نَعَم...» و من گفتم: «رحمالله والدیک...»
بعدیش اما، همین چای شریف برای من مقدس شد. کجا؟ وقتی فنجانِ چای توی دستِ آقای شهیدمان بود. آن سکنات وجناتِ قیامت، با آن نگاه نافذ و قهرمانگونه، فنجان چای را گرفته توی دستش و لبخندِ کاریزماتیکش را انداخته به جانِ من و شما و دیگران. آه از آن کوهِ معنا و استقامت. از آن جبروتِ بیحد و حصر. دلم برایش تنگ شده. و باور دارم دلِ چای هم برای لبهای کبودش تنگ شده. کاش بود و بعد از نابودیِ اسرائیل، همانطور که دارد به کاغذهای روی زمین نگاه میکند، دوباره میگفت: «چای رو بیارید...» و چای چقدر خوشبخت بود، توی دستِ سالمش. دستی که در برابر دشمنِ ایران، همیشه مشت کرده بود.
#شطحیات
@in_the_fog
بعد از شهادت آقا سید ابراهیم رئیسی و در بحبوحهی انتخابات بود که آمدید و نامزد ریاست جمهوری شدید. توییتی زدید و نوشتید برای عبور از موانع، باید از روشهای منسوخ، #ارتفاع_بگیریم. جملهی ارتفاع بگیریم را با هشتک نوشته بودید. رد صلاحیت که شدید با توییتی که زده بودید، کم شوخی نشد. گذشت و آقای شهیدمان شما را به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب کرد و الحق که چه انتصابی بود. انقدر شجاعت و دلاوری نشان دادید. انقدر با صلابت صحبت و انقلابی رفتار کردید که حکمت آن رد شدن برای همه روشن و شاید برای خیلیها مصداق گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود، شد.
شما شاگرد خوبی بودید آقای لاریجانی، راه استاد شهیدتان، آقا سید مرتضی مطهری، را رها نکردید. پدر نمونهای بودید برای پسرتان، آقا مرتضی، که اگر جز این بود، راه و رسم شهادت در مهمانیِ خدا را نمیآموخت. یار وفاداری هم بودید برای مقتدایتان شهید سید علی خامنهای. آنقدر وفادار که بعد از شهادتشان در میانهی کارزار زیر آتشِ موشک و با وجود تهدیدها، باصلابت و شانه به شانهی مردم ایستادید، رجز خواندید، سیلیهای پی در پی به دشمن زدید و آنقدر به زانو درشان آوردید که برای سرتان جایزههای آنچنانی گذاشتند اما باز هم پا پس نکشیدید تا در آخر به امام شهیدتان ملحق شدید.
شما از روشهای منسوخ که اعتماد به آمریکا و عمله و اکرهش است برائت جستید. شما واقعا موانع پیش رویتان را با خونتان برداشتید و حالا که شهید شدید دستتان از قبل بازتر است. شما به توییتی که آن روز نوشتید و خیلیها خندیدند عمل کردید. همچون صاحب نامتان در سحرگاه رمضان به دست شقیترینِ آدمهای زمین، کشته شدید و از دستان مولایمان علی برات شهادت گرفتید و شهدش را نوشیدید. شما #ارتفاع_گرفتید آقای لاریجانی.
ارتفاعی به بلندای هفت آسمان.
ارتفاعی به عظمت نام شهید...
شما را خدا تایید صلاحیت کرد...
شهادت مبارکتان دکتر علی لاریجانی...
فاطمه خسروی
@ir_tavabin
هدایت شده از راز مجنون[معراج]
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من چگونه بروم در ورق سال جدید
که همه بودن تو مانده به تقویم قدیم
https://eitaa.com/rmeraj1998