کئیب
ما از این برادرانه ها خیر زیاد دیده ایم ؛
از همان موقع هایی که قنداق نوزادیمان را در آغوش میگیرند و اذان بر لایه های لطیف گوش طفل تازه به دنیا آمده میخوانند و شاید هم از آن قبل تر نشانی از آن دیده باشیم کسی چه میداند ؟
کسی چه میداند از روزهایی که زانو خاکی کرده ایم و به جای دست به زانو زدن و بلند شدن دست به دستان پسرِ علی(علیهاالسلام)داده ایم .
یا گذرِ ایامی که مدام زمزمه "اربعین راهی میشوی یا نه؟!" میشود موسیقی پیش زمینه آن چند روزِ زندگی !
من نگرانیِ آن لحظه هارا دوست دارم همان دم که نمیدانی بگویی آری یا خیر؟!
خودمانیم این لحظه ها انگار کسی تهِ دلمان فریاد میزند :راستی که چقدر این خاندان(علیهاالسلام)را دوست داری..
.
.
برای آنان که چشمهایشان آن سرزمین را ندیده است(شاید دلهایشان بارها مزیّن به دیدار شده باشد) دردِ دل زیاد است .
اما این گوشه از آنان که با چشمِ جسم و هزاران بار با چشم دل پا به طریق تو گذاشته اند خاطراتی تداعی کنیم ..
ما دلمان را گرم کرده ایم به گرمای آن سرزمین و جگرمان مثل آفتاب سوزان آن وادی میسوزد اگر فراقی بین ما و شما باشد .
وهر دم و بازدم را همراه میکنیم با دلتنگی چای عراقی ات،صدای مداحی های عربی،مای بارد گفتن نوکرهایت ،صدای کشیده شدن کفش زائر ها که شاید نشان از این باشد که خستگی پاهایشان را لرزانده و اما دلشان به یاد شما قوت میگیرد ،برای کوله پشتی های با عکسِ شهید پوشانده شده،برای پرچم های دست زوّار،برای کربلا،کربلا گفتن های راننده محترمِ دشداشه پوشیده ،برای عمود ۱۴۵۲،برای دیدن علمِ مشکی رنگی که روی آن نوشته اند"یا ساقی عطاشی"
همین جا بود که دیدم چطور روح از بدن خارج میشود چطور پرواز میکند و چطور آن گنبد طلایی را در آغوش میگیرد ..
با دقت که نگاه میکنی در میان خیابانی ایستاده ای که چشمت به یک طرف و دلت به طرف دیگری کشیده میشود نامش را بین الحرمین میگویند انگاری..
ما از این برادرانه ها خیر زیاد دیده ایم آقای امام حسین(ع)،آقای قمربنی هاشم(ع) ..؛
شما هم از ما عاشقی هایمان را قبول کنید:)
واژه های ما بلد نیستند از شما بگویند ، از لطف هایتان ،از پدری کردن هایتان ،از سایه سر بودن و کوه بودنتان،بلد نیستند ..
ما مدیون و مجنون و دیوانه ی این خاندان و آستانیم ..خلاص!
پن:اربعین۱۴۰۳
دلنوشت*
#اربعین۱۴۰۳
#اباعبدللهمن
#ایماهامالبنین
#اهلبیتعلیهاالسلام
#زکودکیخادماینتبارمحترمم
این روزا انقدر حال هممون بده که دیگه طاقت نوشتن اون جمله معروفُ نداریم ..
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش ..
تلوزیون داشت از خط و نشون کشیدن شما پخش میکرد
چشمام که افتاد به صورتت دلم گرم شد ؛
اومدم مثل همیشه که میدیدمت و قربون صدقه غیرتت میرفتم چیزی بگم که ..
یادم رفته بود شهید شدی ،
به باورم ننشسته پیرِ مقاومت،
آقا سید حسنِ نصرلله ..