🌷شهادت: ۳۱ اردیبهشت ۱۳۶۱
در عملیات آزادسازی خرمشهر (بیت المقدس) ، که آنزمان مصادف با مبعث پیامبر(ص)
🌱 خرداد سال 1337 در شهرستان سرخس چشم به جهـان هستی گشود. بہ دلیل علاقہ فراوانے ڪہ پدرش بہ ساحت مقدس امام رضا(ع) داشت به شهر مشهد عزیمت کردند.
🔸 قبل از انقلاب با قیام مردمی همراه شد، ساواک بارها برای دستگیریش نقشه ڪشید اما هربار با زیرکی او مواجه شده و در اجرای نقشه هایش موفق نشد.
🔸 پس از پیروزی انقلاب، نظم و مدیریت تشکیلاتی اش باعث شد تا مسؤلیت دفتر فرماندهی سپاه پاسداران خراسان را به او واگذار کنند. پس از آن، دوره فشرده خلبانی را در تهران طی کرد و راهی جبهه های جنوب شد. در آنجا نیروهای خراسانی را در تیپ21 امام رضا (ع) سازماندهی کرده، خود به عنوان اولین فرمانده، مسؤلیت اداره این تیپ را به عهده گرفت.
🔸 حماسه آفرینی های او و یارانش در چزابه چنان بود که پیر جماران در وصفشان فرمود: « کار رزمندگان ما در چزابه در حد اعجاز بود و این اعجاز به حول و قوه الهی از بازوان پرتوان رزمندگان به خصوص رزمندگان تیپ 21 امام رضا (ع) به فرماندهی این سردار شهید نمایان شد.»
🔸 در عملیات بیت المقدس به همراه تیپ ۲۱ به #خونین_شهر رفت ، دلاوران تیپ ۲۱ امام رضا (ع) بهمراه دیگر یگانها، سدهای دفاعی کفار را در هم شکستند. . . . راهی تا فتح خرمشهر باقی نمانده بود که در تاریخ 31 اردیبهشت ماه 1361 مصادف با مبعث پیامبر (ص) هنگام سرکشی به نیروها در ایستگاه حسینیه، انفجاری در کنار خودروی او روی می دهد و ترکش آن به شقیقه اش اصابت می کند که موجب شهادت این فرمانده رشید می شود.
#شهید_محمدمهدی_خادم_الشریعه
#آشنایی_با_شهدا
🌷یا ارومیه بود یا تهران یا زاهدان. پدر را فقط در آخر هفته میدیدم. نه یک سال و دو سال، دوازده سال.
✍روایت: پنچاه و دوم
📖 کتاب: نورعلی
نیم نگاهی به زندگی و اوجبندگی
"سردار شهید نورعلی شوشتری"
#آشنایی_با_شهدا
⚪️ شرح زندگی و مجاهدت های شهید محمود امان اللهی👇👇
او فرزند شهید احد امان اللهی بود که در خرداد ۱۳۳۹ در روستای جعفر آباد بیجار در استان کردستان بدنیا آمد. در سال ۱۳۵۶ وارد دانشکده افسری شد. پدرش که از همان اوایل پیروزی انقلاب، به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمده بود در روز ششم تیر ۱۳۵۹ حین درگیری در روستاهای تابع شهرستان تکاب بدست گروهکهای تجزیه طلب و ضدانقلاب بشهادت رسید.🕊🕊
وی همان سال از طرف دانشگاه افسری به سپاه ناحیه کردستان مأمور شد تا به عنوان مسؤول سپاه و پیشمرگان مسلمان کُرد پایگاه موچش و رابط بین ارتش و سپاه در محور عملیاتی قروه سنندج به انجام مأموریت بپردازد.
شهید امان اللهی در مقاومت ۳۵ روزه مردم خرمشهر، رابط میان سرهنگ نامجو و محمد جهان آرا بود.
در ۲۳ مهر ماه ۵۹ در حالیکه قسمت غربی خرمشهر سقوط کرده و عده زیادی از همرزمانش به شهادت رسیده بودند، هنگام درگیری خانهبهخانه، دوباره مجروح شد و به اسارت ارتش بعثی عراق درآمد. وضعیت جراحت او بگونه ای بود که هیچکس احتمال زنده ماندنش را نمی داد. لذا شهادت او بر همگان محرز شد و دانشگاه افسری نزاجا پوستر شهادتش را چاپ و منتشر نمود. مراسم شب هفتم و چهلم در زادگاهش برگزار شد. غافل از آنکه او در زمان اسارت، زندگی شجاعانه جدیدی را در کنار بزرگوارانی همچون سرور احرار و آزادگان؛ شهید حجتالاسلام ابوترابی آغاز کرده است.
آزاده قهرمان محمود امان اللهی، پس از تحمل ۲۴۴ روز اسارت، به علت شدت جراحات وارده، به عنوان مجروح جنگی صعبالعلاج شناخته شد و طبق کنوانسیون سوم ژنو، به همراه ۲۴ نفر دیگر از اسرای معلول ایرانی، با اسرای عراقی مبادله و در تاریخ ۶۰/۳/۲۶ وارد فرودگاه مهرآباد تهران شد.
وی پس از آزادی، بلافاصله به فعالیت مشغول شد. خدمات او در مسئولیتهای بسیج مستضعفین و قائممقامی سپاه تکاب، قائممقام سپاه سردشت، مسئول بازرسی و دایره سیاسی قرارگاه حمزه سیدالشهدا، سرپرست عقیدتی سیاسی لشکر ۲۳ نیروهای مخصوص (نوهد) و مسئول سازماندهی بسیج عشایری قرارگاه حمزه سیدالشهدا ادامه یافت و در طی این دوران، سهبار دیگر به شدت مجروح شد.
اوایل سال ۶۳ بفرماندهی گردان ضربت عملیاتی جندالله بانه منصوب شد و یک سال بعد بنا به امر سپهبد شهید صیاد شیرازی به قرارگاه کربلا و خاتمالانبیاء(ص)، مأمور و به عنوان معاون فرمانده تیپ شهادت منصوب شد. وی در این مدت در عملیاتهای ظفر ۱و۲و۳ و کربلای ۱و۲و۳ شرکت نمود و در سال ۶۷ با حکم فرمانده لشکر ۲۸ کردستان به فرماندهی یکی از گردانهای تکاور منصوب شد.
محمود امان الهی به علت مجروحیت حاد مغزی چندین بار مورد عمل جراحی قرار گرفت ولی معالجات موثر واقع نشد و افسر پرتلاش ارتش ج.ا.ا در مورخه ۷۹/۳/۱۷ ندای حق را لبیک گفت و به دیدار پدر و دیگر همرزمان شهیدش شتافت. بنا به وصیت او، قلب و کلیههای آن بزرگمرد به سه نفر از نیازمندان که سالها از درد بیماری رنج میکشیدند، اهدا شد. پیکر مطهر او نیز پس از تشییع در دانشگاه افسری امام علی (ع) و شهر بیجار، پس از سالها دوری به زادگاهش (روستای جعفرآباد) منتقل و در میان سیل خروشان همرزمان، اقوام و مردم شهیدپرور تشییع و در کنار مزار پدر شهیدش به خاک سپرده شد.
#آشنایی_با_شهدا
🌷شب آخر سال بود. سفارش کرد به همه ی سربازها عیدی بدهیم.
صبح پیگیر ماجرا شد.
+به راننده ها هم دادی؟
- بله حاج آقا.
+ دژبان ها چی؟
- بله سردار
+فلانی ها چهطور؟
ــ خیالتان تخت. کسی از قلم نیفتاده است.
+باریک الله ، باریک الله ، حالا شد.
✍روایت: پنچاه و نهم
📖 کتاب: نورعلی
نیم نگاهی به زندگی و اوجبندگی
"سردار شهید نورعلی شوشتری"
#آشنایی_با_شهدا
🌷نورعلی عجله داشت و باید خودش را میرساند. یادگان شهید برونسی. فرجالله حاضر شد و پدر را رساند. نورعلی گفت: «از ماشین پیاده نشو تا برگردم.» چند دقیقه نگذشته بود که سربازی امد کنار ماشین احترام نظامی گذاشت و رفت داخل ماشین. و گفت: «مشکلی دارم. اگر به سردار بگویید، ممنون میشوم. فرجالله مشکل و شماره تلفنش را نوشت بدهد به پدر. سرباز پیاده شد. فرجالله تا آمد بگوید احترام نگذار ، سرباز دوباره پایش را به هم کوبید و احترام نظامی گذاشت!
🌷سردار تازه از ساختمان خارج شده بود و احترام سرباز را دیده بود. داخل ماشین که شد رو کرد به فرجالله و گفت: مگر تو کی هستی؟! نطامی که نیستی برایت احترام بگذارند.
_ من کاری نکردم حتی آمدم بگویم احترام نگذار ... .
- نخیر تو حتما چیزی گفتهای بهش وگرنه دلیلی نداشت برایت پا بکوبد!
تا جند روز فرجالله جواب پس میداد! نورعلی دوست نداشت ذرهای از جایگاهش استفاده شود حتی اگر پسرش باشد.
✍روایت: شصت
📖 کتاب: نورعلی
نیم نگاهی به زندگی و اوجبندگی
"سردار شهید نورعلی شوشتری"
#آشنایی_با_شهدا
🌷یا ارومیه بود یا تهران یا زاهدان. پدر را فقط در آخر هفته میدیدم. نه یک سال و دو سال، دوازده سال.
✍روایت: پنچاه و دوم
📖 کتاب: نورعلی
نیم نگاهی به زندگی و اوجبندگی
"سردار شهید نورعلی شوشتری"
#آشنایی_با_شهدا
@yousof_e_moghavemat
🌷در جمع همرزمان دیروزش در لشگر پنچ نصر میگفت: تنها چیزی که آمریکاییها نگران ان هستند، تقکر و بیداری اسلامی است که با استکبار جهانی تضاد دارد. پرچمداران این تفکر هم ایران اسلامی و انقلابی و فرهنگی امام ولايت است. _ امروز انرژی هستهای مارا بهانه میکنند، آمریکاییها میدانند اگر بنا به جنگ هستهای باشد، خودشان دهها هزار موشک دارند، پس دیگر چه ترسی از ما دارند؟! ترس آنها از نهال و شجره طیبههای است که امام در انقلاب و ایران اسلامی کاشت؛ یعنی اسلام انقلابی! یعنی هر یک از شما که بمبی هستهای بر سر دشمن هستید. برای آنان، تفکر امروز شما خطرناک است، نه زور بازویتان.
✍روایت: شصت و یکم
📖 کتاب: نورعلی
نیم نگاهی به زندگی و اوجبندگی
"سردار شهید نورعلی شوشتری
#آشنایی_با_شهدا
🌷اشارهای به گلزار شهدای رشت کرد و گفت: «اگر شهید شدم مرا کنار شهید مسافر به خاک بسپارید.» گفتم تا شما شهید شوید، اینجا پر میشود و دیگر جای خالی وجود ندارد، گفت: «مطمئن باش کنار شهید مسافر جای من است و خالی میماند.
✍راوی همسر شهید
"شهید مدافع حرم حسینعلی پور ابراهیمی"
#آشنایی_با_شهدا
🌟 ظهر عاشورا - سال 1359
🌷 شهادت اصغر وصالي تهراني، فرمانده «گروه دستمال سرخها»
ا◽️◽️◽️◽️◽️◽️◽️◽️◽️
شرح دلاور مردی های شهید وصالي تهراني👇
🔹 در محله دولاب تهران به دنیا آمد(1329)- در سال های جوانی توانست با مشقت فراوان از ایران خارج شده و دورههای چریکی را در میان مبارزان فلسطینی طی کند. سپس به ایران آمد و زندگی مخفی خود را شروع کرد اما سرانجام توسط عوامل رژیم طاغوت بازداشت شد. اول به اعدام و بعد با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شد ولی بعدها حکم تغییر کرد و دوازده سال زندان برایش بریدند. در اواخر سال56 هم بعد از پنج سال و نیم حبس، از زندان آزاد شد.
🔸 با پیروزی انقلاب، علی اصغر انتظامات زندان قصر را تشکیل داد و در سال 59 وارد سپاه شد و از بنیانگذاران اصلی بخش اطلاعات سپاه گردید و مدتی نیز فرماندهی بخش اطلاعات خارجی را بر عهده گرفت.
▪️روحیه علی اصغر به هیچ وجه با امور اداری و ستادی سازگار نبود و به همین دلیل مسئولیت خود را در ستاد مرکزی سپاه رها کرده و به جبهه غرب شتافت تا به نبرد رودررو با ضدانقلاب و متجاوزین بعثی بپردازد.
🔺او با گردان تحت امرش در سخت ترین جبهه های غرب کشور به نبرد با ضدانقلابیون و ارتش صدام پرداخت بسیاری از نیروهایش در همین زمان به شهادت رسیدند. ام همچنین در غائله پاوه دوشادوش شهید چمران با گروهکهای معارض جنگید. نیروهای تحت امر علی اصغر وصالی به دلیل بستن دستمال سرخ بر گردن هایشان به «گروه دستمال سرخ ها» شهرت داشتند. (وجه تسمیه این گروه، به شهادت یکی از اعضای جوان آن باز می گردد که به هنگام شهادت، لباسی سرخ بر تن داشت که همرزمانش به عنوان یادبود وی، تکه هایی از لباس او را بر گردن بستند و عهد کردند که تا گرفتن انتقامش، آن را از خود جدا نکنند.)
💠 روز تاسوعای سال 1359 تصمیم گرفته شد عملیاتی برای روز عاشورا تدارک دیده شود.حوالی ظهر عاشورا، علی اصغر در تنگه حاجیان از ناحیه سرمورد اصابت گلوله قرار گرفت و بر اثر همین جراحت، مصادف با چهلمین روز شهادت برادرش اسماعیل به شهادت رسید. پیکر پاک او در قطعه 24 بهشت زهرای تهران در کنار برادرش و در میان یارانش (گروه دستمال سرخها) به خاک سپرده شد.
#آشنایی_با_شهدا
🔹شهید محمد باقریان از شهدای ارتش در سال ۱۳۳۸ در روستای علی آباد انقلاب رفسنجان متولد شدند و در تاریخ ۱۳۶۱/۸/۲۸ در جبهه های گیلان غرب و در تپه های مسلم ابن عقیل در حال گفتن اذان در اثر اصابت ترکش به شهادت رسیدند.
🔸لازم به ذکر می باشد از شهید محمد باقریان ۳ فرزند پسر به یادگار مانده است.
.
#شهید_محمد_باقریان
#آشنایی_با_شهدا
🔹در یک مسأله علمی پیچیده گیر کرده بودیم و راه حلی برای آن پیدا نمیکردیم. گفتیم رضایینژاد میتواند کار را ادامه بدهد، موضوع را با او در میان گذاشتیم و مبلغ زیادی هم پیشنهاد کردیم.
🔸بیتوجه به مبلغ پیشنهادی ما گفت: این مسأله به دردی هم میخوره؟
🔹ما گفتیم:
نه، به دردی نمیخوره،
اما اینطوری ما اولین گروهی هستیم که توی جهان این مسأله رو حل میکنه.
🔸داریوش گفت:
من اگه تو زندگیم بتونم،
یه چوب کبریت یا یه پیچگوشتی درست کنم که به درد چهار نفر بخوره،
خیلی بیشتر برام ارزش داره تا اینکه بخوام بگم دستگاهی رو درست کردم که هیچ کس مثل اون رو نداره یا مسألهای رو حل کردم که هیچ کس حل نکرده.
🎙راوی: همکار شهید
"دانشمند شهید داریوش رضایی نژاد"
#آشنایی_با_شهدا
💠 گذری بر زندگی شهید #حسین_شهرامفر (کاک حسین)
🔹 متولد مشهد(1326)-در سال 45 وارد دانشکده افسری شد. دوره چتر بازی را خارج از کشور طی کرد و در رشته های کوهنوردی، کاراته و تکواندو به کسب تجربه پرداخت. او سپس در مرکز آموزش 01 تهران مشغول خدمت شد و چندی بعد به تیپ نیروی مخصوص (نوهد) که به کلاه سبزها معروف بودند انتقال یافت.
🔸شهید شهرامفر در سال 1356 به جمع یاران امام پیوست و با پخش اعلامیه از ایشان حمایت کرد تا اینکه مورد بازجویی فرمانده وقت قرار گرفت. با پیروزی انقلاب اسلامی شهید شهرامفر به #کردستان اعزام شد و ضمن فعالیت در واحد عقیدتی سیاسی تیپ در مقابل ضدانقلاب و بعثیان به مقابله مشغول شد.
🔸در مردادماه سال 60 نیروهای سپاه و ارتش تصمیم می گیرند با استفاده از تاکتیک های غافلگیرانه اقدام به پاکسازی جاده #بانه_سردشت کنند. نیروهای عمل کننده پس از تصرف پیچ های خطرناک #هجده_دولان، مصمم می شوند تپه های مشرف به روستای #زرواو را نیز به تصرف در آورند که شهرامفر به عنوان یکی از نیروهای پیشرو، جلوتر از نیروها در حال حرکت بود و توانست با کاردانی و شجاعت خاص خود مهمترین تپه که امروز بر پاسگاه انتظامی زرواو مسلط است را به تصرف درآورد. شهید شهرامفر دقایقی پس از استقرار بر روی تپه مورد اصابت گلوله مستقیم دشمن قرار گرفت و به در جه رفیع شهادت نائل امد. این تپه امروز به تپه شهید شهرامفر مشهور است.
#آشنایی_با_شهدا