eitaa logo
✳️حافظان امنیت ✳️
1.6هزار دنبال‌کننده
79.5هزار عکس
15.3هزار ویدیو
201 فایل
مطالب شهدا و اخبار روز #خادم_امام_رضا #خادم_شهدا #راوی_برتر_جنگ #بختیاری جامونده از غافله #ایثار و #شهادت #جانباز_شیمیایی #فارغ_تحصیل_دانشگاه_شهدا #جزیره_مجنون #فعال #فرهنگی #اجتماعی #سیاسی https://eitaa.com/kakamartyr3
مشاهده در ایتا
دانلود
نمازهایش راهمیشه اول وقت میخواند،نماز شبش ترک نمی‌شد،دیگر تحمل نکردم ،یک شب آمدم و جانمازش را جمع کردم،به او گفتم: تو این خونه حق نداری نماز شب بخونی، شهیــد می شی!حتی جلوی نماز اول‌وقت او را می‌گرفتم! اما چیزی نمی‌گفت .... دیگر هم نماز شب نخواند !پرسیدم : چرا دیگه نماز شب نمیخونی؟خندیــد و گفت:کاری‌و که باعث ناراحتی تو بشه تو این خونه انجام نمیدم،رضایت تو برام از عمل مستحبی مهمتره،اینجوری امام زمان هم راضی تره ... بعداز مدتی برای شهادت هم دعا نمی‌کرد،پرسیدم: دیگه دوست نداری شهید بشی؟؟ گفت: چرا ، ولی براش دعا نمی‌کنم!چون خودِ خدا باید عاشقم بشه تا به شهـــــــادت برسم ...گفتم : حالا اگه تو جوونی، عاشقــت بشه چیکار کنیم؟؟ لبخندی زد و گفت:مگه عشق پیر و جوون می‌شناسه؟! راوی ؛همسر محترم شهید . . #عشق #نماز_شب #داعش#عاشق #گمنام
حتماً شما هم منو نمی‌شناسین؛ اما یه موضوعی هست که باید بهتون بگم!» گفتم: «بفرما عزیزم!»گفت: «خونه‌ی ­ما نزدیک آقا رودبنده. اصلاً شناختی هم روی پسر شهید شما نداشته و ندارم؛ اما شب قبل از تشییع جنازه‌ی شهید، یه جَوونی به خوابم اومد که اصلاً نمی­‌شناختمش. گفت: «فردا عروسی منه؛ حتماً بیا عروسی­م.»از خواب بیدار شدم و اصلاً به خوابی که دیده بودم نه اهمیت دادم و نه فکر کردم.صبح وقتی دیدم از در و دیوار شهر تصویر یه شهید مدافع حرم آویزون شده با خودم ­گفتم خدایا من این شهید رو کجا دیدم؟! چقدر قیافه­‌ی این شهید برام آشنا است! فکر و خیال این عکس دست از سرم برنمی­‌داشت.مطمئن بودم اونو یه جایی دیدم؛ اما هرچی فکر می­‌کردم یادم نمی‌اومد کجا دیدمش! یه لحظه یاد خواب دیشب افتادم!یه لحظه با خودم گفتم: «آره! خودشه! این عکس همون جوونیه که دیشب به خوابم اومد. همونی که گفت فردا عروسیمه و بیا تو عروسیم شرکت کن.منم دعوتش رو قبول کردم و اومدم تو مراسم تشییع جنازه­‌اش شرکت کردم. نمی‌­دونستم باید این قصه رو براتون بگم یا نه؛ اما بالاخره تصمیم گرفتم که بیام و برای یکی از بستگان شهید این خواب رو تعریف کنم»نمی‌­دانستم چه بگویم در جواب این بنده خدا! بغض کرده بودم.حسرت جشن عروسی سید به دلمان مانده بود؛ اما با پیامی که سید از طریق این بنده­‌ی خدا فرستاد، دلمان کمی آرام گرفت.ظاهراً ما با چشم دنیایی­‌مان تشییع جنازه دیده بودیم، اما در واقع برای سیدمجتبی، قصه به ­گونه‌­ای دیگر رقم خورده بود.راوی: حاج سید حسین ابوالقاسمی(پدر محترم شهیدسید مجتبی ابولقاسمی از دزفول) . . #مراسم #عشق #داعش
گریه کن برادر ... تصویر از مراسم تشییع شهید مرتضی ابراهیمی /شهید ابراهیمی با دست های خالی رفته بوده تا با مردم صحبت کنه .چقدر اشرار سال هزار و سیصد و نود و هشت از اشرار صدر اسلام پیشرفته تر شدن ... ایشون با دست خالی رفته تا با اونها صحبت کنه ، هنوز حرف زدن رو شروع نکرده به فجیع ترین شکل ممکن ایشون رو مجروح کردن و بعد به پیکر نیمه جان هم رحم نکرده و ایشون رو شهید کردن / باز گلی به جمال پدر های داعشی ها که در کربلا به امام حسین اجازه دادن حداقل حرفش تموم بشه بعد حمله کردن / اشرار بی وجودِ ما که اجازه ندادن صدای شهید به گوش معترضین برسه .../ ایران خیلی از سوریه شدن فاصله نداره ، برا خودمون الکی بیش از حد نوشابه باز نکنیم ، اگر پاش بیفته بعضی ها در ایران چیزی از داعشی های سوریه کم ندارن ... . . #شهادت_زیبا_ترین_مسیر #داعش