🍃در وصیت نامه اش حرف های زیبایی نوشته که چشم را #نور می دهد و دل را جلا و یاس را امیدوار می کند♡
🍃"وقتی خاطرات #شاهرخ_ضرغام را خواندم به خودم گفتم ناامید مباش، چون منم مثل شاهرخ خیلی از عمرم رو به گناه و نافرمانی گذراندم ولی در آخر خدا شاهرخ را خرید. منم امیدم فقط به خداست..."*
🍃عمرش را در نافرمانی و #گناه خلاصه کرده اما هر چه از او خواندم و شنیدم، همه از او به عنوان بنده خوب خدا یاد کردند که عمرش را صرف خدمت به مردم و خانواده #شهدا کرده بود آرزوی #شهادت در وجودش بر آرزوهای دنیایی سبقت گرفت و عاقبت به خیر شد🌹
🍃همین چند خط نوشته محسن کمالی که در تک تک کلماتش #تواضع و فروتنی در مقابل پروردگار به چشم می خورد درس بزرگی است برای ما که در روزمرگی غرق و زمینگیر شده ایم. شاهرخ در جبهه عاقبت بخیر شد و محسن در #سوریه.
🍃اما نمیدانم سرنوشت ما غرق شدگان در #دنیا و وابستگی هایش چه می شود. در قفس #غفلت، به خواب رفته ایم و پرواز را فراموش کرده ایم😓
☆الهی و ربی من لی غیرک☆
*بخشی از وصیت نامه شهید
✍نویسنده : #طاهره_بنائی_منتظر
🌺به مناسبت سالروز #شهادت #شهید_محسن_کمالی
📅تاریخ تولد : ۹ بهمن ۱۳۶۳
📅تاریخ شهادت : ۲۷ فروردین ۱۳۹۴
📅تاریخ انتشار : ۲۷ فروردین ۱۴۰۰
🥀مزار شهید : بهشت سکینه
#گرافیست_الشهدا #استوری_شهدایی
#خاطرات_شهید
محسن یکی از فعالین فرهنگی مسجد رجایی شهر بود و جوانان زیادی را جذب میکرد، در آن محل همه محسن را میشناختند و محسن جایگاه ویژه ای داشت.
محسن اردوهای فرهنگی و رزمی بسیاری برگزار میکرد و از این طریق جوانان زیادی را باخود همراه میکرد، با شروع شدن حمله داعشی به مردم مظلوم و بی پناه سوریه و عراق و برای دفاع از حرم اهل بیت در قالب مستشار نظامی برای آموزش نظامی و رزمی به نیروهای مردمی و وطنی سوریه و عراق چندین بار به این دو کشور اعزام شد.
بعد از اعزام، محسن دیگر آن محسن نبود، مدام از آنجا میگفت و از مظلومیت مردم سوریه حرف میزد، حتی زمانی هم که پیش ما بود روحش آنجا بود.
محسن مجرد بود چندین بار برایش خانوم های متعهد زیر نظر گرفته بودم و تا میخواستم با محسن راجع به ازدواج صحبت کنم میدیدم که تمام فکرش شهادت است، تمام فکر محسن کمک به مردم مظلوم سوریه بود. می گفت: مادر من معلوم نیست وضعیتم چطور میشود فعلا صبر کن.
محسن بیشتر حقوقش را صرف خانواده های بی سرپرست میکرد، محله های فقیر نشین کرج محسن را خوب میشناختن و هنوز هم حقوق محسن صرف خانواده های نیازمند میشود.
یک روز با محسن به بهشت زهرا رفته بودیم، مادر شهیدی را دیدیم که همسرش نیز به رحمت خدا رفته بود و فرزندی نداشت، محسن آنقدر پای صحبتش و دردودلش نشست که متوجه شد سقف منزل آن مادر در اثر باران خراب شده و کسی را ندارد که تعمیرش کند ، محسن برای تعمیر منزل پیش قدم شد و آن مادر همیشه دعا گوی محسنم بود.
✍به روایت مادربزرگوارشهید
#شهید_محسن_کمالی🌷
#سالروز_شهادت
●ولادت : ۱۳۶۳/۱۱/۹ کرج ، البرز
●شهادت : ۱۳۹۴/۱/۲۷ حلب ، سوریه