eitaa logo
✳️حافظان امنیت ✳️
1.6هزار دنبال‌کننده
79.6هزار عکس
15.3هزار ویدیو
201 فایل
مطالب شهدا و اخبار روز #خادم_امام_رضا #خادم_شهدا #راوی_برتر_جنگ #بختیاری جامونده از غافله #ایثار و #شهادت #جانباز_شیمیایی #فارغ_تحصیل_دانشگاه_شهدا #جزیره_مجنون #فعال #فرهنگی #اجتماعی #سیاسی https://eitaa.com/kakamartyr3
مشاهده در ایتا
دانلود
📷 تیمسار ظهیرنژاد در حال سخنرانی برای قوای محمد رسول الله (ص) ، لحظاتی قبل از اعزام ، ۲۱ خرداد ۱۳۶۱ ، پادگان امام حسین (ع)
چون سوخته ی عشقم در نار، نخواهم شد به یاد پاسدار شجاع و صادق و محبوب شهید مظلوم سردار بهمن نجفی از شهدای محله جوادیه معاون تیپ یکم عمار لشکر ۲۷ در سال ۱۳۶۱ مسئول محور عملیات لشکر ۱۰ حضرت سید الشهدا (ع) شهادت:۱۰ تیر ۱۳۶۵ عملیات کربلای یک صَلی اَللهُ عَلیکْ یا اباعبدلله (ع)
🔸از بهمن با آن قد بلند فقط به اندازه یک بغچه باقی ماند؛ شاید آن هم برای عبرت امثال ما! ❇️به روایت سردار عابدین وحید زاده: این روزها به حدی گرفتار مسائل روزمره زندگی و پوچ شده ایم که منجر به فراموشی عزیزترین دوستان، رفقا، بستگان، آشنایان که در عزت و شرافت ما و کشور و سربلندی آن نقش داشته اند و پرچمداران واقعی دین که با خون خود شرافت و انسانیت را به فعلیت رساندند،شده است! وای برما که چقدر خود را گرفتار این دنیایی که به تعبیر قرآن لهو ولعب است کرده ایم و از افرادی که هویت ما در جامعه از نام آنان است غافلیم. نام او یادآور غیرت، شرافت، گذشت، شجاعت، صداقت، تواضع، انسانیت می باشد. دوستانی که بهمن را می شناختند سخنان مرا تائید می کنند. او در خانواده ای مستضعف در جنوب تهران(جوادیه) درکنار سه برادر دیگر و یک خواهرش تربیت شد. مرحوم پدر او مرد شریف و بزرگواری بود. بهمن درخانه ای بسیار محقر اما بزرگ به جهت غیرت و شرافت بزرگ شد. پدر او "مشهدی التفات"با دو چشم نابینا تا روزهای آخر زندگی با یک چرخ دستی با تعدادی گالن بیست لیتری، نفت بعضی از منازل و مغازه ها را تامین و با آن زندگی خود را اداره می کرد. او با قدم شمار همه منازل و مغازه ها را می شناخت. کمترکسی هست از ساکنان جوادیه که این مرد را نشناسد. همه به او به دیده احترام نگاه می کردند. خداوند به خاطر شرافت و اعتمادبه نفس او، برایش عزت و بزرگواری ماندگار همچون بهمن را برای عزت دنیوی و اخروی اش به ثبت رساند. بارها توسط فرزندان، از جمله بهمن به ایشان گفته شده بود تو دیگر پیرشدی، منزل باش حقوقت را ماتامین می کنیم و برای تو خطرناک است؛ اما این مرد، با عزت و روح بزرگی که داشت، هرگز به حاضر به پذیرش این مسئله نشد و حتی در برخی موارد دسترنج خود به بعضی از فرزندانش کمک مالی نیز می کرد! بهمن بوداو عزت نفس، روح بزرگ را ازاین پدرآموخته بود. اگر او می خواست با شجاعت و شهامت و حضور در جنگ که مسئولیت های معاون تیپ و مسئول محوری در اوایل جنگ عهده دار بود اگرکمی فقط کمی آن فیتله عزت خود را کم می کرد به درجات عالی دنیوی دست می یافت؛ همانند افرادی که امروزه مدعی و میراث خوار خون بهمن ها شده اند! اگر امروز نظام ما عزتی دارد به واسطه خون بهمن هاست. از بهمن با آن قد بلند فقط به اندازه یک بغچه باقی ماند؛ شاید آن هم برای عبرت امثال ما! بهمن درزندگی شخصی خود بسیار سختی کشید؛ ازدوران کودکی، نوجوانی و جوانی. او درسال 58به سپاه پاسداران پیوست و درگردان های رزمی سپاه تهران، پادگان ولیعصر(عج) با شهیدانی همچون احمد غلامی، اکبرحاجی پور، مرتضی سلمان طرقی، اصغررنجبران، کاظم رستگار، حسین اسکندرلو، حمید آرونی و... هم چنین بزرگوارانی که هم اکنون درقید حیات هستند مانند برادران بزرگوار حاج منصور محسنی، علیرضا ربیعی، محمد جوانبخت، بهرام میثمی، فتح الله نظری، اسماعیل معروفی، مهدی شریفی و دوستان دیگر. بهمن پس از عملیات خیبر به خاطر برخی عملکردها اختلافاتی با فرماندهان بالاتر خود پیدا کرد اما هرگز جنگ، امام و شهدا را فراموش نکرد. بهمن تاانتها بر همان اعتقادات خود باقی ماند و در عملیات مهران به عنوان نیروی بسیجی و آزاد حضور یافت و در سال 1365 در مهران شهید شد. مزار او قطعه 27 ردیف7 شماره 10 می باشد.
یاد مردانی که چون شیران روز حمله فتح و ظفر کرده بخیر .... تیرماه ۱۳۶۵ ایلام - مهران؛ منطقه عملیاتی کربلای یک قهرمانان شهید علی‌اصغر صفرخانی فرمانده گردان خط شکن شهادت و محسن دین شعاری معاون گردان تخریب لشکر۲۷ حضرت محمدرسول‌الله ﷺ
اینجا چه خبرهاست که یاران همه رفتند تا مسلخ خود، سرخوش و بی واهمه رفتند ارتفاعات قلاویزان عملیات کربلای ۱ به یاد شهدای گرانقدر گردان حمزه به یادشهید فخرالدین مهدی برزی به یاد شهید فریدون(مهدی) تاجیک به یادشهید مهدی قائمی به یاد حاج حسین گلستانی گروهان یک، گردان حمزه
می گفت: هر وقت دوباره دَری برای جهاد باز شود من اولین‌نفر خواهم بود ... رزمنده‌ی نوجوان دفاع مقدس از بسیجیان عملیاتی شهادت: سوریه ؛ جنوب حلب ۱۳۹۵ رزمنده دیروز، مدافع امروز شهید 🌷
🌷شهید غلامرضا صالحی، از فرماندهان و مسئولین قرار گاه حمزه سیدالشهدا(ارومیه) و قائم مقام لشکر 27 محمدرسول الله(ص) *********** 🔹 ♦️همسرم همه سالهاي جنگ را در جبهه حضور داشت. مراسم سومش را كه برگزار كرديم، قطعنامه 598 امضا شد. زماني هم كه ازدواج كرديم (فروردين سال 60) بعد از دو سه روز به جبهه رفت. ♦️تحمل آن شرايط سخت بود اما سعي مي كردم خودم را وفق دهم. اما گاهي تا حدي بي تاب مي شدم كه با خود مي گفتم اين دفعه كه برگشت نمي گذارم به جبهه برود و مي گويم بايد بماني، اما وقتي مي آمد جبران روزهاي نبودنش را می كرد كه همه چيز از يادم مي رفت و ارام مي شدم . —(راوی: همسر شهید صالحی - او که باصبوری، فرزندان شهید را بزرگ و تربیت کرد) 🌷او چند روز قبل از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به شهادت رسید - سال ۱۳۶۷
در ۱۰ تیرماه ۱۳۶۵ در عملیات کربلای یک وقتی خمپاره در کنارش اصابت کرد در لحظه شهادت به یارانش گفت: « سلام مرا به امام برسانید و بگویید صفرخانی دِین خود را به اسلام ادا کرد»
8.28M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⏳ زمان جنگ — اردوگاه کوزران 👆🎥 | جمع شهدا ، جانبازان و رزمنده های گردان عمار - لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) به یاد شهیدان: مسعود ملا — علیرضا افتخاری پور — بهمن عباسی و ... 🌴 دوران ۲۵ تیرماه ۶۷🌷 سالگرد شهادت مسعود ملا- مداح و دلاور گردان عمار
۳۱ تیر ۱۳۶۵- سالروز شهادت مهدی کروبی عملیات کربلای ۱ ،مهران 💠 «ای تاریخ نویس! بشکند قلمت اگر ننویسی اصحاب خمینی را چگونه کشتند.» ☝️ جمله ای تکان دهنده در بالای پیکر شهید "مهدی کروبی" در داخل چادر معراج شهدا ا◽️🔹◽️🔹◽️🔹◽️🔹 🌷شهید مهدی کروبی، فرمانده واحد پدافند لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) یکبار بمن گفت: «اگر قسمت شد و من شهید شدم،حتما این شعر را روی سنگ قبرم حک کنید» ناراحت شدم و سر ایشان داد زدم که؛ «ای بابا این حرف‌ها چیه که می‌زنی»؟ اما آقامهدی خیلی خونسرد و با صدای رسا شعرش را برایم خواند: «در وادی محبت در بند زینبم من» وقتی با آن صدای قشنگ شعر را خواند احساس کردم قلبم آرام شد دیگر چیزی نگفتم حالا هم همان شعر زیبا روی سنگ قبر آقامهدی حک شده و هر وقت می‌خوانمش دلم آرام می‌گیرد خاطره:همسر شهید 🔸شهیدکروبی متولد 1347در محله قلهک تهران - و پس از انقلاب وارد کمیته شد و با آغاز جنگ در جبهه‌‌های غرب و کردستان حضوری فعال داشت و به عضویت در سپاه درآمد. 🔹او سرانجام و در منطقه قلاویزان مهران آسمانی شد
حاج محسن یه سوت داشت، همیشه گردنش بود؛ توی اردوگاه، صبح ها برای نماز صبح می‌اومد دم چادرها و شروع می‌کرد به سوت زدن و این شعر معروف را برای بچه ها می‌خواند: «صبح که سحر می‌کند خدا نظر می‌کند بنده چقدر بی‌حیاست خواب سحر می‌کند.» "شهید محسن دین شعاری" جانشین تخریب ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
پشت آن چهره معصوم تو غوغاست، ای عشق 💕 ✍️"هم اکنون که این چند سطر را می‌نویسم انتظار شب حمله را می‌کشم. انتظار شب نور، شب رحمت، شب گشایش، شب عصمت، شب نماز، شب بیداری، انتظار شب غلبه‌ نور بر ظلمت و سرنگونی کفر تا به ابد. به یاری حق و با امدادهای غیبی با دعاهای شما امت حزب الله و همیشه در صحنه، با رهنمودهای امام امت انتظار غیبت می‌یابد و چه سعادتی بیش از این که ما در این میدان کارزار، میدان آزمایش، نبرد، جهاد، دفاع، سهم اندکی داشته باشیم.." به یاد و خاطره معاون گردان مسلم بن عقیل لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) 🌷 شهید حمید رضا آجرپز از شهدای مسجد علی ابن ابیطالب (ع) خیابان پیروزی تهران، محله نیرو هوایی 🕊🕊 شهادت: پنجوین - عملیات والفجر ۴ 🌴 دوران