هرچی بیشتر جلو میرم بیشتر میفهمم
که چقدر اشتباهم
چقدر نوع تفکرم، چهار چوب و قواعد هام و... پر از اشکال و اشتباهه
انگار باید تمام خودم رو بکوبم و از اول بسازم!
هدایت شده از | حاجیهآخوند ☁️ |
خورشید را به خاک سپردند ..
برای ما فاتحه ای بخوانید...
بعضی ادما انگار میدونن چجوری باید یکاری کنن لبات کش بیاد
نه اینکه کار خاصی بکنن، نه...
حرفای عادیشون، رفتارای عادیشون
پر از ارامش و امنیته...
انگار یه واحد مخصوص دلبری کردن پاس کردن!
انگار بلدن با بودنشون نشون بدن که زندگی هنوزم قشنگیاشو داره...
تیرماه تولد یکی از همین ادماس که از خوش شانسیم تو زندگیمه
و امروز که رفتم سراغ عادت شکرگذاری و داشتم بهش فکر میکردم...
فهمیدم یکی از چیزایی که تا ابد باید خدارو بابت داشتنش شکر کنم همینه:)
ترکیب محدودهٔ زیاد، استاد انسان نما و حالت تهوع شدید، قراره امتحان امروز رو تشکیل بده...
ازون امتحاناییه که پاس شم لبام ازین سر تا اون سر کش میاد🚶♂
لعنت به کسی که واسه هیجده تا درس از کتابی که چهار واحده، یه روز وقت داد
و لعنت به منی که همیشه قبل مهم ترین امتحانا حالم مث زنای پا به ماه میشه و سگ پنیک میکنم
کاکتوسِ بغلی🇮🇷
لعنت به کسی که واسه هیجده تا درس از کتابی که چهار واحده، یه روز وقت داد و لعنت به منی که همیشه قبل
حالا بعد ۹ترم
یبار بیوفتم اشکال نداره مگه نه؟