بعد یه تیکه ازاین پله شیکسته بود و ایرپاد من دقیقا اون جا بود ولی دستامون بازم ازش رد نمیشد
اره خلاصه حالا منم عصبانبیییی
چون این ایرپاده رو با جایزه ی مسابقاتم خریده بودم😂😭
دو و نیم بود لامصب
کفشامو دراوردم
جورابامو دراوردم
حالا یه بدبختی بود که خدایا کسی نبینه
پاچه هامو دادم بالا
رفتم تو هر چی گل و لجن و کثافته
آبش سبز بود توش که رفتم یه عالمه چیزای سیاه از زیرش زد بیرون
امیدوارم این رو تجربه نکنید هیچ وقت
اره خلاصه چشمتون روز بد نبینه
تو جوبم که رفتم بازم دستم نرسید بهش دور بود باید میخوابیدم کف اون لجنا
جورابامو پوشیدم کفشمو پام کردم میخواستم سرمو بکوبم تو شیشه ی مغازه ای که پشت سرم بود