🔷 تازیانه های بیداری- شرح خطبه۲۲۳ ( قسمت۲۱)
▫️قهر و انتقام الهی در کمین گنهکاران (۱)
(امیرالمؤمنین علیهالسلام) در ادامه باز به بیان دیگری هشدار میدهد و میفرماید:
«وَ كَيْفَ لَا يُوقِظُكَ خَوْفُ بَيَاتِ نِقْمَۀ». واژۀ «بَيَات» از ریشۀ «بَاتَ»؛ یعنی شبگذرانی در جایی است. به حوادث و رویدادهایی که در شب اتفاق میافتد «بَیَات» و «تَبْیِیت» میگویند:
"أَ فَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَی أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا بَيَاتاً وَ هُمْ نَائِمُونَ"
آيا ساكنان شهرها ايمن شدهاند از اينكه عذاب ما شامگاهان- در حالیكه به خواب فرو رفتهاند- به آنان برسد؟ (اعراف۹۷)
واژۀ «نِقْمَۀ» نیز ضد نعمت است. تمام نیازمندیهایی که موجب ارتقای انسان میشود «نعمت» نام دارد و گرفتن این نعمتها از انسان «نِقْمَۀ» نامیده میشود. «إِنْتِقَام» نیز از همین ماده است و منتقم بودنِ خداوند به این معناست که پروردگار نعمتهایی را که داده پس میگیرد. از همین رو لغویون «نِقْمَۀ» را گاهی معادل با عقوبت و عذاب میدانند. از میان همۀ عقوبتها هم عقوبتهایی که در حال خواب و در شبانگاه بر سر انسان میبارد، سختتر و دلخراشتر است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید:
«وَ كَيْفَ لَا يُوقِظُكَ خَوْفُ بَيَاتِ نِقْمَۀ»؛
چطور ترس از اینکه شبانگاه خدا نعمت خویش را از تو بگیرد و عقوبتت کند، بیدارت نمیکند؟ نمیترسی که شبانگاه در عالم خواب، دست خداوند از آستین طبیعت برون آید و ابتلایی بر سر تو ببارد؟
📜 تازیانههای بیداری/ شرح خطبه۲۲۳/ دکتر محمدعلی انصاری
#بامنازمولايمسخنبگو #کتابخوانی
#تازیانههایبیداری #دكترمحمدعلىانصاری
🌸التماس دعاى فرج
@kalamee_amir
🔷 تازیانه های بیداری- شرح خطبه۲۲۳ ( قسمت۲۱)
▫️قهر و انتقام الهی در کمین گنهکاران (۲)
(امیرالمؤمنین علیهالسلام) در همین راستا میفرماید:
«وَ قَدْ تَوَرَّطْتَ بِمَعَاصِيهِ مَدَارِجَ سَطَوَاتِهِ». واژۀ «تَوَرَّطْتَ» از ریشۀ «وَرْطَۀ» میآید که در لغت به معنای «گرداب» است. خاصیت گرداب آن است که وقتی میچرخد با نیروی گریز از مرکز هر چیز را به درون خود میکشد و فرو میبرد. این حالت را در کلام عرب «غَمْرَۀ» میگویند؛ یعنی حالت گرداب که همه چیز را به درون میکشد. پس «تَوَرُّط» به معنای گرفتار شدن در گرداب است. از آنجا که اگر کسی گرفتار گرداب شد، قطعاً به هلاکت میرسد، «وَرْطَۀ» را به معنای «هلاکت» به کار میبرند و «تَوَرُّط» را در گرداب هلاکت گرفتار آمدن معنا میکنند. امام انسان مغرور و فریفتهشده را کسی میخواند که در گرداب گرفتار آمده است و با معصیت به سطوات خداوند و مدارج قهر الهی، دمبهدم نزدیک میشود. امام گناه را به گرداب تشبیه میکند. انسان وقتی به میدان گناه و معصیت گرفتار میشود گویا در گردابی کُشنده گرفتار میآید.
در سورۀ مبارکۀ نور (آیه۲۱) میخوانیم".
ای كسانیكه ايمان آوردهايد، پای از پی گامهای شيطان منهيد.
پس سیاست شیطان در گرفتار کردن انسان به دام گناه، سیاست گامبهگام است. اگر انسان گام اول را بردارد گام دوم و سوم انتظار او را میکشد. این مسیر حدی ندارد؛ یعنی انسان وقتی در وادی گناه قرار میگیرد، قدمبهقدم پیش میرود؛ چنانکه در مثالهای عامیانه میگویند: «تخممرغدزد، شتردزد میشود». این همان است که امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید؛ یعنی شیطان گامبهگام انسان را در گرداب معصیت میکشد.
امام به انسان هشدار میدهد و میفرماید چگونه ترس از عقوبت شبانگاهی تو را بیدار نمیکند و حال آنکه در گرداب معصیت فرورفتهای و درجه به درجه آتش قهر خداوند بر تو افروختهتر میشود؟
📜 تازیانههای بیداری/ شرح خطبه۲۲۳/ دکتر محمدعلی انصاری
#بامنازمولايمسخنبگو #کتابخوانی
#تازیانههایبیداری #دكترمحمدعلىانصاری
🌸التماس دعاى فرج
@kalamee_amir
🔷 تازیانه های بیداری- شرح خطبه۲۲۳ ( قسمت۲۲)
▫️بیماردلی؛ درد حقیقی انسان
به اینجا که میرسد امام، این طبیب جان، درمان کار را عرضه میکند؛ پس میفرماید: «فَتَدَاوَ مِنْ دَاءِ الْفَتْرَۀ فِي قَلْبِكَ بِعَزِيمَۀ»؛ مصدر فعل «تَدَاوَی» یعنی دوا و درمان کردن.خطاب امام به انسانِ فریفتهشده در پیشگاه کرامتِ الهی است که باتمام کَرم الهی به ساحت قدسی او پشت کردهاست؛ همان انسانی که مورد خطاب آیۀ شریفه «مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ» (چه چيز تو را دربارۀ پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته؟) است.
امام میفرماید من میدانم درد تو چیست، درد تو «فَترَۀ» است و جایگاه آن نیز قلب توست، مراد از قلب هم جان و نفس انسان است.
واژۀ «فَتْرَۀ» به معنای ضعف، خلل، نقص، سستی و ناتمامی است.امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید درد انسان درد سستی، جاماندگی، واماندگی، تنبلی و ناتوانی است. این کندیها باعث شده که آدمی میل به پستی کند و به «أَسْفَلَ سَافِلِينَ» (پستترين [مراتب] پستی) برسد. «سفل» یعنی پستی و سستی و فروکش کردن. جایگاه این درد هم در قلب انسان است. امام فرمود درد تو عقب ماندگیهایی است که در نفست پیش آمده و مانع رشد تو شده است؛ تو کوچک ماندی، سنّ تو زیاد است؛ اما هنوز خاکبازی میکنی و اسیر امور کودکانه هستی. درد تو بیماردلی است. بیان الهی در قرآن تأملبرنگیز است:
«قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالأَخْسَرِينَ أَعْمَالاً * الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاۀِ الدُّنْيَا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً». (کهف ۱۰۳_۱۰۴)
بگو: «آيا شما را از زيانكارترين مردم آگاه گردانم؟». (آنان) كسانیاند كه كوشششان در زندگی دنيا به هدر رفته و خود میپندارند كه كار خوب انجام میدهند.
در آیۀ دیگری که هم نویدبخش است و هم هشداردهنده، خداوند میفرماید:
«قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَی أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَۀِ اللهِ» (زمر۵۳)
بگو: «ای بندگان من- كه بر خويشتن زيادهروی روا داشتهايد- از رحمت خدا نوميد مشويد.
این آیه کسانی را خطاب قرار میدهد که نفس خود را به اسراف دادهاند. پس به تعبیر قرآن، گاه نفس باخته میشود و گاه به اسراف داده میشود؛ چنین نفسی مریض است. امیرالمؤمنین علیهالسلام نیز میفرماید: درد انسانِ گریخته از خدا در قلب اوست؛ درد هم درد فترت است و باید آن را درمان کرد.
📜 تازیانههای بیداری/ شرح خطبه۲۲۳/ دکتر محمدعلی انصاری
#بامنازمولايمسخنبگو #کتابخوانی
#تازیانههایبیداری #دكترمحمدعلىانصاری
🌸التماس دعاى فرج
@kalamee_amir
🔷 تازیانه های بیداری- شرح خطبه۲۲۳ ( قسمت۲۳)
▫️ارادۀ پولادین؛ پیشنیاز موفقیت انسان
امام در ادامه، درمان این درد را بیان میفرماید و برای آن دو دوا ارائه میدهد؛ اما تصریح میکند لازمۀ اثرگذاریِ این دارو آن است که آدمی عزیمت داشته باشد:
«فَتَدَاوَ مِنْ دَاءِ الْفَتْرَۀ فِي قَلْبِكَ بِعَزِيمَۀ».
ریشۀ «عَزْم» و «عَزِیمَۀ» یک کاربرد مشهور دارد و آن تعبیر پیامبران «اُولُوالْعَزْم» است:
«فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ»(احقاف۳۵)
(پس همانگونه كه پيامبرانِ نستوه، صبر كردند، صبر كن).
به پنج پیامبر در سلسلۀ نبوت، اولوالعزم یا پیامبران دارای عزم میگویند. «عَزْم» به معنای قطعیت، لزوم و قاطعیت است. پس پیامبران دارای عزم یعنی پیامبران قاطع به تمام معنا؛ به دیگر سخن، عزم یعنی ارادۀ پولادین و مستحکم.
امیرالمؤمنین علیه السلام: «مَا ضَعُفَ بَدَنٌ عَمَّا قَوِیَتْ عَلَیْهِ النِّیَّۀُ»؛ یعنی چون نیّت بر انجام کاری قوی باشد، هیچ بدنی احساس ضعف و ناتوانی نمیکند.
گاه جوانی تصمیم میگیرد که در وادی سلوک وارد شود و مراحل تربیت نفس را طی کند، اما چون ارادهاش محکم نیست، با دیدن چشم و خال و ابرویی راه را گم میکند:
به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
بهار توبهشکن میرسد چه چاره کنم
شخصی دیگر تصمیم میگیرد که مسیر ارتقای علمی را طی کند، اما انتظار دارد با راحتی و آسودگی به درجات علمی برسد. اما او باید بداند:
همچو فرهاد بود کوهکنی پیشۀ ما
کوه ما سینۀ ما ناخن ما تیشۀ ما
عشق شیری است قویپنجه و میگوید فاش
هرکه از جـان گذرد بگذرد از بیشـۀ ما
در عرصههای دیگر نیز چنین است؛ بدون ارادۀ قوی نمیتوان شاهد موفقیت را در آغوش کشید.
امیر مؤمنانعلیهالسلام فرمود: بیا نفست را درمان کن و درد فترت، ضعف، سستی، کندی، تنبلی و جاماندگی را از بین ببر؛ اما با ارادۀ قوی.
📜 تازیانههای بیداری/ شرح خطبه۲۲۳/ دکتر محمدعلی انصاری
#بامنازمولايمسخنبگو #کتابخوانی
#تازیانههایبیداری #دكترمحمدعلىانصاری
🌸التماس دعاى فرج
@kalamee_amir
🔷 تازیانه های بیداری- شرح خطبه۲۲۳ ( قسمت۲۴)
▫️خواب غفلت؛ آفت وجود آدمی
امام در ادامه میفرماید: «وَ مِنْ كَرَی الْغَفْلَۀِ فِي نَاظِرِكَ بِيَقَظَۀٍ». واژۀ «كَرَی» مترادف «نُعَاس» است؛ به خوابهای سبک، «نُعَاس»، پینکی یا چرتزدن میگویند. کسیکه چرت میزند، هوش و حواس دقیق ندارد و نمیتواند وظیفۀ خود را به درستی انجام دهد. واژۀ «نَاظِر» نیز به معنای آن است که نظر میکند؛ همان ناظر چشم است که در فارسی به «بیننده» تعبیر میشود.
امام میفرماید بیا خودت را از این خواب غافلانه درمان کن؛ تا میخواهی چیزی بفهمی چرتی میزنی. این چرت همان غفلت است.
گاه پیش میآید که انسان به دنبال چیزی میگردد، اما تا میپرسد به او یادآوری میکنند که آن گمشده، در دست اوست؛ این غفلت است؛ یعنی اینکه خواستۀ انسان در دست است اما نمیبیند. حال بنگرید که قرآن چه میگوید:
«نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ» (ق ۱۶) (و ما از شاهرگ (او) به او نزديكتريم)؛
خدا از اصلیترین شاهرگ وجود به انسان نزدیکتر است. او دمبهدم کنار ماست:
«هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ » (حدید۴) (هر كجا باشيد او با شماست).
این همان است که امام حسین علیهالسلام در دعای عرفه فرمود: خدایا، عدهای میکوشند از کوه و دشت و آسمان و زمین نشانهها و آثار تو را پیدا کنند؛ اما من اعتقاد دارم که: «إِلَهِي تَرَدُّدِي فِي الْآثَارِ يُوجِبُ بُعْدَ الْمَزَارِ» (بارالها توجه و سِيْر زياد من در آثار (صُنع تو)، موجب دوري ديدار است)؛ هرچه من بگردم و نشانهای پیدا کنم و بگویم که این دلیل وجود خداست، من را از تو دور میکند. من میخواهم خودت را ببینم نه آثارت را. به این روش شناخت خدا «برهان صِدّیقین» میگویند. عموم مردم میخواهند از اثر به مؤثر برسند، اما اولیای خدا از مؤثر به اثر میرسند. ما میخواهیم کارخانه و محصول آن را ببینیم و بعد سازندۀ کارخانه را. اما سیدالشهداعلیهالسلام اول خودِ سازنده را میبیند:
«أَ يَكُونُ لِغَيْرِكَ مِنَ الظُّهُورِ مَا لَيْسَ لَكَ» (آیا برای غیر تو ظهوری هست که برای تو نیست؟)؛
آیا پدیدههای خلقت بهتر تو را به من نشان میدهد؟ من وقتی خودت را میبینم، چرا به دنبال چیزهایی بروم که راهم را به سوی تو دور میکنند؟ خدایا تو کِی نیستی تا به دنبالت بگردم؟
«مَتَی غِبْتَ حَتَّی تَحْتَاجَ إِلَی دَلِيلٍ يَدُلُّ عَلَيْكَ وَ مَتَی بَعُدْتَ حَتَّی تَكُونَ الْآثَارُ هِيَ الَّتِي تُوصِلُ إِلَيْكَ».
تو كِي پنهان شدهاي كه نياز به دليلي باشد كه بر تو راهنمايي كند و چه زمانی (از من) دور بودهای تا نمودهای جهان مرا به تو برساند؟
کی رفتهای ز دل که تمنا کنم تو را
کی بودهای نهفته که پیدا کنم تو را
کور باد آن چشمی که لحظهلحظه تو را نمیبیند و حال اینکه دمبهدم تو در ناظرۀ او هستی: «عَمِيَتْ عَيْنٌ لَا تَزَالُ عَلَيْهَا رَقِيباً» درحقیقت، کدام ثانیهای هست که وجود ما عاری و خالی از حضور خداوند باشد؟
کیست این پنهان مرا در جان و تن
کـز زبـان مـن همی گویـد سخن
اینکه گوید از لب من راز کیست
بنگرید این صاحب آواز کیست؟
سوگمندانه آنچه ما را از این حقایق آشکار دور میکند، غفلتهاست؛ غفلت از خدا، از خود و از تمام حقایق حیات. امام میفرماید: این خواب غفلتی که چشمت را فرو گرفته است، با بیداری برطرف ساز.
📜 تازیانههای بیداری/ شرح خطبه۲۲۳/ دکتر محمدعلی انصاری
#بامنازمولايمسخنبگو #کتابخوانی
#تازیانههایبیداری #دكترمحمدعلىانصاری
🌸التماس دعاى فرج
@kalamee_amir
🔷 تازیانه های بیداری- شرح خطبه۲۲۳ ( قسمت۲۵)
▫️اطاعت و ذکر؛ دو راهکارِ نجات انسان
امام در ادامۀ کلام، دو توصیۀ مهم را برای درمان سستی و غفلت بیان میفرماید: «وَ كُنْ لِلهِ مُطِيعاً وَ بِذِكْرِهِ آنِساً». اول، اطاعت خداوند و دوم، انس به ذکر الهی. «اطاعت» یعنی به گوش گرفتن که در قبال اوامر و نواهی به کار برده میشود. اگر کسی امری را پذیرفت یا نهیای را به کناری گذارد «مطیع» میشود. اوامر الهی عبارت است از فرصتهای مهیّا در زندگی که گامبهگام انسان را به خداوند نزدیک میکند. اگر خداوند به قسط و عدل امر کردهاست، اگر به نماز دستور داده و انفاق را توصیه کردهاست و اگر عفو و گذشت را پسندیده است، تمام اینها را باید فرصتی دانست برای تقرب انسان و اوج گرفتن. از آن سو، نواهی الهی موجب تباهی انسان میشوند. به همین دلیل پروردگار از فجور، زنا یا ربا نهی کردهاست؛ زیرا اینها برعکس اوامر که پلکان تقرب و تکامل بودند، حکم پلکان سقوط و انحطاط انسان را دارند.
پس چارۀ درمان قلب بیمار آن است که اوامر الهی را بپذیرد، انجام دهد و نواهی او را به کناری بگذارد. انسان مطیع کسی است که راهکارهای کمال را میگیرد، رو به بالا میرود و از مراتب زوال وجود خود را حفظ میکند. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: مطیع خدا باش تا بالا روی و از همۀ دردها نجات پیدا کنی. درمان تمام دردهای انسان در طاعت الهی است: «كُنْ لِلهِ مُطِيعاً».
چون جایگاه این بیماری در قلب است، لذا باید قلب و جان پشتوانۀ اطاعت باشد؛ پس در گام دوم فرمود: «وَ بِذِكْرِهِ آنِساً»؛ و پشتوانۀ این اطاعت، انس داشتن به ذکر خداست. مفهوم ذکر در معارف وحیانی در گام اول ذکر زبانی نیست که ذکر قلبی است. اگر خداوند میفرماید:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللهَ ذِكْراً كَثِيراً» (احزاب ۴۱) ای كسانی كه ايمان آوردهايد، خدا را ياد كنيد، يادی بسيار)، مراد از این ذکر، ذکر قلبی است: و قلبت را به یاد خدا مأنوس کن. انس هم به معنای نزدیکی و پیوستگی است.
درخواست امام آن است که یاد الهی را در قلب خودت دمبهدم زندهکن؛ به این ترتیب بگذار قلبت همواره شاداب و سرزنده بماند و گَرد غفلت بر وجود تو ننشیند. در همین آیۀ بالا، دلیل اینکه خداوند ما را به ذکر کثیر دعوت میکند، آن است که ذکر کم، پاسخگو نیست. چون ما نیاز داریم به «وَ الدَّوَامَ فِی الاِتِّصَالِ بِخِدْمَتِکَ» (و دوام در پیوستگیِ خدمتت را [به من عطاکن]). باید این ذکر، دائم باشد. غفلتها آن بهآن میآید و در قبال آن، نیاز به ذکر دائم است که انسان را حفظ کند و قلب انسان را از غفلت پاس دارد.
نقطۀ مقابل غفلت، ذکر است. انسان یا متذکر است یا غافل. امام دو راهکار ارائه کرد؛ ابتدا پرداختن به اوامر الهی و اجتناب از نواهی؛ اما کسیکه بخواهد این مسیر را ادامه دهد جز با پشتوانۀ درونی نمیتواند این کار را انجام دهد؛ لذا باید جانش را دمبهدم، به ذکر الهی آبادان کند و اجازه ندهد که ذکر الهی از جان و وجود بهدر آید. البته توصیۀ امام، دو سویه است. از یک طرف، اطاعت، انسان را بیشتر متذکر میکند و از طرف دیگر، ذکر، انسان را بیشتر مطیع میکند؛ یعنی این دو بهم پیوسته است.
📜 تازیانههای بیداری/ شرح خطبه۲۲۳/ دکتر محمدعلی انصاری
#بامنازمولايمسخنبگو #کتابخوانی
#تازیانههایبیداری #دكترمحمدعلىانصاری
🌸التماس دعاى فرج
@kalamee_amir
🔷 تازیانه های بیداری- شرح خطبه۲۲۳ ( قسمت۲۶)
▫️خداگریزی جاهلانۀ انسان و اقبال کریمانۀ خداوند
در ادامه، امام مخاطب را راهنمایی میکند تا این اطاعت بیشتر در وجود انسان بیاید و انس با ذکر فزونتر گردد: «وَ تَمَثَّلْ فِي حَالِ تَوَلِّيكَ عَنْهُ إِقْبَالَهُ عَلَيْكَ».
واژۀ «تَمَثَّلْ» با «مُثُول» از یک ریشه میآید. «تَمَثُّلْ» یعنی تجسمدادن و تصورکردن. از این رو به یک تندیس سهبُعدیِ برجسته «تِمْثَال» میگویند. واژۀ «تَوَلِّي» نیز از الفاظ اضداد است؛ با حرف «عَن» که به کار برده میشود، به معنای رویگردانی است و هرگاه بدون حرف جر متعدّی شود، به معنای اقبال و رویآوری است. واژۀ «إِقْبَال» نیز ضد «إِدْبَار» است. «إِدْبَار» یعنی پشتکردن و روی گرداندن. ما با معصیت از خداوند روی برمیگردانیم.
امام میفرماید: هر لحظه که از خدا فاصله میگیری و به ذات حق پشت میکنی، همان زمان که گناه میکنی، در همان حال تصورکن و به نظرت بیاور که خداوند به تو روی میآورد. همان هنگام شکنکن و بدان که خدا صدایت میزند و تو را به سوی خود میخواند، تو میگریزی اما او به دنبال توست.
این حال غریب انسان است که در دعای افتتاح زمزمه میکنیم:
«فَلَمْ أَرَ مَوْلًی كَرِيماً أَصْبَرَ عَلَی عَبْدٍ لَئِيمٍ مِنْكَ عَلَيَّ يَا رَبِّ إِنَّكَ تَدْعُونِي فَأُوَلِّي عَنْكَ وَ تَتَحَبَّبُ إِلَيَّ فَأَتَبَغَّضُ إِلَيْكَ وَ تَتَوَدَّدُ إِلَيَّ فَلَا أَقْبَلُ مِنْكَ».
من ندیدم مولای بزرگواری را که بر بنده پست خود شکیباتر از تو باشد بر من، ای پروردگارم تو مرا میخوانی ولی من از تو رو میگردانم و تو به من محبتورزی ولی من با تودشمنی میکنم و تو با من دوستی کنی و من نپذیرم.
اما چگونه خداوند روی میآورد؟ «يَدْعُوكَ إِلَی عَفْوِهِ»: در همان لحظاتی که داری از خدا میگریزی، او تو را به عفو خود میخواند، تو را دم به دم به گذشت خویش از خطای تو میخواند. فعل «يَدْعُوكَ» فعل مضارع است که استمرار و دوام را میرساند. تو از خدا میگریزی اما خدا لحظه به لحظه تو را صدا میزند. امام درحقیقت، به آیات متعدد قرآن اشاره میکند که خداوند سبحان در کلام خویش دمبهدم بندگانش را به سوی خود میخواند:
«يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَی أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَۀِ اللهِ إِنَّ اللهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيع»
بگو: «ای بندگان من- كه بر خويشتن زيادهروی روا داشتهايد- از رحمت خدا نوميد مشويد. درحقيقت، خدا همه گناهان را میآمرزد، كه او خود آمرزنده مهربان است».
«وَ يَتَغَمَّدُكَ بِفَضْلِهِ وَ أَنْتَ مُتَوَلٍّ عَنْهُ إِلَی غَيْرِهِ»؛ واژۀ «تَغَمُّد» یعنی چیزی را پوشاندن و دربرگرفتن. به غلاف شمشیر که تیغۀ شمشیر را از همۀ ابعاد میپوشاند، در کلام عرب «غِمْد» میگویند. امام میفرماید: تصورکن، تو در حال گریز از خداوند هستی و به سوی غیر میگریزی، از او روی میگردانی و به دامن شیطان پناه میبری؛ اما پروردگار مهربان در همان حال، تو را در لابهلای فضل خویش میپوشانَد و میپروراند. این چه معادلهای است میان انسان و خدا که امیرالمؤمنین علیهالسلام از آن پرده برمیدارد؟
با این سخنِ امام، این پرسش به ذهن میآید این خدایی که ما در حال گریز از او هستیم و او دمبهدم ما را به عفوش میخواند و از فضلش برخوردار میکند، آیا حاجتی به انسانها دارد؟ آیا بناست ما آدمیان برای خدا کاری کنیم که ما را رها نمیکند و صدا میزند؟ آیا به خاطر عجز و نیاز و ضعف به انسانها رو میکند؟ منشأ چنین اشتیاقی که حضرت سبحان به بندگان و مخلوقات خود دارد چیست؟
📜 تازیانههای بیداری/ شرح خطبه۲۲۳/ دکتر محمدعلی انصاری
#بامنازمولايمسخنبگو #کتابخوانی
#تازیانههایبیداری #دكترمحمدعلىانصاری
🌸التماس دعاى فرج
@kalamee_amir
🔷 تازیانه های بیداری- شرح خطبه۲۲۳ ( قسمت۲۷)
«فَتَعَالَی مِنْ قَوِيٍّ مَا أَكْرَمَهُ وَ تَوَاضَعْتَ مِنْ ضَعِيفٍ مَا أَجْرَأَكَ عَلَی مَعْصِيَتِهِ وَ أَنْتَ فِي كَنَفِ سِتْرِهِ مُقِيمٌ وَ فِي سَعَۀ فَضْلِهِ مُتَقَلِّبٌ فَلَمْ يَمْنَعْكَ فَضْلَهُ وَ لَمْ يَهْتِكْ عَنْكَ سِتْرَهُ بَلْ لَمْ تَخْلُ مِنْ لُطْفِهِ مَطْرَفَ عَيْنٍ فِي نِعْمَۀ يُحْدِثُهَا لَكَ أَوْ سَيِّئَۀ يَسْتُرُهَا عَلَيْكَ أَوْ بَلِيَّۀ يَصْرِفُهَا عَنْكَ فَمَا ظَنُّكَ بِهِ لَوْ أَطَعْتَهُ وَ ايْمُ اللهِ لَوْ أَنَّ هَذِهِ الصِّفَۀ كَانَتْ فِي مُتَّفِقَيْنِ فِي الْقُوَّۀ مُتَوَازِيَيْنِ فِي الْقُدْرَۀ لَكُنْتَ أَوَّلَ حَاكِمٍ عَلَی نَفْسِكَ بِذَمِيمِ الأَخْلَاقِ وَ مَسَاوِئِ الأَعْمَالِ».
بلند و برتر است آن خدای توانا كه كريم و بزرگوار است و تو ای بندۀ بیمقدارِ ناتوان در نافرمانی او، چه گستاخی، و حال آنكه در پناه ستر و پوشش او غنودهای و در فراخنای فضل و بخشايش او میگردی. خداوند نه فضل و بخشايش خود را از تو دريغ داشت و نه پرده از گناهانت برگرفت؛ بلكه چشم برهم زدنی، از نعمتی كه بر تو ارزانی میدارد و پردهای كه بر گناهان تو میكشد يا بلايی كه از تو میگرداند بیبهره نبودهای. پس، چه گمان بری به او، اگر فرمانش بری. به خدا سوگند، اگر اين حال ميان تو و ديگری كه در قدرت و توان همسنگ تو میبود، پديد آمده بود، تو خود نخستين كسی بودی كه خود را به سبب سوء اخلاق و زشتی رفتارت نكوهش میكردی.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در این فراز به این پرسش پاسخ میدهد که خداوند نیازی به بندگانش ندارد و تفضل او نیز از سرِ کَرَم اوست: «فَتَعَالَی مِنْ قَوِيٍّ مَا أَكْرَمَهُ». «تَعَالَی» از ریشۀ «عُلُوّ» و رفعت و بلندی است. بلندمرتبه است آن خداوند قویای که چه کَرَمی دارد. امام تأکید میکند که خداوند در اوج عُلوّ و بلندیِ مرتبه است. دور است از ذات او هر نیاز و هر ضعف، او غنی و بر هر امری تواناست: «إِنَّ اللهَ عَلَی كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» ( این عبارت هشتبار در قرآن آمدهاست)
اما در همین نهایتِ بینیازی، کرامتش وصفناپذیر است. اگر توجه به بندگان معصیتکار و گریزپایش میکند، از سرِ کَرم است. خداوند از سرِ مهرورزی مخلوقاتش را آفریده است؛ پس نمیخواهد آنها از او فاصله بگیرند. به همین دلیل به رفتار آنها کریمانه مینگرد و در عین خطاکاری رهایشان نمیکند و باز میخواهد ایشان را زیر مجموعۀ عفو و فضل خویش درآورد.
📜 تازیانههای بیداری/ شرح خطبه۲۲۳/ دکتر محمدعلی انصاری
#بامنازمولايمسخنبگو #کتابخوانی
#تازیانههایبیداری #دكترمحمدعلىانصاری
🌸التماس دعاى فرج
@kalamee_amir
🔷 تازیانه های بیداری- شرح خطبه۲۲۳ ( قسمت۲۸)
▫️پردهدری انسان در پیشگاه ربّ متعال
امام در ادامه میفرماید: «وَ تَوَاضَعْتَ مِنْ ضَعِيفٍ مَا أَجْرَأَكَ عَلَی مَعْصِيَتِهِ»؛ واژۀ «تَوَاضُع» از ریشۀ «وَضْع» میآید که در قبال «رَفْع» است. «رَفْع» یعنی بالارفتن و «وَضْع» یعنی پایین آمدن. امیر میگوید به خودت نگاهکن، در قبال خداوند که مرتبۀ بالا دارد، تو با این مرتبۀ پایین در پیشگاه او و در عین ضعیف بودنت چه جسارتی بر معصیت خداوند داری! او بلندمرتبهای است که در اوج قدرت، کرامت میورزد؛ اما تو دونرتبهای هستی که با تمام ضعفت جرئت برمعصیت او داری!
حقیقتِ «معصیت» تقابل با خداوند سبحان است. در قرآن داریم هنگامیکه خداوند خطای ربا را بیان میفرماید: اگر از رباخواری دست برداشتید که هیچ، و الّا بدانید که اعلام جنگ با خدا کردهاید: «فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ» (بدانيد به جنگ با خدا و فرستاده وی، برخاستهايد) (بقره ۲۷۹) . برای سایر گناهان نیز چنین است. درحقیقت، هر گناه به منزلۀ اعلام جنگ با خداوند است.
نبی مکرم (صلیاللهعلیهوآله) فرمود:
«إِنَّ لِكُلِّ مَلِكٍ حِمیً أَلَا وَ إِنَّ حِمَی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَحَارِمُهُ».
بهدرستی که هر سلطانی قرقگاههایی دارد و قرقگاه خداوند عزوجل، حرامهای اوست.
در گذشته، سلاطین قُرُقگاه داشتند. یعنی منطقهای که کسی حق نداشت اَحشام و اَنعام خود را در آن واردکند. قُرُقبانها این محدوده را نظارت میکردند و به کسی اجازۀ تجاوز به حریم خاص سلطان را نمیدادند. پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) فرمود: هر سلطانی محدودۀ ممنوعهای دارد که کسی حق ندارد پا در آن بگذارد. گناهان نیز قُرُقگاه الهی و محدودۀ ممنوعۀ او هستند و کسی نباید پا در آن محدوده بگذارد.
امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید: خداوند با آن تعالی، قوّت و کرامت؛ اما تو با این ضعف، ناتوانی و فرومایگی، این چه جرئتی است که بر معصیت او در تو وجود دارد؟!
📜 تازیانههای بیداری/ شرح خطبه۲۲۳/ دکتر محمدعلی انصاری
#بامنازمولايمسخنبگو #کتابخوانی
#تازیانههایبیداری #دكترمحمدعلىانصاری
🌸التماس دعاى فرج
@kalamee_amir
🔷 تازیانه های بیداری- شرح خطبه۲۲۳ ( قسمت۲۹)
▫️گناه انسان و خطاپوشی خداوند
امام سپس دو جمله میگوید که باز حاکی از محبت خداوند است:
«وَ أَنْتَ فِي كَنَفِ سِتْرِهِ مُقِيمٌ وَ فِي سَعَۀ فَضْلِهِ مُتَقَلِّبٌ»؛ حال اینکه تو در پناه و در سایۀ ستر الهی هستی. کل عبارت جملۀ حالیه است. واژۀ «كَنَف» یعنی حِرز و پناه و امنیت. اگر واژۀ «سِتر» را به شکل مکسور بخوانیم، «سِتْر» به معنای اسم فاعل است؛ یعنی پوشاننده و اگر با فتحه بخوانیم «سَتْر»،که اینجا درستتر است، معنای مصدری دارد؛ یعنی پوشش. ای انسان ضعیف، تو در حالی بر معصیت خدا جرئت میکنی که در زیر پناه پوشش الهی زیست میکنی و در حین معصیت، خدا چتر پوشش و پردهپوشی را بر تو نهاده است. او «سَتَّارُ الْعُيُوب» است و حیثیت و آبرو و شخصیت تو را در حین معصیت حفظکرده و حریم تو را نگاه داشتهاست. در ذکر شریفی که جبرئیل امین علیهالسلام برای رسول اکرم صلىاللهعليهوآله هدیه آورد آمده است: «يَا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِيلَ وَ سَتَرَ الْقَبِيحَ» (ای کسی که زیبایی را آشکار میسازد و زشتی را میپوشاند). هنگامیکه انسان کار خوبی به صورت پنهانی انجام میدهد، چیزی نمیگذرد که مردم از آن باخبر میشوند؛ زیرا خداوند این خوبی را توسط فرشتگانش بر زبان آدمیان منتشر میکند.
اما از سوی دیگر، زشتیها را میپوشانی. در دعای شریف کمیل میخوانیم که: «کَمْ مِنْ قَبِیحٍ سَتَرْتَهُ» (چه بسیار زشتیهایی که پوشاندی)؛ در روایات داریم که: «لَوْ تَکَاشَفْتُمْ مَا تَدَافَنْتُمْ» (اگر از باطن هم خبردار میشدید، همدیگر را دفن نمیکردید). حال، اینکه انسان گناه میکند و گمان میکند که کسی او را نمیبیند؛ غافل از آنکه فرشتگان الهی ناظر و حاضر بر او هستند و از همه بالاتر: «وَ اللهُ مِنْ وَرَائِهِمْ مُحِيطٌ».
(خداوند احاطه و اشراف کامل بر او دارد) (بروج۲۰)؛ «كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ» و خدا مراقب و شاهد اصلی اوست (مایده ۱۱۷) ؛ اما ذات حلیم او کاری نمیکند؛ پرده را نمیدرد و باز بر این بنده پردهپوشی میکند. در روایتی تکاندهنده آمده است:
«الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ إِذَا أَذْنَبَ ذَنْباً أَجَّلَهُ اللهُ سَبْعَ سَاعَاتٍ فَإِنِ اسْتَغْفَرَ اللهَ لَمْ يُكْتَبْ عَلَيْهِ شَيْءٌ وَ إِنْ مَضَتِ السَّاعَاتُ وَ لَمْ يَسْتَغْفِرْ كُتِبَتْ عَلَيْهِ سَيِّئَۀٌ وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيُذَكَّرُ ذَنْبَهُ بَعْدَ عِشْرِينَ سَنَۀً حَتَّی يَسْتَغْفِرَ رَبَّهُ فَيَغْفِرَ لَهُ وَ إِنَّ الْكَافِرَ لَيَنْسَاهُ مِنْ سَاعَتِهِ»( کافی/ج۲/ص۴۳۷).
بندۀ مؤمن چون گناه میکند خداوند او را هفت ساعت مـهـلت میدهـد. پـس اگـر از خـداوند آمـرزش خـواست چیزی بر او نوشته نشود و اگر این ساعتها گـذشـت و آمـرزش نـخـواسـت گـنـاه نـوشـتـه میشـود. و گاه مـؤمـن پـس از بیست سال بیاد گناهش میافتد تا از خدا آمرزش بخواهد، پس خداوند گناهش را بیامرزد، ولی کافر همان ساعت آن را فراموش کند.
در روایت دیگری آمده است:
«إِذَا تَابَ الْعَبْدُ تَوْبَۀً نَصُوحاً أَحَبَّهُ اللهُ فَسَتَرَ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَۀِ فَقُلْتُ وَ كَيْفَ يَسْتُرُ عَلَيْهِ قَالَ يُنْسِي مَلَكَيْهِ مَا كَتَبَا عَلَيْهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَ يُوحِي إِلَی جَوَارِحِهِ اكْتُمِي عَلَيْهِ ذُنُوبَهُ وَ يُوحِي إِلَی بِقَاعِ الأَرْضِ اكْتُمِي مَا كَانَ يَعْمَلُ عَلَيْكِ مِنَ الذُّنُوبِ فَيَلْقَی اللهَ حِينَ يَلْقَاهُ وَ لَيْسَ شَيْءٌ يَشْهَدُ عَلَيْهِ بِشَيْءٍ مِنَ الذُّنُوبِ»( کافی/ج۲/ص۴۳۰).
زمانی که بنده خالصانه توبه میکند، خداوند او را دوست میدارد و در دنیا و آخرت بر او پردهپوشی میکند. گفتم: چگونه بر او پردهپوشی میکند؟. فرمود: آنچه دو ملک او از گناهان برایش نوشتهاند از یادشان میبرد و به اعضای او وحی میکند که گناهانش را بر او بپوشانید و به بخشهای زمین نیز وحی میکند که آنچه از گناهان بر روی شما انجام دادهاست پنهان دارید. آنگاه خداوند را هنگام ملاقاتش دیدار میکند، در حالیکه چیزی نیست که علیه او به هیچیک از گناهانش گواهیدهد.
دریغا که این اقیانوس خروشان عفو الهی موج میزند و ما در ساحل نشستهایم و توجهی به این دریای پربرکت نداریم.
📜 تازیانههای بیداری/ شرح خطبه۲۲۳/ دکتر محمدعلی انصاری
#بامنازمولايمسخنبگو #کتابخوانی
#تازیانههایبیداری #دكترمحمدعلىانصاری
🌸التماس دعاى فرج
@kalamee_amir
🔷 تازیانه های بیداری- شرح خطبه۲۲۳ ( قسمت۳۰)
▫️حرمتشکنی انسان و دریای بخشش الهی
امام در عبارت بعدی میفرماید: «وَ فِي سَعَۀ فَضْلِهِ مُتَقَلِّبٌ»؛ آیا میدانی در عین اینکه عصیان الهی میکنی، همچنان در بستر گستردۀ فضل خدا در حال فعل و انفعال هستی؟ انسان گناهکار باید بیندیشد که در چه شرایطی این گناه را انجام میدهد. او درهمین وقت هم زیر پوشش فضل گستردۀ الهی است؛ با کدام دست، با کدام چشم، با کدام زبان، خطا شکل میگیرد؟ کدام قوّت و نیرو برای ارتکاب خطا به کار گرفته میشود؟ همۀ اینها عطای الهی است و انسان خطاکار با تمام داشتهها و نعمتهای الهی عصیان میکند. آن ذات لایزال هم شاهد و حاضر و ناظر اوست و در عین حال پردهپوشی میکند و حرمت بندۀ خود را از بین نمیبرد.
امام میفرماید: ای انسان، تو دمبهدم در بستر فضل خدا حرکت میکنی، تو در زمینی عصیان میکنی که خدا به فضلش آن را زیر پای تو گسترانده است، زیر آسمانی عصیان میکنی که به اذن الهی برسر تو سایهافکن است. با اندام و با فکر و استعدادی عصیان میکنی که همه، دادههای الهی به توست.
در روایت است که:
«أَقَلُّ مَا یَلزَمُکُم لِلهِ أَلَّا تَسْتَعِینُوا بِنِعَمِهِ عَلَی مَعَاصِیهِ» (حکمت ۱۳۰ نهجالبلاغه).
كمترين حقی كه خدای سبحان را بر عهدۀ شماست، اين است كه از نعمتهايش در راه نافرمانيش ياری نخواهی.
حال، باید پرسید آیا ما چیزی جز نعمت خدا داریم که بخواهیم با آن خدا را معصیت کنیم؟ هر معصیتی که میکنیم یا با قلب است یا با دست و زبانمان یا با اندام دیگر؛ اینها همه دادههای خدا و نعمتهای الهی بر وجود ماست. پس چه از نظر عقل، چه وجدان، چه ادب و چه قدردانی، درِ معصیت بر روی انسان بستهاست.
در ادامه، امام بحث را تنزل میدهد تا مخاطب عمق مطلب را متوجه شود. این تصور را در ذهن بیاوریم که انسانی آنچنان در موضع قدرت باشد که بتواند با کمترین سختی دشمنش را از هستی ساقط کند و بنیاد وجودش را بر باد دهد. اما از آن سو، آن دشمن بر دشمنیِ خود اصرار میورزد، یا تصور کنیم که فردی به شخصی حداکثر محبت را نشان میدهد؛ اما آن شخص بر طبل دشمنی میکوبد و در حق او بدی میکند. حال، این فرد قوی و با محبت اگر بسیار منصف باشد، انسانِ ناسپاسِ بدعهد را رها میکند و دست از محبت خود برمیدارد.
اما امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید خداوند با بندگانش چنین رفتار نمیکند: «فَلَمْ يَمْنَعْكَ فَضْلَهُ وَ لَمْ يَهْتِكْ عَنْكَ سِتْرَهُ»؛ خدا، در همین حالِ تو، باز فضلش را از تو دریغ نمیکند و آن پوششی که بر تو دارد هتک نمیکند؛ تو پردهدری میکنی اما خدا پردهپوشی میکند:
کَـرَم بیـن و لطف خـداونـدگار
گنه بنده کرده است و او شرمسار
در صحرای کربلا در یکسو سپاه پورفاطمه، امام حسین علیهالسلام ایستاده است و آنطرف کسانی چون عمرِ سعد و شِمر، اما هر دو زیر سایۀ آسمان الهی قرار دارند، از هوا تنفس میکنند و از تمام نعمتهای عام الهی بهره میبرند. امروز هم در میان چندین میلیارد انسان روی زمین، تفاوتی میان دشمنترین دشمنان الهی با انسانهای مؤمن نیست؛ همه روی زمین از نعمتهای الهی برخوردار هستند؛ یعنی خداوند فضلش را حتی از دشمنانش دریغ نمیکند:
ای کریمی که از خزانه غیب
گبر و ترسا وظیفهخور داری
دوستان را کجا کنی محروم؟
تو که با دشمن این نظر داری
📜 تازیانههای بیداری/ شرح خطبه۲۲۳/ دکتر محمدعلی انصاری
#بامنازمولايمسخنبگو #کتابخوانی
#تازیانههایبیداری #دكترمحمدعلىانصاری
🌸التماس دعاى فرج
@kalamee_amir
🔷 تازیانه های بیداری- شرح خطبه۲۲۳ ( قسمت۳۱)
▫️الطاف سهگانۀ خداوند بر انسان گنهکار
امام در ادامه میفرماید: «بَلْ لَمْ تَخْلُ مِنْ لُطْفِهِ مَطْرَفَ عَيْنٍ فِي نِعْمَۀ يُحْدِثُهَا لَكَ أَوْ سَيِّئَۀ يَسْتُرُهَا عَلَيْكَ أَوْ بَلِيَّۀ يَصْرِفُهَا عَنْك»: بلکه حتی یک چشم برهم زدن از لطف خداوند دور نشدی و در همان لحظات گریز از او، پروردگار حداقل یکی از این سه کار یا هرسه را با تو انجام میدهد. واژۀ «مَطْرَف» مصدر میمی، به معنای «طَرْف» است؛ همان «طَرْفَۀُ العَیْن» یعنی در حد یک چشم به هم زدن.
اول، «فِي نِعْمَۀ يُحْدِثُهَا لَكَ» یا در همان حال خداوند برای تو احداث نعمت میکند. «إِحْدَاث» از ریشۀ «حُدُوث» است به معنای نو بودن. یعنی در همان حال که تو ارتکاب عصیان میکنی، خداوند نعمت نویی را به تو ارزانی میکند.
در هر لحظهای در وجود ما قاعدۀ «يُحْيِي وَ يُمِيتُ» زنده میكند و میميراند) جاری است. خداوند آنبهآن سلولهای تازهای به بدن ما میدهد و سلولهای کهنه را از بین میبرد. آن به آن خداوند بدن ما را بازآفرینی میکند و نعمتی تازه دریافت میکنیم:
«هر نفَسی که فرو میرود مُمِدّ حیات است و چون برمیآید مفرّح ذات؛ پس در هر نفَسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب».
این نمونۀ کوچکی است از لطف دم به دم خداوند؛ زیر این آسمان و کیهان، آن به آن نعمتهای فراوانی به انسان میرسد، در همان لحظه که او مشغول عصیان و سرپیچی از فرمان خداست.
دوم، «أَوْ سَيِّئَۀ يَسْتُرُهَا عَلَيْكَ»؛ یا اینکه تو در حال ارتکاب یک گناه هستی و خدا آن را بر تو میپوشاند. این صفتِ ستّاریت خداوند است. پس در هر چشم بر هم زدن، رابطۀ انسان با خدا این است که یا خداوند در همان لحظات به او نعمت میدهد، یا پردۀ ستّاریت خود را برسر او قراردادهاست و اعتبارش را حفظ میکند.
سوم، «أَوْ بَلِيَّۀ يَصْرِفُهَا عَنْك»؛ یا در همان لحظات، خداوند بلا و مصیبتی را از او دفع میکند. پس در هر لحظهای که گناهکار مرتکب گناهی میشود، خداوند در همان لحظه، یا نعمت نویی را بر او جاری میکند یا پوششی را بر او میافکند و حرمت و اعتبارش را حفظ میکند یا اینکه بلایی را از سر او میگذارند. در روایات داریم که گاه بلاها موجْ موجْ میآید؛ اما خداوند سپر دفع بلا را گِرد بندگانش قراردادهاست. آفات آسمانی و زمینی در حال آمدن است، اما پروردگار آنها را دفع میکند: «يَا مَانِعُ يَا دَافِعُ يَا رَافِعُ».
چقدر از این حفظها در زندگی ما، روز و شب، اتفاق میافتد و غافلیم. به همین ترتیب چه ابتلائاتی را خداوند از جان، فکر، جسم، روح، ناموس، شرف و مملکت ما دفع میکند و چه سوءنیتها را لحظه به لحظه از وجود ما دور میسازد و متوجه نیستیم.
📜 تازیانههای بیداری/ شرح خطبه۲۲۳/ دکتر محمدعلی انصاری
#بامنازمولايمسخنبگو #کتابخوانی
#تازیانههایبیداری #دكترمحمدعلىانصاری
🌸التماس دعاى فرج
@kalamee_amir