eitaa logo
کلام طلایی 🌱
5.5هزار دنبال‌کننده
7.3هزار عکس
1.9هزار ویدیو
18 فایل
«(ٱللَّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ)» رمان: (عبورازسیم خاردارنفس ) نویسنده :لیلا فتحی پور روزی دو پارت 💚 ⛔⛔کپی حرام ⛔⛔ انتقاد و پیشنهاد 👈 @aidj122 تبلیغ ،ادمین👇 @BASIRIIII
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از کلام طلایی 🌱
راز_دل_مخاطب❤️ ‌بعضی شبها سر دردم کمتر بود اما باز هم شوهرم اصرار داشت قررص بخورم و بخوابم تا فردا سر حال تر از خواب بیداربشم ولی برعکس روزها با بدنی کوفته بیدار میشدم یک شب به شوهرم گفتم قرص رو خوردم تا خیالش راحت بشه قررص رو زیر تختم پرت کردم و تو افکار خودم غرق بودم و چشمام رو بسته بودم نیمه های شب بود که مادرشوهرم وارد اتاقم شد سکوت کردم و خودم رو بخواب زدم صدای مادرشوهرم رو شنیدم که به شوهرم میگفت خبر مرگش خوابه اصلا باورم نمیشد که مادرشوهرم چنین حرفی بزنه دستم رو گرفتن و منو پرت کردن رو یک پتو و کشون کشون بردن سمت در سالن از ترس میلرزیدم ولی باید می‌فهمیدم چرا این کارو میکنن تا اینکه وارد حیاط شدن و مستقیم منو به زیر زمین بردن چند دقیقه ای که گذشت با صدای مردی ناآشنا گوشم و تیز شد... https://eitaa.com/joinchat/3548053644C47376e14a6