سمت چپِ صورتش پُر از ترکش بود
از بالا سر دور زدم و به سمتِ راست رفتم
چشمهایِ نیمهبازش را که دیدم خندیدم و گفتم:
حمید! شوخی بسه
پاشو دیگه به خدا نصف عمر شدم
حس میکردم دارد با من شوخی میکند
یا شاید هم خواب رفته... :)💔
#شهیدحمیدسیاهکالیمرادی
#شهیدانهـ
موقعیت شهید ابراهیم هادی
#کانال_کمیل
@kanalkomeiliha
https://eitaa.com/joinchat/884933434Ccb50887642
حمید خیلے دیر ڪرد
قبلا هم براے بیرون بردن زبالھ
چند بارے دیر کرده بود
اما این بار تاخیرش خیلے زیاد شدھ بود
وقتے برگشت پرسیدم:
حمید آشغالارو مےبرے مرڪز بازیافت
سرخیابون این همہ دیر میاے؟
گفت: راستش یھ فقیرے معمولا سر کوچھ هست
هربار از ڪنارش رد میشم
سعے میڪنم بھش ڪمک ڪنم
امشب پول همرام نبود خجالت ڪشیدم
ببینمشو نتونم ڪمک ڪنم
کل کوچھ رو دور زدم تا از یھ سمت دیگھ برگردم
خونھ ڪہ شرمندھ نشم🍁🥲
همسر#شهیدحمیدسیاهکالیمرادی
https://eitaa.com/joinchat/884933434Ccb50887642