#حضرت_زهرا_س
هجوم_به_بیت_ولایت
#بستر_شهادت
#زبان_حال_حضرت_زهرا_س
سجادهام معطر، از بوی ربنا بود
آنچه شنیده میشد، از من فقط "خدا" بود
یک عمر آه و نفرین، از این و آن شنیدم
تنها به جرم اینکه نفرین من دعا بود
دیشب برای مردم، تا صبح گریه کردم
ای کاش یک نفر هم، یک دم به فکر ما بود
طفلان من به جایِ مردم گرسنه بودند
افطار خانهی ما در سفرهی شما بود
امروز را نبینید این بی حیا لگد زد
دیروز پشت این دَر، جمعیت گدا بود
من هیچ شکوهای از بیگانگان ندارم
آنکه به حال و روزم خندید آشنا بود
من درد مرتضی را با جان خود خریدم
در راه عشق باید آمادهی بلا بود
دستم شکست اما من درد حس نکردم
اسم علی دوا بود، ذکر علی شِفا بود
رفتم برای مردم حجت تمام کردم:
او را که می کشیدید او حجت خدا بود
ای کاش میشکستند این دست دیگرم را
اما به جای این دست، آن دست بسته وا بود
با کفشهای خاکی، در خانهام قدم زد
آن خانهای که فرشش، بال فرشتهها بود
ای کاش ماجرا را حیدر ندیده باشد
وقتی سرم به در خورد، فضه! علی کجا بود؟!
تازه میان کوچه قلبم به درد آمد
حیدر برهنه سر بود، حیدر برهنه پا بود
* *
تا قبر بردنم را، همسایه هم نفهمید
از بسکه مُردن من، چون شمع بیصدا بود
از بسکه قطره قطره بر پای تو چکیدم
تابوت من سبکتر حتی ز بوریا بود
ای آخرت وفا کن با ما شکسته دلها
با ما شکسته دلها، دنیا که بی وفا بود...
علی_اکبر_لطیفیان
کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر
ایتا
👇👇👇
https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr
روبیکا
👇👇👇
https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG
#حضرت_زهرا_س
#شهادت
#بستر_شهادت
ای جمع خوبیها و مصداق رشادتها
پیداست در آیینهی چشمت نجابتها
در هر قیام تو شکوه بینظیری هست
پایت ورم کردهست از فرط عبادتها
سرچشمهی فیض الهی هستی ای بانو
با اذن تو وا میشود دارالعنایتها
تفسیر ناب سورهی انسان تو هستی که
میریزد از دامان پر مهرت کرامتها
هم پیرهن، هم نان شب میبخشی از لطفت
دل میبری از سائلت با این سخاوتها
یاد تو کردن رونقی دارد به دنبالش
جانی دوباره میدهد نامت به هیئتها
کوچه به کوچه روضهات در شهر ما برپاست
با همت و ایثار چمرانها و همتها
میل اناری کن که من حاجت روا گردم
چشم امید هر شب و روز رعیتها!
هر شب به انصار و مهاجر سر زدی بانو
اما دریغ از یک اجابت بعد دعوتها
یک بار صحن خانه و یک بار در کوچه
با تو چه کرده، ای فرشته هتک حرمتها؟
انگار نه انگار "...قد آذانی... " احمد
دیوار و در بود و تو بودی و اذیتها
تنها نه چادر که پرت را هم لگد کردند
در رفت و آمدهای کوچه بیمروّتها
درهم شکستی تا درِ خانه شکست آن روز
با اتحاد بینظیرِ بیبصیرتها
"أشکوا الیک یا رسول الله" میخوانی
با اشکهایت، از اهانتها جسارتها
با خود مروری میکنی "الا المودة" را
خسته شدی دیگر از اظهار محبتها
گل از گل گلها شکفت ای مادرم وقتی
برخاستی از بستر خود بعد مدّتها
دستاس یاری میکند نانی مهیا کن
آخر نتیجه میدهد مادر! ریاضتها
با طعنه میسوزی و با همسایه میسازی
کم نیست از درد لگد درد شکایتها
دیگر به چشم آشنایان هم نمیآیی
مانند شمعی آب گشتی از جراحتها
حرف از یتیمی میزند همسایه با زینب
دلشوره میگیرد حسینت با عیادتها
علیرضا_خاکساری
کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر
ایتا
👇👇👇
https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr
روبیکا
👇👇👇
https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG