#مدح_اسارت_
#حضرت_زینب_س
#ورود_کاروان_اهل_بیت_ع_به_شام
عيان میكرد رازِ دل، امان میداد اگر وقتش
ميان قتلگه، كوتاه بود و مختصر وقتش
بجاي درد دل، كاري مهمتر داشت بر عهده
بيان عشق و شرح غم، بماند بعد در وقتش
قرار اين بود تا فتح برادر را كند كامل
غنيمت بود در آن معركه، از هر نظر وقتش
در آن دربار و آن بازار، با اينكه معطل شد
در آن ساعات طولاني، نشد هرگز هدر وقتش
اسارت رفت فرزند خليل الله؟؟؟ نه... هرگز
بتي در شام باقی بود، زينب رفت سروقتش
تبر در بر، درآورد او دمار از روزِ شاميها
قيامت را رقم میزد چو میشد بيشتر وقتش
هرآنكس جان خود را وقف زينب كرد، طوبى له
و الا بي ثمر عمرش؛ وگرنه بي اثر وقتش
محسن_رضوانی
کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر
ایتا
👇👇👇
https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr
روبیکا
👇👇👇
https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG
#حضرت_زینب_س
مدح
آسمان غباری از، لطف عام زینب است
خاکِ زیر سایهی، مستدام زینب است
دین حق قوام یافت، از قیام غالبش
پس کمال راه ما، از کلام زینب است
ما کجا و درک او، ما کجا و وصف او
کوهپایهایم ما، کوه نام زینب است
نخلِ پُر ثمر شدن، خواهر قمر شدن
زینت پدر شدن، این مقام زینب است
گر ز غم جدا شدیم، مست کربلا شدیم
از دعای روشنِ، صبح و شام زینب است
خوش به طالع پدر، خوش به حال مادرم
این کنیز فاطمه، آن غلام زینب است
محمود_یوسفی
کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر
ایتا
👇👇👇
https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr
روبیکا
👇👇👇
https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG
#حضرت_زینب_س
نوحه
سبک (می گذرد کاروان..شهرام ناظری)
آمده ام پیش تو از سوی شام بلا
طول سفر بوده ام برغم تو مبتلا
خاک مزارت شها چشم مرا توتیا
بعد چهل روز وشب آمده ام کربلا
ای شه سرجدا یاحسین در ره حق فدا یا حسین
خیز وببین زینب تو زار وحزین
در غم تو، بوده همی، چله نشین
ای شه سرجدا یاحسین
در ره حق فدا یا حسین
___
آمده یک کاروان خسته وزاری کنان
قلب همه پر زدرد چشم همه خونفشان
ختم اسارت شده وقت زیارت شده
از سفر ی پر بلا گاه شکایت شده
هرکه بینی سر یک مزار ، گریه ها می کند زار زار
مادری بر، روی قبر، شیر خواری
سینه پر شیر،می کند افغان وزاری
می گوید ای علی اصغرم
شیر آوردم. گل پرپرم
ای شه سرجدا یاحسین
در ره حق فدا یاحسین
____-
شرم کنم یا اخا بابت دردانه ات
گشته شهیده به شام دلبر جانانه ات
زینب خود را ببخش گشته فدا دخترت
هست از اینرو خجل خواهر غم پرورت
بهر مردن من کن دعا
ای زینت دوش مصطفی
ای شه سرجدا یاحسین
در ره حق فدا یاحسین
اسماعیل تقوایی
کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر
ایتا
👇👇👇
https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr
روبیکا
👇👇👇
https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG
#امام_حسین_ع
#حضرت_زینب_س
#اربعین
اى جان ما فداى تو لبيك ياحسين
هستى است رونماى تو لبيك ياحسين
اى نَفْس مُطمَئنّه كه تنها فقط خداى
گرديده خونْ بهاى تو لبيك ياحسين
هَلْ مِنْ مُعين تو گفتى و گوئيم يك صدا
در پاسخ نداى تو لبيك ياحسين
توحيد را به قتلگهت كردهاى بيان
حق راضى از رضاى تو لبيك ياحسين
زينب كنار پيكر تو گفت: تا ابد
برپا بُوَد لَواى تو لبيك ياحسين
شكرخدا كه فاطمه ما را دعا نمود
گشتيم مبتلاى تو لبيك ياحسين
جا ماندهايم و دل به همين خوش كنيم كه
اينجاست كربلاى تو لبيك ياحسين
پيغمبرانه مُعتكفم در حَراى تو
هر روضه شعبهايست ز صحن و سراى تو
با سينهاى پر از غم و با ديدهی ترى
قامت خميده مىرسد از راه خواهرى
باور نمىكند كه چهها آمده سرش!
يك اربعين گذشته ز هجر برادرى
دارد مرور مىكند آن خاطرات را
بر روى خاك بود چه گلهاى پرپرى
تنها حسين ماند و زمان وداع شد
بوسه زند به زير گلو جاى مادرى
يك ساعتى گذشت كه از روى تَل بِديد
بر جاى بوسهاش بزند بوسه خنجرى
لرزيد كربلا و هوا تيره گشت و ديد
رفته به روى نيزهی بيدادگر سرى
اما هنوز كينهی دشمن نشد تمام
ده اسب تاختند روى جسم اطهرى
بعد از حسين بود كه غارت شروع شد
بعد از حسين رنج اسارت شروع شد
علی_اصغر_انصاریان
کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر
ایتا
👇👇👇
https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr
روبیکا
👇👇👇
https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG
زبانحال
#حضرت_زینب_س
#اربعین
بعدیک اَربعین اسارت من
آمدم اَزسفربرادرجان
کوله بارم پُراَزغَم ودَرداَست
شده أم خونجگربرادرجان
لحظه هایَم بدردوغم طی شد
آسمان اَزغَمم تباکی کرد
آفَرینش زمأتم ودَردَم
باغم وغُصّه سینه چاکی کَرد
زنده ماندم بشوق دیدارَت
تازَنم بوسه بَرمَزارتو
گرچه قدّم زمأتمت خم شد
آمدم بازهم کنارتو
ذات حق درکتاب خوداَزصَبر
آیه درآیه مُحکم آوَرده
پیش صَبروصلابتم دیگَر
صبراَیوّب هم کَم آوَرده
بَرسَرِنَی سَرتورادیدم
که مُنَوَّرچوماه تابان بود
چهرهٔ خواهران مهجورَت
پُشت اَبَرحجاب پنهان بود
بازبان علی چودرکوفه
خطبه خواندم یَزیدرُسواشد
دیدگانم بروی نَی بودو
نیزه پیش یَتیم توتاشد
چون خدارابُزُرگ می دیدَم
دُشمَنَت راحَقیرمی دیدَم
ظاهراً ما اَسیراو بودیم
لیک اورا اَسیرمی دیدَم
خسروی فَر
کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر
ایتا
👇👇👇
https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr
روبیکا
👇👇👇
https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG
زبانحال
#حضرت_زینب_س
#اربعین
بعدیک اَربعین اسارت من
آمدم اَزسفربرادرجان
کوله بارم پُراَزغَم ودَرداَست
شده أم خونجگربرادرجان
لحظه هایَم بدردوغم طی شد
آسمان اَزغَمم تباکی کرد
آفَرینش زمأتم ودَردَم
باغم وغُصّه سینه چاکی کَرد
زنده ماندم بشوق دیدارَت
تازَنم بوسه بَرمَزارتو
گرچه قدّم زمأتمت خم شد
آمدم بازهم کنارتو
ذات حق درکتاب خوداَزصَبر
آیه درآیه مُحکم آوَرده
پیش صَبروصلابتم دیگَر
صبراَیوّب هم کَم آوَرده
بَرسَرِنَی سَرتورادیدم
که مُنَوَّرچوماه تابان بود
چهرهٔ خواهران مهجورَت
پُشت اَبَرحجاب پنهان بود
بازبان علی چودرکوفه
خطبه خواندم یَزیدرُسواشد
دیدگانم بروی نَی بودو
نیزه پیش یَتیم توتاشد
چون خدارابُزُرگ می دیدَم
دُشمَنَت راحَقیرمی دیدَم
ظاهراً ما اَسیراو بودیم
لیک اورا اَسیرمی دیدَم
خسروی فَر
کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر
ایتا
👇👇👇
https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr
روبیکا
👇👇👇
https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG
#زیارت_اربعین
#حضرت_زینب_س
#اربعین
لطف خداى تا نشود یاور کسی
دیدار کربلا نشود باور کسی
پاى پیاده کس نرود سوی قتلگاه
عشق حسین تا نشود رهبر کسی
امروز خاطرات اسیران کربلا
کى میرود ز خاطر غمپرور کسی
امروز یاد میکند از اهلبیتِ نور
در راه اگر ورق بخورد دفتر کسی
::
در این سفر به تشنهلبان آب میدهند
خنجر فرو نیامده بر حنجر کسی
اینجا کبوتران همه را ناز میکنند
سنگ ستم نخورده به بال و پر کسی
در پیش چشم همسفران شکستهدل
بر نیزه نیست ماه بلنداختر کسی
در طول این مسیر مقدس، نمیزنند
با تازیانه بر سر و بر پیکر کسی
گل هدیه میدهند به هر زائری ولی
سیلی نمیزنند به نیلوفر کسی
با پای غرق آبله و چشم اشکبار
دنبال کاروان ندود دختر کسی
در کاروان خانهبهدوشانِ اربعین
کنج خرابهای نشود بستر کسی
وقت عبور قافله، از روى پشت بام
خاکستری نریخته روى سر کسی
امروز میروند ولی وقت بازگشت
صد داغ نیست بر جگر خواهر کسی
یادش بهخیر قافلهٔ کربلا که بود
هشتاد و چار گل همه نیلوفر و کبود
محمدجواد_غفورزاده
کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر
ایتا
👇👇👇
https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr
روبیکا
👇👇👇
https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG
#حضرت_زینب_س
#اربعین
پریدهام به هوایت، پریدنی که مپرس
رسیدهام سر خاکت، رسیدنی که مپرس
اگرچه خم شدم اما کشید شانهی من
به دوش، بار غمت را کشیدنی که مپرس
نفسبریده بریدم امان دشمن را
به ذوالفقار حجابم، بریدنی که مپرس
به طعم کعب نی و سنگ و تازیانهشان
چشیدهام غم غربت، چشیدنی که مپرس
غروب بود و رمیدند بچهآهوها
ز چنگ گلهی گرگان، رمیدنی که مپرس
مپرس از چه نماز نشسته میخوانم
شکسته خسته دویدم، دویدنی که مپرس
نه اینکه دیده فقط دید، آنچه کس نشنید
شنیدم آنچه نباید، شنیدنی که مپرس
محسن_عرب_خالقی
کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر
ایتا
👇👇👇
https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr
روبیکا
👇👇👇
https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG
#حضرت_زینب_س
#اربعین
اختر من! هلال من! ماه من
همسفر و همدم و همراه من
بیتو دلم طایر بیبال بود
داغ چهل روزه چهل سال بود
پیش روی محمل من صف زدند
رقصکنان، خندهزنان کف زدند
محمل ما در ملاء عام بود
همدم ما سنگ لب بام بود
دیده به خورشید رخت دوختم
آب شدم، ساختم و سوختم
رأس تو میداد به زینب سلام
چشم تو میگشت به من هم کلام
چشم تو از چار طرف سوی من
نغمهی قرآن تو نیروی من
حال، پی عرض سلام آمدم
فاتح و پیروز ز شام آمدم
ای به جمالت نگه فاطمه
ای سر نی همسخن ما همه
باز هم از وحی محمّد بگو
از گلوی پاره خوش آمد بگو
آمدهام شانه به مویت زنم
بوسه به رگهای گلویت زنم
دست، برون از جگر خاک کن
اشک غم از دیدهی من پاک کن
ای به لبت زمزمهی آب آب
آب بده آب بده بر رباب
جان اخا غنچهی پرپر کجاست
آب که آزاد شد اصغر کجاست
آمدم از شام سوی این حرم
تا به مزار تو طواف آورم
مروه مزار تو، صفا علقمه
سعی کنم پشت سر فاطمه
آمدهام ای همهجا همرهم
تا سفر خویش گزارش دهم
نام تو زنده ز قیام من است
فتح تو در خطبهی شام من است
وحی خدا داشت بیانم حسین
تیغ علی بود زبانم حسین
سوختم و سوختم و ساختم
لرزه به کاخ ستم انداختم
طفل تو گردید پیامآورت
شام شد آرامگه دخترت
گرچه به پای سرت آرام شد
سفیر دائم تو در شام شد
زنده شد از دفن شب دخترت
خاطرهی دفن شب مادرت
استادحاج غلامرضاسازگار
کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر
ایتا
👇👇👇
https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr
روبیکا
👇👇👇
https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG
#حضرت_زینب_س
#اربعین
پیری زمین گیرم، صبوری ناخوش احوال
حس میکنم افتادهام از شیب گودال
یادم نرفته ذوالجناح بی سوارت
یادم نرفته دختران بی قرارت
یادم نرفته سنگ بر آیینهات خورد
یادم نرفته چکمهای بر سینهات خورد
یادم نرفته گریهام سیلاب میشد
طفلی رقیه پابهپایم آب میشد
زهرا شدم، در تنگنا آتش گرفتم
من زودتر از خیمهها آتش گرفتم
از کربلایت زخمی و بی بال رفتم
با چشمهایی تار از گودال رفتم
از حال و روزم بی خبر بودم برادر
با شمر و خولی همسفر بودم برادر
با دست خالی جنگ آن اغیار رفتم
با چادر خاکی سرِ بازار رفتم
زخم زبان از شهرِ پُر نیرنگ خوردم
در کوفه از شاگردهایم سنگ خوردم
از ازدحام کوچهها رنجید زینب
از هم محلی، کم محلی دید زینب
خاکستر غم، بر سر من ریخت کوفه
خورشید را از شاخهای آویخت کوفه
از راههای سخت و بی برگشت رفتم
با دستهایی بسته پای طشت رفتم
پیراهنت را سوختم تا پس گرفتم
با خونِ دل عمامهات را پس گرفتم
در قتلگاهِ غم، زمین گیرم برادر
دارم به قتل صبر میمیرم برادر
وحید_قاسمی
کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر
ایتا
👇👇👇
https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr
روبیکا
👇👇👇
https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG
#حضرت_زینب_س
#اربعین
دستِ اجل ما را چه زود از هم جدا کرد !؟
داغت برادر با دلِ خواهر چهها کرد؟
ماندم چرا در قتلگاهت زنده ماندم
از زنده ماندن تا ابد شرمنده ماندم
راهِ سنان را بر حرم، بستم برادر
دستِ رُبابت را خودم بستم برادر
در دستِ خولی تازیانه تاب میخورد
ما تشنه بودیم و کنیزش آب میخورد!
ما تشنه و .... قوم جفا سیراب بودند
حتی وحوش کربلا سیراب بودند!
بعد از تو سمت رود یا برکه نرفتم
دیدی چهل منزل کجاها که نرفتم !
هر منزلی رفتم اگر، ناچار رفتم
چشم علی روشن! سرِ بازار رفتم
شمس و قمر را روی نیزه تار دیدم
دیدم... ولی با زحمت بسیار دیدم
در روح و جسمم زخمها از کوفه دارم
چندین مُجلد مَقتل مکشوفه دارم
دنبال نفیِ حقِ صاحب خانه بودند
انگار با نام علی بیگانه بودند !!!
بی تابیام را، قاضی الحاجات بخشید
شاگرد دیروزم به من خیرات بخشید
لب تشنه ماندن بر لبِ دریا، بماند
از هم محلی، کم محلیها بماند
آزارهای آشنایان غصهام نیست
زخم زبان از این و از آن غصهام نیست
یک اربعین همراه شد این درد با ما
کاخ عبیداله بد تا کرد با ما !
سربسته گفتم روضه را ... بگذر برادر
حق میدهم نشناسیام دیگر برادر
صبری حریف محنت عاشق نباشد
این زینبت، آن زینب سابق نباشد
از بین مُشتی گرگ خون آشام رفتم
با محمل بی پردهای تا شام رفتم
دیگر نپرس از خواهر آشفته حالت
دیدی چه آمد بر سر اهل و عیالت
بالای نی غمهای بی اندازه دیدی
جمعی پریشان را سرِ دروازه دیدی
بالای نی دیدی شب بی انتها را
دفهای بالا رفتهی بدکارهها را
ای کاش از بی رحمی دنیا نپرسی
از کوچهی تنگ یهودیها نپرسی
دلشورهها از آن هیاهو میگرفتم
با آستین پارهای رو میگرفتم
ای کاش از باران پاییزی نپرسی
از نازدانه دخترت چیزی نپرسی
داغش، دل ما را چه بد سوزاند در شام
آن دختر شیرین زبان جاماند در شام
تحقیق در ذُریهی پاکش نکردند
آرامگاه مسلمین خاکش نکردند
وحید_قاسمی
کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر
ایتا
👇👇👇
https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr
روبیکا
👇👇👇
https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG
#حضرت_زینب_س
#اربعین
مدح
مصائب
عقل مات است از مقاماتش
صبر یعنی نزول آیاتش
جان بقربان احتراماتش
عرش تا فرش از عنایاتش..
همه مستند مست جام حسین
اهل ذکرند ذکر نام حسین
کیست بانی روضهها زینب
کیست زهرای کربلا زینب
کاروان را گره گشا زینب
نوحهی گریهدار ما زینب
عمّه پیر و قدکمان زینب
غصهی صاحب الزمان زینب
ما گدایان سر بزیر توأییم
جان عباس ما فقیر توأییم
همه جاروکش مسیر توأییم
تو امیری و ما اسیر توأییم
این اسیران خویش را دریاب
السلام ای مفتح الابواب
ما چهل روز گریه آوردیم
تا حسین تو را صدا کردیم
مثل برگ خزان اگر زردیم
دور افتادگان پر دردیم
::
کاش میشد که کربلا باشیم
در حرم زائر شما باشیم
ای که از راه شام برگشتی
وه چه با احترام برگشتی
عالمی را تو کربلا کردی
چه حسینیهای به پا کردی!
زائرانی که خسته آمدهاند
همگی دلشکسته آمدهاند
با نسیم عزا زمین خوردند
از روی ناقهها زمین خوردند
مثل گلبرگ لاله افتادند
یاد طفلی سه ساله افتادند
آه با این نگاه راه برو
تا دم قتلگاه راه برو
دیگر ای رنج برده روضه بخوان
با دلی زخم خورده روضه بخوان
یاد کن بالجراح خورد زمین
از روی ذوالجناح خورد زمین
یاد کن نالهی حزینش را
روی این خاکها جبینش را
نعل مرکب به پهلویش که گرفت
تیغ بر کتف و بازویش که گرفت
میگرفتی عزای آقا را
میشنیدی صدای زهرا را
با لب تشنه یاد سقّا بود
بی علی اکبرش چه تنها بود
نفسش که زیاد و کم میشد
یا به چپ یا به راست خم میشد
با همان حال، آه برمیگشت
به سوی خیمهگاه برمیگشت
تا نگاهی به بانوان نخورد
عزّت این حرم تکان نخورد
راستی از غمی تمام بگو
کمی از ماجرای شام بگو
عزّت این حرم تکان که نخورد؟!
راه بانو به این و آن که نخورد؟!
حبیب_اولیایی_فر
کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر
ایتا
👇👇👇
https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr
روبیکا
👇👇👇
https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG