eitaa logo
کانون وبسیج مداحان وهیئات مذهبی خمینی شهر
556 دنبال‌کننده
4هزار عکس
2هزار ویدیو
152 فایل
ارتباط با ادمین های کانال 👇👇👇 @H9132091518 @Madaheahlebait
مشاهده در ایتا
دانلود
«رجایی»وار خدمت کرد و در آخر «بهشتی» شد... ندیدم هیچ‌کس مثل «رئیسی»، «باهنر» باشد مجتبی_خرسندی کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر ایتا 👇👇👇 https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr روبیکا 👇👇👇 https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG
از خاک بُریدنت مبارک باشد تا اوج رسیدنت مبارک باشد تو عاشق سینه سرخ خدمت بودی بی بال پریدنت مبارک باشد صامره_حبیبی کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر ایتا 👇👇👇 https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr روبیکا 👇👇👇 https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG
عدالت در میان مردمی برپا اگر باشد چه‌جای عیب اگر سهم فقیران بیشتر باشد؟ برای شاه «با رعیت نشستن» فخر خواهد بود اگر حتی غذای سفره‌‌ها خون جگر باشد کسی پیدا نخواهد کرد توفیق سعادت را مگر بیداری‌اش بسیار و خوابش مختصر باشد چگونه خواب راحت داری ای فرمانروا؟ وقتی که چشم یک‌نفر از زیردستان تو تر باشد...؟ نه طوفان...!، باد درمی‌آورد از جا درختی را که با خون آبیاری شد، ولی بی‌برگ‌وبر باشد «أشِدّاءُ عَلَی الکُفّار» یعنی مرد در میدان برای دشمنان باید که چون تیغ دوسر باشد سکوت لاله‌ها اینجا صدای روشنی دارد نباید خون سربازان کشور بی‌ثمر باشد :: «رجایی»وار خدمت کرد و در آخر «بهشتی» شد ندیدم هیچ‌کس مثل «رئیسی»، «باهنر» باشد مجتبی_خرسندی کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر ایتا 👇👇👇 https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr روبیکا 👇👇👇 https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG
تازه باران داشت بر گل‌های ایوان می‌چکید باز خون تازه در رگ‌های گلدان می‌دوید پنجره خوشحال بود از آسمان تازه‌اش بعد عمری در‌به‌در ماندن به حقّش می‌رسید داشت احیا می‌شد آن دریاچه‌های دوردست داشت کم‌کم قلب ماهی‌ها به عشقش می‌تپید؛ روزگار خشکسالی زخم بستر داشت رود دست می‌شست از تلاطم، دل ز رفتن می‌برید خانه‌ی ما تازگی‌ها بوی نان تازه داشت روزگاری نانش آجر بود و حسرت می‌کشید مرد همسایه شبیه ساعتش خوابیده بود تازگی‌‌ها باز طعم خستگی را می‌چشید داشت بت با چشم خود می‌دید دنیا دست کیست داشت دنیا هم هیاهوی تبر را می‌شنید آیه‌ی یأس از کجا آورده‌ای؟! قرآن بخوان قل کفی باللّه باید خواند از داغ شهید زهرا_سپهکار کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر ایتا 👇👇👇 https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr روبیکا 👇👇👇 https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG
کثرت حاجت من در بر فضل تو کم است جای این خادم دلخسته کجای حرم است میهمان آمده سلطان، بغلم کن امشب این سر غرقه بخون، محضرتان باز، خم است سینه ام سوخت، تنم چون جگرت پاره شده نوکری آمده اینجا که پر از درد و غم است هرکسی سرزنشم کرد، حلالش کردم کار هرکس که بود خادم سلطان، کرم است حاج قاسم چقدر این دل من تنگت بود! آمده آنکه به پیمان غمت همقسم است مانده قدری ز بلندی تنم در کفنم یار بی دستی من، صاحب دست قلم است یا رضا اشک مرا بین حرم برگردان قبر این خادم تو منتظر پا قدم است حسرت کرببلا روی دلم مانده هنوز هوسم بوسه به شش گوشه همین صبحدم است روضه ی آن تن عریان، تن من را سوزاند ته گودال، چه جای بدنی محترم است؟ سینه ی محتضرش زیر لگد سنگین بود مادرش دید سرش روی سنان پیش همه است رضا دین پرور کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر ایتا 👇👇👇 https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr روبیکا 👇👇👇 https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG
آن شب که ابر و بارشِ باران بود آن شب که در دل همه طوفان بود آن شب که دیده‌ها همه گریان بود، او میهمان حضرت سلطان بود آخر رسید دست به دامانش آخر رسید محضر جانانش آخر رسید او به رفیقانش دلدادهٔ مسیر شهیدان بود خدمت به خلق در نظر او بود همواره با محبت و خوشرو بود میز ریاستش سرِ زانو بود در خانه نه، میانهٔ میدان بود زخم زبان شنید ز بعضی‌ها روی خوشی ندید ز بعضی‌ها بر او چه‌ها رسید ز بعضی‌ها آری شهید تهمت و بهتان بود دل ها ز داغ رفتن او نالان چشم همه ز رفتن او حیران یک کشور از شهادت او گریان او افتخار ملت ایران بود علی_مقدم کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر ایتا 👇👇👇 https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr روبیکا 👇👇👇 https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG
Mohjat.NetNamahang Hardasan 1404 Rasoli [Mohjat_Net].mp3
زمان: حجم: 1.16M
هارداسان یعنی کجایی مرد میدان هارداسان ای دل غمگین و ای لبهای خندان هارداسان در کدامین کوچه دنبالت بگردم بعد از این در کدامین روستا در زیر باران هارداسان خاطرت می آید آن شب را که در مه گمشدی تا کجاها رفته بودی ای مسلمان هارداسان زیر و رو کردیم و پشت میز عکسی از تو نیست با عبای خاکی ات استان به استان هارداسان آن یتیمان دخترک آن کارگر آن پیرمرد از چه دنبال تو میگردد کماکان هارداسان هارداسان یعنی کجایی خستگی نشناختن جمعه ها بی کار ننشستن در ایوان هارداسان قاضی اعدام خواندندت که جلادت کنند ای از آن آغاز همرنگ شهیدان هارداسان تا ابد قرآن نمیسوزد فدای غیرتت ای که آخر سوختی در راه قرآن هارداسان خدمت سلطان نمودی خادم مردم شدی بازگشتی باز در آغوش سلطان هارداسان دوستت دارند محرومان و دور افتادگان من سنی چخ ایسترم جانم به قربان هارداسان مهدی_جهاندار کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر ایتا 👇👇👇 https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr روبیکا 👇👇👇 https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG
تقدیم به روح دنیا به چشم زاهد تو، دار محنت بود دلجویی از مردم برایت عین نعمت بود وقتی به روی کارگرها می‌زدی لبخند شادی خریدن بهترین نوع تجارت بود کفشت گلی می‌شد، عبایت سر به سر خاکی میز ریاست هم برایت میز خدمت بود در باز می‌کردی به روی مردم محتاج گوش شنیدن داشتی هر وقتِ ساعت بود درد نهان مردمت را خوب می‌دیدی آنچه در این مدت ندیدی خواب راحت بود وقتی دل دریایی‌ات لبریز غم می‌شد راهی مشهد می‌شدی، وقت زیارت بود با دولتت عکسی برای یادگاری نیست بعد از تو سهم سینه تنها آه حسرت بود آن شام که دلواپست بودیم دانستیم صبح شهادت در نگاهت صبح دولت بود سعیده_کرمانی کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر ایتا 👇👇👇 https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr روبیکا 👇👇👇 https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG
خادم شاه خراسان مزد خدمت را گرفت وقتی از آقایش امضای شهادت را گرفت هرکسی عیدی گرفت از محضر شمس الشموس او هم از مولای خود قول شفاعت را گرفت شک نکن با پای دل رفته‌ست تا پایین پا در مسیر ورزقان، اذن زیارت را گرفت بی گمان خدمتگزار خلق بودن نعمت است از ولی‌نعمت شبی توفیق خدمت را گرفت آن که دستانش دخیل پنجره فولاد بود دستگیری کرد و دست بی بضاعت را گرفت بارها فرمود: مدیون امام هشتم‌ام خادم این آستان از خود منیت را گرفت در مسیر بندگی آن‌قدر تقوا پیشه کرد تا خدا از سینه‌اش حب ریاست را گرفت در میان پیروان مکتب سیدعلی بیشتر از هرکسی پشت ولایت را گرفت از منادی‌های وحدت بود و یار رهبرش موعد فتنه، گریبان دوئیت را گرفت یک تنه شد خار چشم مفسدین محتکر نبض آقازاده‌های اهل غارت را گرفت مرد میدان بود و از چنگ اجانب بارها با زبان دیپلماسی حق ملت را گرفت ارمغان آورد عزت را برای میهنم بعد برجامی که از ما شأن و شوکت را گرفت وعده‌ی صادق محقق شد به لطف همتش از وحوش منطقه، افسار قدرت را گرفت می‌شود جان داد در راه امام عصر خود می‌توان از دست مهدی اذن رجعت را گرفت حاج قاسم می‌رسد امشب به استقبال او او که از شاه خراسان مزد خدمت را گرفت علیرضا_خاکساری کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر ایتا 👇👇👇 https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr روبیکا 👇👇👇 https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG
دست او در آسمان، دست شهادت را گرفت بال در بال شهادت مزد خدمت را گرفت از سر شب هی خبر می‌آمد از پرواز او رفته رفته این خبر‌ رنگ حقیقت را گرفت می‌توانست او نباشد در میان کوه و دشت آسمان اما صدایش کرد، دعوت را گرفت کار کرد و کار کرد و‌ کار کرد و کار کرد این دویدن‌ها مسیر بی نهایت را گرفت از علی بن ابی طالب (ع) نشان مِهر را از حسین بن علی (ع) مُهر سیادت را گرفت او دلش تنگ امام مهربان خویش بود در شب میلاد او اذن زیارت را گرفت محمد_رسولی کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر ایتا 👇👇👇 https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr روبیکا 👇👇👇 https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG
در پی کار همگان بی قرار ! از تو ندیدیم بجز کار و کار از تو ندیدیم بجز عاشقی از تو چه دیدیم فقط عشق یار با دل ما دست تو بر زلف یار با دگران دست تو بر ذوالفقار فکر تو و ذکر تو معنا و متن از همه‌ی حاشیه‌ها در کنار در پی آسایش مردم گذشت هر شب و هر روز تو در کارزار جمعه‌ی هر هفته حضور تو را پیر زن دهکده چشم انتظار رد تو در دورترین نقطه‌ها رد تو در سینه‌ی ما ماندگار همدم و هم صحبت مردم شدی در پی هر حادثه‌ی ناگوار با همه‌ی سنگدلی‌های ما آینه‌ای بود دلت، بی غبار آه که نشناختمت پیش از این آه از این جانِ به غفلت دچار حسن_زرنقی کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر ایتا 👇👇👇 https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr روبیکا 👇👇👇 https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG
آن شب که ابر و بارشِ باران بود آن شب که در دل همه طوفان بود آن شب که دیده‌ها همه گریان بود، او میهمان حضرت سلطان بود آخر رسید دست به دامانش آخر رسید محضر جانانش آخر رسید او به رفیقانش دلدادهٔ مسیر شهیدان بود خدمت به خلق در نظر او بود همواره با محبت و خوشرو بود میز ریاستش سرِ زانو بود در خانه نه، میانهٔ میدان بود زخم زبان شنید ز بعضی‌ها روی خوشی ندید ز بعضی‌ها بر او چه‌ها رسید ز بعضی‌ها آری شهید تهمت و بهتان بود دل ها ز داغ رفتن او نالان چشم همه ز رفتن او حیران یک کشور از شهادت او گریان او افتخار ملت ایران بود علی_مقدم کانون و بسیج مداحان شهرستان خمینی شهر ایتا 👇👇👇 https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr روبیکا 👇👇👇 https://rubika.ir/joinc/BHADIEBF0KXESQYVFIRPDFPRFTVUEOGG