eitaa logo
کانون وبسیج مداحان وهیئات مذهبی خمینی شهر
556 دنبال‌کننده
4هزار عکس
2هزار ویدیو
152 فایل
ارتباط با ادمین های کانال 👇👇👇 @H9132091518 @Madaheahlebait
مشاهده در ایتا
دانلود
س آن قدر عاشقیم که املا نمی‌شود مستی ما که در قلمی جا نمی‌شود زلف مرا به پنجره‌های ضریح عشق طوری گره زدند، دگر وا نمی‌شود باید که ناز داشت، کمی نیز غمزه داشت هر دختر قبیله که لیلا نمی‌شود آن کس که خاک پای مریدان میکده است محتاج معجزات مسیحا نمی‌شود «تاک» مرا به عشق تو در خم گذاشتند حالا شراب می‌شود و یا نمی‌شود ما مثل باده‌ایم شبی امتحان کنید انگور زاده‌ایم شبی امتحان کنید شکر خدا که نام مرا مبتلا نوشت از حاجیان کعبه سبز شما نوشت شکر خدا که دست قدر، دست سرنوشت نام مرا شریف‌ترین خاک پا نوشت صبح ازل به خاک تو پیشانی‌ام رسید این سجده را فرشته به پای خدا نوشت از ما سؤال شد که اسیر تو می‌شویم؟ ما خواستیم و آیه «قالو بلی» نوشت بالای سر در حرم کبریاییش نام تو را به خط خودش با طلا نوشت یعنی تمام جلوه آل عبا تویی آیینه تمام نمای خدا تویی اعجاز بی مثال شما تا ادامه داشت موسی ادامه داشت مسیحا ادامه داشت ای بارش همیشه سجاده‌های نور در امتداد چشم تو دریا ادامه داشت بانو اگر به آینه‌ها سر نمی‌زدید تاریکی همیشه‌ی دنیا ادامه داشت در آسمان چهارم افلاک جا زدیم آیات رد پای تو اما ادامه داشت تا زندگی‌ات را به تماشا گذاشتی آن عمر جاودانه زهرا ادامه داشت ای آفتاب روشن شب‌های کربلا ای زینب مدینه و زهرای کربلا گفتیم آسمانی و دیدیم برتری گفتیم آفتابی و دیدیم بهتری گفتیم دختر اسد الله غالبی ایام کوفه آمد و دیدیم حیدری تو از زمان کودکیت تا بزرگیت شیواترین مفسر الله اکبری تو از کدام طایفه هستی که مستقیم فیض از حضور علم خداوند می‌بری بر شانه‌های سبز تو باز رسالت است تو اولین پیمبر بعد از پیمبری خورشید روی تو شرف مشرقین شد یک نیمه‌ات حسن شد و نیمت حسین شد ای ماورای حد تصور کمال تو بالاتر از پریدن جبریل بال تو از مادری چنین چنین دختری شود هم خوش به حال فاطمه هم خوش به حال تو غیر از حسین فاطمه، چیزی ندیده‌ایم در انعکاس آینه‌های زلال تو نزدیک سایه‌های عبورت نمی‌شویم نامحرمان عشق کجا و خیال تو از گوشه‌های چشم تو ساحل درست شد محض رضای پای تو محمل درست شد تو زینبی و شیر زن بعد کربلا تفسیر نفس مطمئن بعد کربلا زهرا، نبی، حسین و علی و حسن تویی بانو تویی تو «پنج تن» بعد کربلا ای سایه بلند اباالفضل بر سرت ای بال جبرئیل گلستان معبرت عباس هم رشیدی قد تو را ندید از بس که سر به زیر بود در برابرت شب زنده دار شام غریبان کربلا دل بسته بر نماز شب تو برادرت ای خطبه صدای تو نهج البلاغه‌ات وی محمل بدون جهاز تو منبرت  هجده سربریده به دنبال چشم تو هجده سر بریده نگهبان معجرت ای قله نجابت توحید، جای تو   عطر حضور فاطمه دارد حیای تو لطیفیان کانون مداحان وشاعران خمینی شهر ایتا https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr تلگرام https://t.me/kanalmadahanshaerankhomeinishahr
خدا به کوثر خود کوثری عطا کرده برای مَظهر حق مُظهری عطا کرده علی است مَظهر حق مُظهرش شده زینب برای شیر عرب گوهری عطا کرده مقربان الهی گدای درگاهش خدا به خیل ملک دلبری عطا کرده به خنده، باز شده غنچه ی لبان حسن که حق به شاه کرم خواهری عطا کرده حسین آمده قنداقه را بغل گیرد خدا به خون خدا لشگری عطا کرده دخیل یک نخی از معجرش پیمبرها فقیر یک نظرش می شوند اکبرها چه دختری که سرا پا جمال فاطمه است علیمه است و فهیمه، مثال فاطمه است دوباره دختر خیرالبشر دلش شاد است به یمن مقدم او خوب، حال فاطمه است حقیقتی است که دختر به مادرش برود چقدر چهره ی او چون جمال فاطمه است که هست؟ سبط نبی زینت دل حیدر که هست؟ دختر نیکو خصال فاطمه است به شام و کرب و بلا طرز خطبه خوانی او نشان دهنده ی اوج جلال فاطمه است بیان کننده ی قرآن، مُفسر آیات بگیر دست مرا ای عقیله ی سادات نبی است زینت هستی و زینتش کوثر علی است زینت عرش و تو زینت حیدر تمام علت خلقت اگر چه فاطمه است تویی به حضرت ریحانه برترین دختر تو آمدی که تجلی کند صبوری حق به بحر عصمت و بحر حیا شدی گوهر رسیده ای که ببخشد خدا به "العفوت" حسینیان گنه کار را دم محشر حسین فلک نجات است و کشتی ایمان برای کشتی حق ناخدایی و لنگر بدون هیچ معلم تو عالمه هستی پناهگاه ولایت چو فاطمه هستی قاسمی صلوات کانون مداحان وشاعران خمینی شهر ایتا https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr تلگرام https://t.me/kanalmadahanshaerankhomeinishahr
س در سال پنج هجری،در آسمان درخشید یک تکه ماه تابان،از تابش دو خورشید زینب بود نشانش، یعنی که زین بابا بر اهل بیت مولا،او جان تازه بخشید او زاده بتول است، دردانه محمد (ص) بر شام تار زهرا (س)،او هست هم چو مهشید بانوی عالمین است،او خواهر حسین است بر شیعیان مولا، او عافیت ببخشید قنداقه اش بدادند، نزد حسین و گفتند آرامشش تو هستی ، او مه بود تو خورشید تا نور روی خورشید ، بر روی مه درخشید دیگر نبود گریان ، بر روی او بخندید در دل بگفت جانم، زینب فدایی رویت رحمت به مادر من،زآنکه مرا بزایید نالان دگر نباشم ، چون بر در حسینم این نفس مطمئنه، اصل معاد و توحید این اشک من برایت، باشد طلب برادر باید به روز عاشور، از دیده خون ببارید عهدی ببندم اکنون، بین نبی و دادار هر جاست شمس سوم، آنجاخیام مهشید اما به خرد سالی، بعد غروب احمد ظلمی در ثقیفه، با کافران خروشید پیمان اوگسستند،پهلوی او شکستند شرم از خدا نکردند، تا مادرم بخشکید شد قسمتم به خردی، زین حال خانه داری بر بوتراب و اخوان، هستم نور امید چون هجر روی بابا، آمد به زندگانی داغ حسن زه بعدش ،قلب مرا خراشید من ماندم و حسینم ، با یاد روزگاران صد روز بد تر آید، از روزگار تاويد طبق تعهدی که ،بستم با خدایم هستم کنار ارباب،باید که عهد تجدید من که شب زفافم ،با شوی خود بگفتم الله نام او را، بر قلب من تراشید أبناء خود بگفتم،نور دو دیدگانم شیرم حلالتان باد، گر یاریش رسانید در روز گرم عاشور، بر خون تپیدگانند این عاشقان ارباب،آن نوگلان امید عون و محمد من غرش کنان برفتند آن غیرت الهی در خونشان بجوشید داغ وداع اکبر،آن شبهه پیمبر بر قلب آل هاشم،زخمی دگر خراشید از داغ هجر روی، آن نخل هل اتی یم از اصغرم نگوییم، خونش به عرش پاشید آن آخرین امیدم،در خاک و خون بغلتید عباس را گویم ،آن با وفای جاوید ماه منیر من رفت، تا جرعه ای بیارد تا تر شود لبان،آن کودکان نومید آمد به خیمه ارباب،با قامتی خمیده چونان زره بیفکند،یک پیرهن به پوشید گفتم اندکی صبر، آرامش و قرارم باید به جای مادر ، روی تو را ببوسید وقت وداع رسیده،باید صبور باشم از تل زینبیه، چشمان من چه می دید. گویی که زیر پایم،عرش خدا بلرزید آتشفشانی از خون،از این زمین بجوشید من زینب حزینم، از داغ دل غمینم ام المصائب من،در یاری یم شتابید همچون ایوب و میلاد یا محسن دلیرم از آب حوض کوثر ، یک جرعه ای بنوشید (مخلص) دوای دردم،در این قصیده گفتی این را بگو به یاران،بر جان خود ببالید خاکی کانون مداحان وشاعران خمینی شهر ایتا https://eitaa.com/kanalmadahanshaerankhomeinishahr تلگرام https://t.me/kanalmadahanshaerankhomeinishahr