مهوا
🕯 «یا شیخ! منْک الْخطاء» 📚 روزی «سلّار بن عبدالعزیز» در مجلس درس شیخ مفید (ره)، یکی از مطالب علمی ر
👤 #شیخ_مفید در سلسلهٔ علمای امامیه، فقط یک متکلم و فقیه سرآمد و برجسته نیست، بلکه فراتر از این، وی مؤسس و سرحلقهٔ جریان علمی رو به تکاملی است که در دو رشتهٔ کلام و فقه، تا امروز در حوزههای علمی شیعه امتداد یافته است و با وجود برکنار نماندن از تأثرات تاریخی و جغرافیایی و مکتبی، ویژگیهای اصلی و خطوط سیاسی آن همچنان پابرجا مانده است.
💡 شیخ مفید نقش موثر و تعیینکنندهای در تثبیت هویت مستقل مکتب اهل بیت علیهم السلام، بنیانگذاری شکل و قالب علمی صحیح برای فقه شیعه، آفرینش شیوهٔ جمعی منطقی میان عقل و نقل در فقه و کلام داشت.
🎙 رهبر انقلاب در سخنرانی ۱۳۷۲/۰۱/۲۸
🗓 به مناسبت روز بزرگداشت #شیخ_مفید
#سخنرانی
#مناسبتی
#مهوا
@kanoon_mahva
مهوا
🕋 «این حقیر عمری را به سر کردم که ای کاش لحظهای از آن را در غیر عبادت مولا سر نمیکردم... .» 🤍 «که
🕋 «الهی ذوق مناجات کجا و شوق کرامات کجا... .»
✍ الهینامه| #علامه_حسنزاده_آملی
💌 •|گروه گنجینهٔ مکتوب، بیستمین نیایش|•
#آوای_دماوند
#معبود_علما
#گروه_گنجینه
#نیایش
#سحر
#مهوا
@kanoon_mahva
مهوا
«تهدید محو شدن!»
📓 در دوران جنگ جهانی اول، بخشهای شرقی جهان -از جمله ایران، فلسطین و دیگر سرزمینهای منطقه- با رکود و ضعف عمیقی در حوزههای مختلف روبهرو بودند. سطح سواد عمومی پایین بود، وضعیت اقتصادی نابسامان بود و بسیاری از کشورهای منطقه تحت حاکمیت رهبران نالایق یا خائن قرار داشتند. وقوع جنگ جهانی نیز این بحرانها را تشدید کرد؛ فلسطین یکی از میدانهای درگیر جنگ بود و مردم با فشارهایی چون سربازگیری اجباری عثمانی، مالیاتهای سنگین، ویرانی، قحطی و خشکسالی مواجه شدند. این شرایط موجب شد زندگی روزمره و نیازهای ضروری، ذهن مردم را بهطور طبیعی به خود مشغول کند.
❗️در چنین فضایی، نمیتوان مردم را به «جهل» یا «بیخبری کامل» متهم کرد. اگرچه سانسور و محدودیتهای شدید، بهویژه پس از اشغال عملی فلسطین توسط بریتانیا، مانع انتشار آزاد اطلاعات بود و حتی اجازهٔ چاپ روزنامهها را نمیداد، اما اعتراضات جدی نسبت به «اعلامیه بالفور» در میان کسانی که از آن مطلع میشدند، شکل گرفت. طیف وسیعی از مردم به دلیل شرایط جنگ و سانسور گسترده، اصلاً نمیدانستند چنین اعلامیهای وجود دارد؛ اما این ناآگاهیِ اجباری به معنای نبودن آگاهی یا حساسیت در میان جامعه نبود.
👤 در واقع، رهبران، روشنفکران و فعالان سیاسی فلسطین از سالها پیش نسبت به خطرات صهیونیسم هشدار میدادند. نمونهٔ روشن آن #عیسی_العیسی، روزنامهنگار برجستهٔ فلسطینی و بنیانگذار روزنامهٔ «فلسطین» بود که نام روزنامهاش را بهطور نمادین برای تأکید بر هویت و اهمیت این سرزمین انتخاب کرده بود. او در سال ۱۹۱۴، یعنی سه سال پیش از صدور اعلامیهٔ بالفور، نوشت: «ما ملتی هستیم که در معرض تهدید محو شدن توسط موج صهیونیستی و خطر تبعید و بیرون رانده شدن از سرزمین خود قرار داریم.»
📰 بنابراین ادعای رایجی که میگوید مردم فلسطین نمیدانستند چه اتفاقی در حال رخ دادن است یا در سال ۱۹۴۸ هیچ واکنشی نشان ندادند، نادرست و بخشی از روایتسازی صهیونیستی است. واقعیت این است که جامعهٔ فلسطین، با وجود فشارهای سنگین سیاسی، اقتصادی و امنیتی، از خطرات آگاه بود و پیش از فاجعهٔ ۱۹۴۸ نیز واکنشها و هشدارهای جدی در میان روشنفکران، روزنامهنگاران و فعالان آن وجود داشت.
🔍 برشی از جلسهٔ دوم نشست تاریخ صهیونیسم| دکتر کدخدایی| هیئت علمی دانشگاه تهران
🇵🇸 •|گروه فلسطین مهوا|•
#تاریخ_صهیونیسم
#گروه_فلسطین
#فلسطین
#مهوا
@kanoon_mahva
مهوا
«پشت سر خود را نگاه نمیکنم!»
👤 شهید: اختلاف من با رضاخان بر سر كلاه و عمامه و اين مسائل جزئی نيست. من در حقيقت با سياست انگلستان كه #رضاخان را عامل اجرای مقاصد استعماری خود در ايران قرار داده مخالفم. من با سياستهایی كه آزادی و استقلال ملت ايران و جهان اسلام را تهديد میكند مبارزه میكنم و راه و هدف خود را هم میشناسم. در اين مبارزه هم پشت سر خود را نگاه نمیكنم كه شما يا كسان ديگري مرا همراهی میكنند يا نه، لازمهی مبارزه در اين راه از خودگذشتگی و فداكاری است.
🎙 «شناخت رضا خان و پیشبینی عاقبت شومی که سلطه و سلطنت او میتوانست بهبارآورد، در آغاز برای همگان آسان نبود، کمترکسی میتوانست از برای آن همه تظاهر و ادعا که همچون نقابی صورت کریه رضاخان را پوشانده بود، چهرهٔ او را تشخیص دهد.
👥 در میان آن گروه معدودی که صاحب چنین تشخیص بودند، کمتر کسی این شهامت را داشت که آنچه را دانسته بر ملا کند و از همان ابتدای امر قَد عَلم کرده، با او به مخالفت برخیزد. در چنین حالی مدرس کسی بود که با فراست خویش هم ماهیت ضداسلامی و ضدمردمی رضاخان را تشخیص داد و هم با شجاعت کمنظیری با او به مبارز پرداخت.» (رهبر انقلاب)
🕊 شهید: «اگر میبینید من نسبت به بسیاری از اسرار آزادانه اظهار عقیده میکنم و هر حرف حقی را بیپروا میزنم، برای این است که چیزی ندارم و از کسی هم چیزی نمیخواهم. اگر شما هم بار خود را سبک کنید و توقع خود را کم نمایید، آزاد میشوید.»
🗓 به مناسبت سالروز شهادت شهید سیّد #حسن_مدرس طباطبایی
🔗 منابع: یک عبا یک وطن| جملات خواندنی| زنده تاریخ
🔍 •|گروه مکتب شهادت مهوا|•
#گروه_مکتب
#شهید_مدرس
#مناسبتی
#مهوا
@kanoon_mahva
🕊 اللَّهُمَّ اسْقِنَا الْغَيْثَ ، وَ انْشُرْ عَلَيْنَا رَحْمَتَكَ بِغَيْثِكَ الْمُغْدِقِ مِنَ السَّحَابِ الْمُنْسَاقِ لِنَبَاتِ أَرْضِكَ الْمُونِقِ فِي جَمِيعِ الْافَاقِ .
🌧 خدایا! ما را به باران سیراب کن و رحمتت را به باران پُر آب و فراوان بر ما گسترش بخش؛ از ابری که برای گیاه زیبای زمینت در تمام ناحیهها و اطراف سوق داده شده.
💌 دعای نوزدهم #صحیفه_سجادیه| امام سجاد علیهالسلام
#مهوا
@kanoon_mahva
مهوا
«به دستهایت سفارش کن»
🩹🩼 هرکسی که تازه به جبهه آمده و برای اولین بار عطا را میدید، میپرسید: «ایشان برای چی آمده است بجنگد؟» اما این حرفها عطاءالله را سرد نمیکرد. آمده بود که با دشمن بجنگد. دوستان و همرزمانش از همراهی با عطاءالله بسیار برای ما خاطرهها گفتهاند. همهشان میگفتند عطاءالله با آن وضعیت جسمانیاش باعث تقویت روحیهی ما میشد. یکی از همرزمانش میگفت: در یکی از عملیاتها که آتش دشمن خیلی سنگین بود، قرار بود گردانی که عطاءالله در آن حضور دارد، موقعیتی را تصرف کند تا بچههای خودی قیچی نشوند. اگر این کار انجام نمیشد، تلفاتمان خیلی زیاد میشد. با توجه به آتش سنگین دشمن، توان حرکت نبود. ما دیدیم عطاءالله به یکباره بلند شد و گفت بچهها چشم امیدشان به ماست، باید حرکت کنیم و با یک «یا علی» گردان پشت سر شهید عطاءالله حرکت کرد و موقعیت موردنظر به نفع رزمندههای ما تصرف شد و بچهها توانستند از موقعیت بهخوبی عبور کنند.
💌 شهيد #سید_عطا_بحيرايی با معلوليت مادرزادی و علیرغم فشارهای ناشی از اين معلوليت، در عملياتهای بزرگی در دفاع مقدس از سال ۶۱ تا سال ۶۷ شرکت داشت.
📜 به قول #استاد_صفایی_حائری در نامهای به دخترش در کتاب «#نامههای_بلوغ»:
💡 «میتوان در هر شرایطی کار کرد و بهانه نیاورد. و میتوان با تمامی زمینهها، عذر تراشید و جرم را به گردن دیگران انداخت و از لولو و از بخت بد و از شانس خراب و از هزار کس و ناکس، دستاویز درست کرد.
🤝🏻 مهدیه جان! به خاطر روحیهی حساس و دل پرتوقع تو، پیشنهاد میکنم که در این خاطره بیشتر تأمل کنی و هیچکس و هیچچیز را مانع موفقیت خودت ندانی و در هر شرایط، به دستهای خودت سفارش کنی و به همت خودت دل ببندی و به عنایت خدا امیدوار باشی؛ که میتوان از ترس، به قدرت و امن و از فقر، به غنا و ثروت و از تنهایی، به جمعیت و از هیچ، به همه چیز رسید؛ که او روز را از دل شب و شب را بر سر روز میگذارد و از ضعف، قدرت و از قدرت، ضعف و ناتوانی را بیرون میآورد:
🌓 «تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَتُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَتُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ»، «يُحْيي وَيُميتُ وَيُميتُ وَيُحْيي»
🗓 به مناسبت روز جهانی توانیابان
💌 •|گروه گنجینهٔ مکتوب مهوا، زندگینامه|•
#گروه_گنجینه
#سبک_زندگی
#زندگینامه
#مناسبتی
#مهوا
@kanoon_mahva
مهوا
📜 تجربهٔ مذاکرات اسلو و وعدهٔ تشکیل دو دولت نشان داد که این روند بیشتر برای خلع سلاح مقاومت و تثبیت
«دشمن وجودی»
🪦 ابعاد فاجعه بیسابقه بود؛ تقریباً هیچ خانوادهای در غزه بدون داغ شهادت عزیزی نماند. هدف قرار دادن بیمارستانها، مدارس، عبادتگاهها و اردوگاههای پناهندگان و استفاده از قحطی بهعنوان سلاح جنگی نشان داد هدف دشمن نابودی هویت و آیندهی فلسطین است. این تجربه، دیواری نفوذناپذیر از نفرت و خون ایجاد کرد.
🏚 تمرکز بر کشتار مستقیم زنان و کودکان و انتشار تصاویر دلخراش آنان، چهرهای کاملاً ضدبشری از رژیم صهیونیستی در ذهن فلسطینیان ثبت کرد؛ خاطراتی که نسلبهنسل منتقل میشود و هرگونه گفتمان میانهرو یا راهحل دو دولت را بیاعتبار ساخت. صلح با موجودیتی که نابودی تو را میخواهد، دیگر قابل تصور نیست.
🕊 این رخدادها مقاومت را از یک راهبرد سیاسی به غریزهٔ بقا تبدیل کرد. اسرائیل برای نسل کنونی و نسلهای آینده، دیگر یک طرف منازعه نیست بلکه دشمنی وجودی است که تنها پاسخ به آن مقاومت تا آزادی کامل سرزمین است. بنابراین هر طرح سیاسی مبتنی بر سازش، از ابتدا بیاثر و فاقد جایگاه در میان مردم فلسطین خواهد بود.
📚 برگرفته از کتاب بازگشت به ۱۹۴۷ | ۲۴ پیام تبیینی پیرامون دستاوردهای دو سالهٔ عملیات طوفانالاقصی | نوشتهٔ «محمد ناصربخت»
🇵🇸 •|گروه فلسطین مهوا، بیستوپنجمین کوفیه|•
#طوفان_الاقصی
#گروه_فلسطین
#کوفیه
#مهوا
@kanoon_mahva
مهوا
🌷 خاطرم هست چند وقت گذشته، از گلزار شهدا که میگذشتیم، مادری جلویمان را گرفت که مسلط به لهجهٔ اصفهانی بود و دل ما با شنیدنش غنج شیرینی زد. تا ما را دید گفت:« آ مادر، میدونین قطعهٔ ۲۶ کوجاست؟» و ما با این که هیچ نمیدانستیم از قطعهها، اظهار اطلاع کردیم تا مادر را به سمت مزار همراهی بکنیم.
❤️🩹 وقتی به مزار رسیدیم، پاهایشان ناگاه سست شد و به خم شدن مایل شد و دو زانو بر سر مزاری نشست و آرام گرفت. همین که زانوانشان توان ایستادن نداشت، قطرههای پاک قلبتنگشدهای هم از چشمانشان جاری شد. و همه اعضا و جوارحشان شروع به گفتن ذکری کرد و بلندبلند عبدالله را صدا میزد.
💍 دل تنگشان که کمی آرام شد، ماجرا را پرسیدیم که این آقای جوان، پسرتان است؟ که گفتند نه، آقا عبدالله *&همسرم بود.** ماجرا را که تعریف کردند همه ماتمان برده بود و فقط سراپا گوش شده بودیم.
🔍 هر مزاری در گلزار شهدا، یک داستانی دارد، یکی آشنا و یکی گاهی ناآشنا. این از آن داستانهایی بود که خیلی برای ما آشنا نبود اما بسیار به دلمان نشست.
🩸 ماجرا از آن جا شروع میشود که پرستاری در بیمارستان در حال دوای بیماران بود که ناگهان با بیماری روبهرو میشود که ترکش هر دو چشمانش را از دستانش ربوده بود. خوب که نگاه میکند و سکناتش را برانداز میکند، دلش برایش میرود و میخواهد که بیشتر با او وقت بگذراند و همراهش باشد. کسی را میفرستد تا از او خواستگاری بکند و میگوید که من از آقا عبدالله با تمام جانم مراقبت خواهم کرد.
جوابش که بله میشود، جنگ تمام شده و دیگر زندگی جدیدی را با هم آغاز میکنند و صاحبان فرزندانی هم میشوند. اما زندگی مشترکشان خیلی دوام ندارد و ترکشهای آقا عبدالله خیلی زود کار دستش میدهد و او را راهی دیار دیگری میکند.
✨️ خودشان میگفتند که همسرم سوادی نداشت اما به اندازهٔ خیلی از بزرگان، اخلاق شگفتی داشت و من بیشتر بهخاطر زیبایی درونیاش دوست داشتم با او ازدواج کنم. برای همین تا آخر زمانی که کنارم بود با همهٔ وجودم از او مراقبت کردم و هنوز هم آن زمان از زیباترین سالهای زندگیام است.
👜 آن روز بعد از دیدن آن خانم، که هر سال از اصفهان ساک دستیاش را برمیدارد و تنها به سمت بهشت زهرای تهران راهی میشود تا عبداللهش را ببیند و دردهایش را برایش بگوید و به انتظار پاسخش بنشیند؛ برای همهٔ ما تکاندهنده بود و دوستداشتنی.
و مدام این فکر ذهنم را مشغول میکند که امام گفته بودند:« شما خانوادههای شهدا و معلولین و مجروحین، نشان دادید که هرگز اجازه نمیدهید استعمار بر مقدرات این کشور، سایه افکند.» و این کارهای شماست که همه چیز را نگه داشته و زیبا کرده است.
📜 پ.ن: در جنگ میان ایران و عراق، جانبازان مجرد زیادی به خانه برگشتند که دیگر امکان ازدواج نداشتند و زنان آن زمان با علاقه، خودشان داوطلب میشدند که مراقبت آنها را تا پایان عمرشان به عهده بگیرند. و این هم یک پدیدهٔ زیبایی است از آن سالهای دفاع مقدس.
📆 بهمناسبت روز تکریم #مادران_و_همسران_شهدا، همسر شهید #عبدالله_قزاقی
✍ •|گروه نویسندگی مهوا|•
#گروه_نویسندگی
#مناسبتی
#مهوا
@kanoon_mahva