eitaa logo
مهوا
200 دنبال‌کننده
1هزار عکس
66 ویدیو
9 فایل
•|﷽|• 🌕 مهوا. [ م َهَْ ]: ماه شکفته‌شده، ماه کامل 💌📣 مهوا، قصه‌ی ماه‌‌ِ شهید است و ما روایتگران این قصه‌ایم. «مجموعه‌ی فرهنگی دانشجوییِ مهوا» •|کانون شهدای دانشگاه تهران|• 🔗 صفحات مهوا: https://zil.ink/kanoon_mahva ادمین کانال: @Maahvaadmin
مشاهده در ایتا
دانلود
📸 🪟 امام حجله‌های شهدا، به شهدا پیوست. و چقدر سخت شده برایمان قدم زدن در گلزار شهدا... . 🪦 پ.ن: روز چهارم فروردین ماه ۱۴۰۵، گلزار شهدای تهران. @kanoon_mahva
📸 🪴 به قول یک دوستی، ما مردمی هستیم که وسط جنگ هم گل‌کاری خیابون‌ها و گلزارشهدامون رو فراموش نمی‌کنیم. این مردم باذوق و پرامید رو چجوری می‌شه شکست داد؟ 🪷 اینجا هیچ‌وقت بهار، زمستان نمی‌شود! 🪦 پ.ن: روز چهارم فروردین ماه ۱۴۰۵، گلزار شهدای تهران. @kanoon_mahva
💡 شب‌های عملیات، یکی از دعاهای پایه‌ثابت رزمنده‌ها بود. چون می‌دانستند که توسل، میان‌بُرترین راه برای باز کردن گره‌های کور است. در تاریکی نیمه‌شب می‌نشستند و با تمام وجود، به ریسمان چهارده نور مطلق چنگ می‌زدند. 🇮🇷 حالا در نقطه‌ی اکنونِ ما، وطن در میانه‌ی کارزار دیگری است... این شب‌ها، همه شب عملیات است و ما همه با هم در خاکریز وطن! 📿 می‌خواهیم دوباره آن سنتِ شیرین دعای نیمه‌شب را زنده کنیم. هر شب ساعت ۲۰، دقایقی را از هیاهوی خبرها فاصله می‌گیریم و با «دعای توسل» به آرامش و نصرت الهی پناه می‌بریم. و هر بار این دعا را هدیه می‌کنیم به پیشگاه یکی از شهدا، تا امضای سبزشان پایِ توسل‌هایمان حک شود. 💌 دعای توسل شب را هدیه می‌کنیم به شهید مظلوم «» که مظلومیت خونش، روزی طوفان‌ها به پا خواهد کرد! 🕊 🕰 هر شب ساعت ۲۰، قرائت دعای توسل 🗻 آوای دماوند، مکانی برای آفرینش حماسه‌ای جدید! @kanoon_mahva
مهوا
روایت از حماسه‌نگار جنگ رمضان؛ تنگهٔ اُحدی به وسعت ایران! مسلمین در نبرد تنگهٔ اُحد چه کردند که نباید انجام می‌دادند؟ 🎆 امشب، شب هفدهم جنگ رمضان، شب چهارشنبه‌سوری، شب توهم دشمن و بیداری میلیون‌ها ایرانی در قلب تنگهٔ اُحد ایران؛ عملیات احتمالی امشب دشمن کور است و متوهم. برمی‌گردم به تنگه‌های هشت‌سال جنگ؛ تنگهٔ ابوقریب، تنگهٔ چهارزبر، تنگهٔ چزابه و… . اغلب این تنگه‌ها با هوشیاری ما سرنوشت جنگ را عوض کرد. 📜 در ۲۷ تیرماه ۱۳۶۷، در لحظهٔ اعلام قبول قطعنامه توسط امام، در تنگهٔ ابوقریب در محاصرهٔ دشمن قرار گرفته بودیم و رزمندگان این تنگه را با چنگ و دندان نگه داشتند تا مانع عبور ارتش عراق به شمال خوزستان شوند. تعدادمان به کمتر از صد نفر رسیده بود، اما تنگه را حفظ کردیم. وای که شهدا در آن تنگه چه کردند. خبری از کرمانشاه رسید و رفتیم. وقتی در مرداد ۱۳۶۷ به تنگهٔ چهارزبر رسیده بودم که نفربرهای منافقینی که مقصدشان تهران بود، به این تنگه نزدیک شده و بدون هیچ مانعی از روی جاده در حال پیشروی به سمت کرمانشاه بودند. باید قبول کنیم که غافلگیر شده بودیم، اما ناگهان همه‌چیز عوض شد. 🚙 مردم، باز هم مردم. صف طویلی از مردم از قصرشیرین وارد جاده شده و منافقین با ترافیک باورنکردنی مواجه شدند. این ترافیک مردمی همان فرصتی بود که رزمندگان خودشان را از زمین و هوا به آن‌جا رسانده و سرنوشت عملیات عوض شد و منافقین به سرعت متلاشی شدند. یکی از فرماندهان منافق را به اسارت گرفتم و به او گفتم، وقایع‌نگارم و می‌خواهم بدانم چرا دست به چنین عملیات کوری زدید. کمی به او فرصت دادم تا خودش را پیدا کرد. حالتی آشفته داشت. «ما سه سال برای این عملیات تمرین کرده بودیم تا با هماهنگی صدام وارد تهران شویم. اما، اما با قبول قطعنامهٔ ۵۹۸ توسط رهبر انقلاب، تمام برنامه‌های ما فروریخت. رؤیای مسعود رجوی تبدیل به توهمی شده بود و ارتش میلیشیای خود را وارد نبردی کرد که خودشان می‌دانستند جز شکست چیزی عایدمان نمی‌شود.» کمی تأمل کرد و با تنفر ادامه داد: «لعنت بر ما که وسوسهٔ ایدئولوژی خوش‌آب‌و‌رنگشان شده بودیم. چه می‌خواستیم و چه شد.» او را تحویل رزمندگان دادم و برگشتم خوزستان که جولانگاه عراقی‌ها شده بود. 🇮🇷 اکنون که عازم میدان المپیک تهران هستم تا به موج مردم در بخشی از تنگهٔ اُحد ایران بپیوندم، می‌دانم که در این جنگ ترامپ جای رجوی‌ها و صدام‌ها را گرفته. چرا؟ تجربهٔ اهمیت تنگه‌ها در هشت‌سال جنگ چقدر فرماندهان ما را هوشیار کرده. امروز وقت آن است که به این فرماندهان اعتماد کنیم و در میدان حاضر شویم. تمام رزمندگان هوافضا در کنار لانچرها، خلبانان، پهپادچی‌ها، فرماندهان اتاق جنگ به فرماندهی فرمانده کل قوا، چشم‌انتظار عملیات ویژهٔ امشب هستند. بیایید ما آغازکنندهٔ این عملیات باشیم؛ عملیاتی بدون تیر و تفنگ، با مشت گره‌کرده. حضور مردم در صحنه، سرنوشت چه کشورهایی را رقم زد. ✊🏻 نصرٌ من الله و فتحٌ قریب ✍ 📕 حماسه‌نگار و نویسنده کتاب‌های مهم دفاع مقدس مانند «سفر سرخ» 🔖 پ.ن: با افتخار منتشرکنندهٔ نوشته‌های این نویسندهٔ بزرگ دفاع مقدس هستیم. @kanoon_mahva
-5047605699962134782_162217414167750.mp3
زمان: حجم: 1M
👚 ایپزود سوم: صورتی‌پوش! 👛 صورتی‌پوش اسم رمز است. 🎙 گوینده: زینب واگذاری 💻 تدوینگر: زهرا شاباز ✍ نویسنده: عالیه سادات 📻 •|گروه رادیو مهوا|• @kanoon_mahva
💡 شب‌های عملیات، یکی از دعاهای پایه‌ثابت رزمنده‌ها بود. چون می‌دانستند که توسل، میان‌بُرترین راه برای باز کردن گره‌های کور است. در تاریکی نیمه‌شب می‌نشستند و با تمام وجود، به ریسمان چهارده نور مطلق چنگ می‌زدند. 🇮🇷 حالا در نقطه‌ی اکنونِ ما، وطن در میانه‌ی کارزار دیگری است... این شب‌ها، همه شب عملیات است و ما همه با هم در خاکریز وطن! 📿 می‌خواهیم دوباره آن سنتِ شیرین دعای نیمه‌شب را زنده کنیم. هر شب ساعت ۲۰، دقایقی را از هیاهوی خبرها فاصله می‌گیریم و با «دعای توسل» به آرامش و نصرت الهی پناه می‌بریم. و هر بار این دعا را هدیه می‌کنیم به پیشگاه یکی از شهدا، تا امضای سبزشان پایِ توسل‌هایمان حک شود. 💌 دعای توسل شب را هدیه می‌کنیم به شهید مظلوم « و سادات» که مظلومیت خونشان، روزی طوفان‌ها به پا خواهد کرد! 🕊 🕰 هر شب ساعت ۲۰، قرائت دعای توسل 🗻 آوای دماوند، مکانی برای آفرینش حماسه‌ای جدید! @kanoon_mahva
🇮🇷 نذر کرده بود؛ نذرِ پرچم! 🚘 صندوق ماشین شاسی‌بلندش را بالا زده بود و تند و تند، پرچم‌ها را بر تنِ میله‌های پلاستیکیِ بلند می‌پوشاند. مردم یکی‌یکی می‌آمدند و پرچم می‌گرفتند. – حسین! چند تا پرچمِ دیگه از اون جلو بیار. داشتم تقلّای زنِ جوان را می‌دیدم که چادرش را روی سرش محکم کرده بود و دست‌تنها، پرچم‌ها را راهیِ میدان می‌کرد. با این حرفش تازه متوجهِ موجودِ کوچولویی شدم که در تاریکیِ صندوقِ ماشین، میانِ انبوهِ پرچم‌های بزرگ و کوچک و دسته‌های میله‌پرچم، جست‌وخیز می‌کرد. آنی قل خورد و از روی صندلی، خودش را انداخت جلوی ماشین و بعد به سختی، دسته‌های جدیدِ پرچم را از همان بالای صندلی هل داد این‌طرف. نهایتاً دو ساله بود! سربازانِ این عصر نه محدودیتِ سنی دارند، نه جنسی. همگی مشغولِ کارند. پیشِ خودم گفتم: نذرِ پرچم، چه نذرِ قشنگی! بعضی‌ها چقدر وقت‌شناس‌اند. 🖊 زاهده آگاهی ✍ •|گروه نویسندگی مهوا|• @kanoon_mahva
مهوا
⚔️ خدای جنگ (۱)؛ روایت فیلمی که در زمان درست به نمایش درآمد! 🚀 «خدای جنگ»، سومین فیلم بلند «حسین دارابی» به تهیه‌کنندگی «سعید اسعدی»، در چهل‌وسومین دورهٔ جشنوارهٔ فیلم فجر به نمایش درآمد. این فیلم برداشتی آزاد از ماجرای پرفرازونشیب نخستین روزهای بومی‌شدن صنعت موشکی ایران است؛ صنعتی که در میانهٔ جنگ تحمیلی عراق، با وجود کارشکنی خودی‌ها و دسیسه‌چینی بیگانگان، سرانجام توانست از موانع عبور کند و بالنده شود. 📺 در بحبوحهٔ روزهای تجاوز اسرائیل به خاک ایران و کشتار غیرنظامیان، خبری رنگ‌وبوی زیرنویس‌های قرمز شبکهٔ خبر را تغییر داد. ماجرا از این قرار بود که عوامل فیلم «خدای جنگ» تصمیم گرفتند در اعلام همبستگی با مردم، فیلم‌شان را از قاب تلویزیون پخش کنند؛ به این امید که موجب همدلی و تسلای خاطر هم‌وطنان در گوشه‌وکنار شهرها و روستاهای ایران باشد. بدین‌ترتیب «خدای جنگ»، با وجود آن‌که در جشنوارهٔ فیلم فجر چنان‌که انتظار می‌رفت دیده نشد، اما با این تصمیم تحسین‌برانگیز، در زمانه‌ای که بسیاری از فیلم‌ها برای فروش بیشتر می‌کوشیدند، از گیشه به نفع مردمش گذشت و به فیلمی بدل شد که در زمان درست و در مکانی درست پا به عرصه گذاشت و خوش درخشید. 🎬 فیلم، داستان پرپیچ‌وخم موشک‌های ایرانی را روایت می‌کرد؛ موشک‌هایی که هم‌زمان بیرون از قاب تلویزیون نیز از قاب پنجره‌ها قابل رؤیت بودند و بر سرنوشت مردم ایران اثر می‌گذاشتند. حال خوب است نگاهی به متن فیلم بیندازیم. حسین دارابی، کارگردان «خدای جنگ»، پیش از این دو اثر بلند سینمایی «مصلحت» و «هناس» را در کارنامهٔ خود دارد؛ آثاری با ایدئولوژی مشخص و الهام‌گرفته از داستان‌های واقعی در تاریخ معاصر. عنوان‌بندی آغازین فیلم‌ها نیز اشاره‌ای به حرف اصلی هر اثر دارد و نشانه‌های سینمای دارابی در کنار هم، حکایت از پیوستگی مضمونی و امضای او دارند. 🎥 سومین فیلم بلند دارابی نیز در امتداد آثار پیشین او قابل ارزیابی است. دارابی کارگردانی جوان و خوش‌فکر است که پشت لنز دوربینش حرف‌هایی با مایه‌های اجتماعی و سیاسی برای گفتن دارد. برای مثال، در همین فیلم، قاعدهٔ دفاع و جنگ جمهوری اسلامی ایران ذیل اصل فلسفی «هدف، وسیله را توجیه نمی‌کند» در دیالوگ‌های شخصیت‌های «کریمیان»، «سید» و «ابراهیم» به‌روشنی تصویر شده و مسئلهٔ کشتار غیرنظامیان مورد بحث قرار گرفته است. از قضا یکی از تأثیرگذارترین سکانس‌های فیلم نیز به همین موضوع اختصاص دارد؛ صحنهٔ کشتار غیرنظامیان با دقت فراوان به جزئیات و میزانسن، لحظه‌ای احساسی و پرقوت خلق کرده که نمونهٔ مشابه آن در فیلم‌های ایرانی ژانر دفاع مقدس کمتر دیده شده است. 🔍 «خدای جنگ» آغازی مناسب برای پرداختن به حوادث مهم اما ناگفتهٔ تاریخ معاصر ایران است؛ حوادثی که جای‌شان بر پردهٔ سینما خالی بود. ادامه دارد... 🖊 رها شایسته 📰 •|گروه نشریه مهوا|• @kanoon_mahva
مهوا
⚔️ خدای جنگ (۱)؛ روایت فیلمی که در زمان درست به نمایش درآمد! 🚀 «خدای جنگ»، سومین فیلم بلند «حسین
⚔️ خدای جنگ (۲)؛ روایت فیلمی که در زمان درست به نمایش درآمد! 💡 دربارهٔ نقاط قوت و برجستهٔ فیلم می‌توان گفت: اولاً فیلمنامه‌نویس به‌خوبی از عهدهٔ خلق یک داستان پُرکشش برآمده. داستان برای بیننده چندان قابل پیش‌بینی نیست، حس تعلیق ایجاد می‌کند و دانش عمومی مخاطب را دربارهٔ صنعت موشکی و لیبیایی‌ها بالا می‌برد. همچنین طراحی صحنه، طراحی لباس و برخی ویژگی‌های تکنیکی فیلم درخور توجه و قدردانی‌اند. 👤 از جاذبه‌های دیگر فیلم می‌توان به یک بازی درخشان و حساس اشاره کرد. به نظر می‌رسد پدیدهٔ بازیگری این فیلم، «دانیال نوروش» در نقش کوتاهِ عمیق «مجتبی» است که بازی تأثیرگذاری از خود به نمایش می‌گذارد. مجتبی، نماد جوانان پرشماری در دوران دفاع مقدس است که بر اثر حادثه‌ای متحول شده، توبه کرده و داوطلبانه به جنگ رفته‌اند. گرچه این جوانان، بسیاری از اوقات دست‌کم گرفته می‌شدند؛ اما در عمل از خیلی از مدعی‌های عرصهٔ معنویت و جهاد سبقت گرفته و شهدای زیادی در میانشان دیده می‌شود. 📌 اما «خدای جنگ» چند ضعف اساسی هم دارد؛ یکی اینکه روایت فرعی عاشقانه‌ای که به شیوهٔ فلش‌بک تدوین شده، از نیمهٔ دوم فیلم به بعد، بر روایت اصلی سایه افکنده و آن را تحت‌الشعاع قرار داده. 🔍 دیگر آنکه داستان موشکی شدن ایران با نام شهید گره خورده؛ اما مخاطب در سرتاسر فیلم نام و نشانی از او نمی‌بیند مگر در تقدیم‌نامهٔ تیتراژ! تمام فیلم از زاویه‌دید «ابراهیم شریفی» که احتمالاً هم‌رزم طهرانی‌مقدم است، روایت می‌شود. جایی که شاید مهم‌ترین ضعف فیلم هم در آن خودنمایی می‌کند؛ ابراهیم شریفی با بازی «ساعد سهیلی»، قهرمان اصلی داستان است؛ اما ردای قهرمانی چندان بر تن شریفی ننشسته و گویی نقش به بازیگر نمی‌آید. هرچند سهیلی درمجموع بازی بدی از خود به نمایش نگذاشته؛ اما برای نشان دادن مرد برجستهٔ موشکی ایران به شخصیت کاریزماتیک‌تری مثل «هادی حجازی‌فر» یا «شهاب حسینی» نیاز بود. 🎶 نکتهٔ مغفول‌ماندهٔ دیگر در فیلم آن است که اساساً ماجرای جنگ تحمیلی و مردان برجستهٔ میدان در ایران، بیش و پیش از آن‌که قهرمانانه باشد، پهلوانانه است؛ و این اشکال در گوشه‌گوشهٔ فیلم مانند موسیقی متن هیجان‌انگیز و هالیوودی -که به‌جای ایجاد حس حماسهٔ معنوی و جهاد، تداعی‌گر فیلم‌های ابرقهرمانی غیرایرانی است- یا پرداخت بسیار کمِ شخصیت اصلی به معنویت و توسل، نمود پیدا می‌کند. 🖊 رها شایسته 📰 •|گروه نشریه مهوا|• @kanoon_mahva