هدایت شده از بنیاد فرهنگی شهید پالیزوانی(ره)
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⁉️چطور صبر کنیم؟
در روزهایی که لحظه به لحظه، تردید تا استخوانمان نفوذ میکند؛
برای در یقین ماندن، ریسمانی هست؟
🔻بخشی از هیئت شب هفدهم ماه مبارک رمضان ۱۴۰۴ 🇮🇷
#دکتر_علی_غلامی
#بنیاد_شهید_پالیزوانی(ره)
📲 بله | ایتا | روبیکا | سروش+ | سایت
مهوا
نازیآبادِ مرضیه!
🏥 سال گذشته کارآموزی خودم را در بیمارستان روانی روزبه تهران میگذراندم. آنجا بیماری داشتیم بهنام مرضیه که اسکیزوفرنی داشت و بهدلیل مصرف نکردن داروها و نداشتن خانوادهٔ حمایتگر، هر چند ماه یکبار بستری میشد.
💬 مرضیه حتی نام خودش را بلد نبود؛ فقط چند عبارت ثابت را تکرار میکرد: «من اهل نازیآبادم... خونمون نازیآباده. نازیآبااااد.» بسته به احوالش، جملهها را گاهی با شادمانی و گاهی با پرخاشگری بیان میکرد، امّا من هر بار لبخند میزدم، تأیید میکردم و میگفتم: چه خوب!
ادامه دادن گفتوگو با او فایده نداشت؛ در هر صورت او در جواب هر چیز، تکرار میکرد: «من اهل نازیآبادم... خونمون نازیآباده. نازیآبااااد.»
🏙 برای من که اهل خوزستان بودم، نازیآباد فقط یک اسم بود. حتی نمیدانستم بالاشهر است یا پایین، شرق است یا غرب!؟ مرکز تهران است یا حاشیه؟ هنوز هم نمیدانم.
شاید همان موقعها که مرضیه، مثل ضبط صوتی که نوارش روی تکرار باشد، از ساعت هفت صبح تا یک ظهر تکرار میکرد «من اهل نازیآبادم»، چند باری تلفن همراهم را درآورده بودم و اسم نازیآباد را هم در گوگل جستوجو کرده بودم، امّا مشغله و فشار کاری آدم را کمحافظه میکند.
🚑 امروز (روز بیستوهفتم جنگ) در یک کانال خبری، تصویر پایگاه اورژانس تخریبشدهٔ نازیآباد را دیدم؛ آمبولانسهایی که هدف اصابت دشمن آمریکایی-صهیونیستی قرار گرفته و منفجر شده بودند. حریقی که سر به فلک میکشید.
🏚 کاش اوّلین تصاویری که از نازیآبادِ مرضیه میدیدم، بقایای یک جنایت جنگی نبود!
یاد مرضیه افتادم؛ صدایش در سرم تکرار شد:
«من اهل نازیآبادم... خونمون نازیآباده. نازیآبااااد.»
نگرانش شدم. یعنی حالش خوب هست؟ نکند در یکی از آن آمبولانسها دراز کشیده بوده؟ کاش اصلاً نزدیک خانهٔ او انفجاری رخ ندهد. کاش آنقدر غرق در توهمات شنوایی و دیداریاش باشد که هیچ چیز دردناکی را نبیند، نشنود و درک نکند.
✨️ خانهات آباد، مرضیه؛ خانهات در نازیآباد، آباد!
🖋 به قلم زهرا مجدی
✍ •|گروه نویسندگی مهوا|•
#گروه_نویسندگی
#آوای_دماوند
#ایران_عزیز
#مهوا
@kanoon_mahva
💡 شبهای عملیات، یکی از دعاهای پایهثابت رزمندهها #دعای_توسل بود. چون میدانستند که توسل، میانبُرترین راه برای باز کردن گرههای کور است. در تاریکی نیمهشب مینشستند و با تمام وجود، به ریسمان چهارده نور مطلق چنگ میزدند.
🇮🇷 حالا در نقطهی اکنونِ ما، وطن در میانهی کارزار دیگری است... این شبها، همه شب عملیات است و ما همه با هم در خاکریز وطن!
📿 میخواهیم دوباره آن سنتِ شیرین دعای نیمهشب را زنده کنیم. هر شب ساعت ۲۰، دقایقی را از هیاهوی خبرها فاصله میگیریم و با «دعای توسل» به آرامش و نصرت الهی پناه میبریم. و هر بار این دعا را هدیه میکنیم به پیشگاه یکی از شهدا، تا امضای سبزشان پایِ توسلهایمان حک شود.
💌 دعای توسل شب #بیستوپنجم را هدیه میکنیم به مادر و دختر شهید #طاهره_محمدی_نصرآبادی و #عطیه_اصلاحی که برای کمک به مردم از خانه خارج شدند و دیگر برنگشتند. 🕊
🕰 هر شب ساعت ۲۰، قرائت دعای توسل
🗻 آوای دماوند، مکانی برای آفرینش حماسهای جدید!
#آوای_دماوند
#توسل_جمعی
#مهوا
@kanoon_mahva
مهوا
🏡 روایت #هفتم از حماسهنگار جنگ رمضان؛
خانههای مردم، سرای امن فرماندهان
🛳 امواج وعدهٔ صادق، خاورمیانه را به قبرستانی از فناوری نظامی قرن ۲۱ غرب تبدیل کرده. اکنون که دو ناو از ژاپن و کره عازم منطقه هستند، ۵ هزار نفر سرنشین این دو ناو به چه فکر میکنند؟ لابد از سرنوشت شوم ناو جرالدفورد و لینکلن مطلع هستند. واقعاً چه فضای درامی؛ مرگ. مرگ زودهنگام در جنگی که هیچ ربطی به آنها ندارد؛ چیزی شبیه مردههای متحرک. وقتی بر فراز شمال سرزمین اشغالی، محل اصلی تجمع امکانات نظامی، قرار میگیرم که بیوقفه موشک میبارد، این فضا بیشتر شبیه افسانه است؛ عجب مردابی.
❓️ یک سؤال: در بیستوچهارمین روز جنگ، چند، چندیم؟
وقتی پس از مشاهدهٔ انفجار هر موج، برمیگردم به شهر، با شنیدن ترور فرماندهان نازنینی چون سردار نائینی، که هر شب پیامآور پیروزی ما بود، احساس میکنم ترامپ زخمخورده نیاز به زمان دارد تا با برنامهٔ جدید ادامه دهد. تا کجا؟ تا جایی که به یک پیروزی حتی سطحی برسد و بعد، ........
🔍 چه باید کرد؟
۱- سردار موسوی، فرماندهٔ سرفراز هوافضا، حاج مجید نقطهزن، رهبر موشکهای غیرقابل پیشبینی دشمن، افتخارات شما در این روزها مرا به سوم خرداد ۱۳۶۱ برده؛ جایی که امام فرمود: «خرمشهر را خدا آزاد کرد.» آیا این کد رهگیری موشکها به واسطهٔ دعای مردم حاضر در میدان از جانب خدا نیست؟ فریاد مقدس شما و یارانت این پیام را در جهان طنین انداخته: «موشکها را خدا هدایت میکند.» ما که میدانیم برادران لانچری هنگام شلیک، چشمبسته، لببهذکر و دست به دعا شلیک میکنند.
۲- این حملات متوالی و بیوقفه، نیازمند یک مکمل است که باید بهصورت اضطراری در فضایی کاملاً امنیتی در دستور کار قرار گیرد. اعتنایی هم به تهدیدهای ترامپ، مثل زدن نیروگاهها و ... نکنید؛ که نکنید. ترور، ترور غیرقابل جبران فرماندهان. پیام مردم این است: «اهمیت حفظ جان دستاندرکار جنگ رمضان، کمتر از حفظ تنگهٔ هرمز نیست. به همان دلیل که تا دیروز لازم بود قاطی مردم شوید، امروز نبایستی آفتابی شوید. خانهٔ امن لازم دارید؟ تمام خانههای مردم سرای شماست. همه جا باشید، اما هنگام رهگیری رادار دشمن غیبتان بزند. اگر این ترورها کمرنگ شود، همچنان اهمیت تنگهٔ هرمز، این پاشنهٔ آشیل دشمن، مرکز ثقل جنگ باقی خواهد ماند.»
دیر وقت است. باید آماده شوم. میخواهم همسفر موج ۷۶ شوم. تماشای تحقیر استکبار در حیفا، دیمونا و تلآویو چه لذتی دارد! کاش مردم ایران پس از ۴۷ سال مقاومت، از آسمان اسرائیل شاهد این حقارت صهیونیستها باشند.
عجب هیبتی دارد این جنگ روانی.
✍ #نصرتالله_محمودزاده
📕 حماسهنگار و نویسنده کتابهای مهم دفاع مقدس مانند «سفر سرخ»
🔖 پ.ن: با افتخار منتشرکنندهٔ نوشتههای این نویسندهٔ بزرگ دفاع مقدس هستیم.
#آوای_دماوند
#ایران
#مهوا
@kanoon_mahva
مهوا
📰 روزنامهٔ «وقایع اتفاقیه» به همت #امیرکبیر، بنیان گذاشته شد. جریدهای که نبض وقایع روزگار را میگرفت و اخبار اتفاقات روز را به خانهٔ بیخبران میرساند و آنها را در حافظهٔ تاریخ ثبت میکرد.
🗞 اکنون، ما با الهام از همان میراث دیرینه، تصمیم گرفتهایم تا ادامهدهندهٔ مسیر امیرکبیر شهید باشیم و در همان قالب، روایت این روزها را بازگو کنیم.
🖍 امروز، که جنگ و تجاوز بیگانه دوباره بر این خاک سایه گسترده، ما با قلمی که رنگِ سرخ به خود گرفته است، ایستادگی و شکوه وقایع ایران و مردمانش را بر صفحه مینگاریم.
🔔 نخستین شماره از «وقایع اتفاقیه» را به یاد و نامِ شهیدِ دانشآموز #مهیار_زنگانه تقدیم میکنیم؛ نوجوانی که داستان این شماره بر پایهٔ پرواز مظلومانهٔ او شکل گرفته است:
✍ •|گروه نویسندگی مهوا|•
#گروه_نویسندگی
#وقایع_اتفاقیه
#مهوا
@kanoon_mahva
مهوا
📰 روزنامهٔ «وقایع اتفاقیه» به همت #امیرکبیر، بنیان گذاشته شد. جریدهای که نبض وقایع روزگار را میگرف
📰 جریدهٔ شمارهٔ یک: مثل ماهی!
این دانشآموز شهید، در مدرسه، در حال بازی بود!
🎒 به سرعت از دفتر معلمها خارج میشوم. خانم صادقی و خانم حسینی در حال هدایت بچهها به داخل راهرو مدرسه هستند. میلهٔ کنار در را آزاد میکنم و لنگهٔ دیگر در را باز میکنم تا بچهها راحتتر به داخل بیایند. علی اما هراسان است. بریدهبریده، طوری که انگار کیلومترها دویده باشد، میگوید: «آقا... آقا... جامونده، جامونده همونجا...»
🎥 فیلم دوربینهای مداربستهٔ مدرسهٔ پسرانهٔ امام رضا علیهالسلام قزوین و شهادت مهیار عزیز را میتوانید از اینجا ببینید. این داستان کوتاه به قلم «اسما مغیثینیا» و الهامگرفته از آن فیلم است.
🔗 نسخهٔ باکیفیت برای چاپ
✍ •|گروه نویسندگی مهوا|•
#شهید_مهیار_زنگانه
#گروه_نویسندگی
#وقایع_اتفاقیه
#مهوا
@kanoon_mahva
🎙️ سرود جمهوری اسلامی ایران
🇮🇷 به احترام روز جمهوری اسلامی ایران
🎙 امام خمینی(ره):« اگر خدای نخواسته جمهوری اسلامی، این دسترنج تودههای عظیم رنج کشیده و ستمدیده، شکست بخورد، هرگز گمان نکنند که به جای آن یک رژیم متعهدتر و غمخوارتر و ملیتر و اسلامیتر روی کار میآید؛ و به یقین بدانند که یک رژیم صددرصد غربی آمریکایی یا شرقی کمونیستی به دست یکی از دو ابرقدرت، جایگزین آن میگردد، اگر چه با صورت ملی و اسلامی.»
🌅 روز انتخاب نام «جمهوری اسلامی» کنار نام ایران عزیزمان، تا ابد مبارک و گوارای وجود دوستداران ایران.
#مناسبتی
#مهوا
@kanoon_mahva