مهوا
🌃 امشب را مهمان امام رضا (ع) باشید!
🤝🏻 دست فاطمه را گرفته بودم. با دستهای گرمش گاهی انگشتانم را فشار میداد و سعی میکرد سرعتش را با قدمهای من یکی کند. کوثر کمی جلوتر از ما بود و کفشهایش را انگار روی زمین به زور سُر میداد. علی و امیرحسین جلوتر از ما بودند.
🚪 از در بابالجواد سلام دادیم و وارد شدیم. به شوخی گفتم: هر سری که اومدیم مشهد آقا مهمونمون کردن. الان چند روزه اینجاییم. چرا خبری از امام رضا نیست...
🧾 چند قدم آن طرفتر، دیدم خادمی جلوی چند نفر رو گرفت و با خوشوبشی کوتاه چند برگه بهشون داد. انگار که فرصت پیدا کرده باشم، گفتم: نگاه کنید! خادم ژتون غذای حضرتی میده. خودم را رساندم به خادم و ازش خواستم که به ما هم ژتون بدهد. خوشحال بودم... انگار که ژتون حضرتی شکار کرده باشم! با خندههای علی خجالت کشیدم و خندیدم. ژتونها را گرفتم بالا و گفتم: امام رضا این جوری نشدها... این دفعه به زور گرفتم!
✨️ صحن گوهرشاد خیلی شلوغ بود. علی داشت نماز میخوند و کوثر با آبوتاب از قسمتی از حرم که کشف کرده بود، تعریف میکرد. انگار کلماتش با ذوق رنگ میشد و چشمانش برق میزد: از پلهبرقی که پایین میری، پر از آینه، برقبرقی، بعضی وقتها مثل رنگینکمان، یه عالم رنگ بین آینهها پیداست. نور سبز هم اون وسط آینههاست. نمیدونی چه بوی خوبی میده. مامان مثل بهشته، بیا ببرمت ببین.
🥘 حواسم رفت به خادمی که کنار علی نشست. حالواحوال کردند و دست هم را فشار دادند. داشتند با هم حرف میزدند، کوثر دستم را میکشید تا بهشت را نشانم بدهد؛ ولی نگاهم به علی و خادم بود. دیدم چیزی در مشت علی گذاشت و گره کرد. علی اشاره به جیبش کرد و خندیدند و رفت.
💧 علی نگاهش به من افتاد و گفت بیا امام رضا دعوتت کرد. خادم کنار علی نشسته و ازش خواسته بود امشب را مهمان امام رضا باشید. نگاهی به گنبد کردم، نگاهی به خودم، اشکم بند نمیآمد.. شرمنده از حرفی که زده بودم! قربونت بشم امام رضا. ببخشید، ببخشید... .
✍️🏼 به قلم خدیجه قرهآقاجی
✍ •| گروه نویسندگی مهوا |•
#مناسبتی
#شهادت_امام_رضا
#مهوا
@kanoon_mahva
📰 این قانون به طرز وقیحانهای یک قانون غیردموکراتیک است، چون همراه است با رد کامل حق بازگشت فلسطینیها (یعنی حقی که از جهت بینالمللی در قطعنامهٔ ۱۹۴ مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۸ به رسمیت شناخته شده).
❗️این عدم پذیرش، به این معناست که به شهروندان فلسطینیِ اسرائیل اجازه نمیدهد که با اقوام نزدیک خود یا آنهایی که در سال ۱۹۴۸ اخراج شدند، [دوباره] کنار هم در یکجا جمع شوند. انکار حق مردم برای بازگشت به وطنشان و در همان زمان ارائه دادن این حق به دیگرانی که هیچ ارتباطی هم با این سرزمین ندارند، گونهای از رفتار غیردموکراتیک است.
📚 ده غلط مشهور دربارهٔ اسرائیل |
#ایلان_پاپه | ایلان پایه: این کتاب را یک یهودی اسرائیلی نوشته که همانقدر که برای به جامعهٔ فلسطینیها اهمیت میدهد، برای جامعهٔ خودش هم اهمیت قائل است.
🇵🇸 •|گروه فلسطین، دوازدهمین کوفیه |•
#گروه_فلسطین
#تاریخ_صهیونیسم
#فلسطین
#کوفیه
#مهوا
@kanoon_mahva
🕯 خدایا، راضی نباش...
🕊 خدایا، اگر بنابر این است که خرمشهر در دست دشمن باشد مرگ حاج احمد را برسان!
✍ شهید #حاج_احمد_متوسلیان
💌 •| گروه گنجینه مکتوب، هشتمین نیایش|•
#آوای_دماوند
#معبود_شهدا
#نیایش
#سحر
#مهوا
@kanoon_mahva
مهوا
💌 نامههایی برای شهادت
🎙 آنهایی که برای حضور در عملیات شهادتطلبانه، نامه درخواست میدهند بسیار اصرار و پافشاری میکنند. به طور مثال این نامه را بخوانیم.
📜 این گونه شروع میکند:
سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما باد.
و اما بعد...
این نامه التماس تمنا و طلب توجه است.
آقایم سید حسن نصرالله!
❤️🔥 شوق و عطش آرزومندی در دیدار حبیب و معشوق، قلبم را به آتش میکشد و تحمل اسارت در این زندگی را ندارم یاران کاروان همگی بار سفر بستهاند... بسیار اشتیاق دیدار دوستانم و بهترینها را دارم و بسیار مشتاق به انس و گداخته شدن در نهر عشق هستم. شوق به حبیبم دارم.
⚖ رحمت بسیار بر تو ای ابوهادی، به شما التماس میکنم و پایتان را میبوسم، به شما روی آوردهام و هزار بار التماس میکنم که مرا در کمترین فرصت و نزدیکترین زمان، از عملیات ملاقات با حبیب، یعنی عملیات شهادتطلبانه محروم نکنید و در آن، میزان عشق و علاقهی بسیار مرا به خداوند بسنجید.
💧 ای خدا! یک قطره از عشق تو مرا سیراب میکند، پس سیرابم کن. سیرابم کن و خونی را که از بدنم میدهم به سان قطرهای عشق قرار بده. چراکه در قطرهقطرهی عشق تو بود که من شکل گرفتم.
⚡️ رحمت بسیار بر تو ای اباهادی! با قلبی مفتون و شیدای عشق به شما میگویم که طاقت و تحمل انتظار برایم نمانده و در گرو یک اشارهی شما هستم برای عملیات شهادتطلبانه که هم چون برق صاعقهای باشد بر سر یهودیان و آذرخشی برای قلبم در عالم ملکوت.
من در انتظار این هستم که از آتش محفوظ بمانم، چراکه از مرگ در بستر، ترس دارم. خوف این دارم که مرگ به سویم بیاید. به کشته شدن عشق میورزم، عاشق شهادتم و دوست دارم خاکستری پخش شده در برابرت باشم. ای حبیبم از کشته شدن در برابرت لذت میبرم ای پروردگارم!
مرا فراموش نکنید. مرا ترک نکنید. خواهش دارم به حق صاحب العصر و الزمان (روحی فداء) مرا از مدال شهادت محروم نکنید. برای من بسیار سخت است آنچه را برایتان فاش گفتم، به غیر از شما بگویم.
🗞 وقتی برای عملیات شهادتطلبانه از شما خداحافظی میکنم، دستتان را خواهم بوسید. از شما خواهش میکنم. از شما خواهش میکنم. از شما خواهش میکنم... و تمام نامه التماس و خواهش است.
اینها نمونهای بود از نامههای یک شهادتطلب. من به نامههای کسانی که درخواست شرکت در عملیات شهادتطلبانه را دارند، پاسخ میدهم.
▫️ عملیات شهادتطلبانه با عظمت و برکت و جایگاه ویژهای که دارد، تأثیر معنوی بزرگی دارد در سطح مردم، تأثیر ایمانی و اعتقادی و روحیهای دارد و در دل دشمن خوف و وحشت بزرگی میافکند.
📚 •| گروه کتاب، برش کتاب |•
✍ برگرفته از کتاب #سید_عزیز، خاطرات خودگفتهی شهید سید #حسن_نصرالله به قلم حمید #داوودآبادی
#لبنان
#فلسطین
#گروه_کتاب
#مهوا
@kanoon_mahva
🕊 «باید نواقصم برطرف شود!»
🎙 سیدحمید مدام میگفت:« دارد سی سال خدمتم تمام میشود. خدا کند دچار تصادف و بیماری و... نشوم. دعا کن خدا مشکلم را برطرف کند و من را در زمرهٔ شهدا قرار دهد.
🕋 از مکه که آمده بود شام که داشت آماده میشد به مادرم گفت:« مادر تو رو خدا دعا کن! تو پاکی و مادری. به آن حرمتی که برای من قائل هستی و من را دوست داری دعا کن گیر کارم برطرف شود و شهید شوم!»
⏰ هر جایی توانسته بود توصیه کرده بود. به هر شکلی متوسل میشد که شهادت قسمتش بشود. به خودش نگاه میکرد و میگفت من گیر دارم. در نیمههای شب خیلی زود برای نماز شب بیدار میشد. با اینکه ساعت را برایش کوک میکردم، اما یکی دو ساعت قبل از آن بیدار میشد. به ایشان میگفتم:« چه خبر است بخواب که فردا میخواهی سرکار بروی.» میگفت:« باید نواقصم برطرف شود. شبها زمان مناسبی است برای این مسائل و مناجات با خدای خود. خدا گدا میخواهد. باید گدایی در خانه خدا را یاد بگیرم.»
📆 پنجم شهریور، سالروز تولد شهید مدافع حرم سید حمید #طباطبایی_مهر
💌•|گروه گنجینه مکتوب، زندگینامهٔ شهدا|•
#گنجینه_مکتوب
#زندگینامه
#مهوا
@kanoon_mahva
مهوا
🛎 فراخوان دعوت به همکاری در بخش نویسندگی مهوا 🎙 #شهید_آوینی:« هنرمند موحد باید جهان را به مثابهٔ نش
📷 #گزارش_تصویری برگزاری ششمین جلسهٔ کلاس آموزشی روایتنویسی و روایت مستند (زندگینامهٔ شهدا)
🔖 نکتهٔ اول در انتخاب شخصیت، هدف ماست. هدف ما که ذیل دستهبندیهای مختلف ایدئولوژیک، مذهبی، علمی، ناسیونالیستی و... میتواند قرار بگیرد، یکی از دلیل انتخاب یک شخصیت است. نکتهی دومی که در انتخاب ما اثرگذار است، دسترسی به اطلاعات است. میزان دسترسی ما به اطلاعات میتواند دلیل انتخاب باشد؛ چون ما با اطلاعات اولیهای مثل تاریخ تولد یا... که نمیتوانیم زندگینامه بنویسیم.
🕙🔔 امروز ۶ شهریور ۱۴۰۴، بهصورت حضوری و مجازی
✍ •|گروه نویسندگی مهوا|•
#گروه_نویسندگی
#مهوا
@kanoon_mahva
💡نکات نورانی از رهروان نور:
😊 سعی کنید تحمل عقیدهٔ مخالف را داشته باشید مانند شهید مظلوم آیتالله دکتر سیّد محمد حسینی بهشتی.
🕯 از اختلافات داخلی به خاطر رضای خدا و خون شهدای انقلاب اسلامی بپرهیزید.
🫂 سعی را بر جذب نیروهای جوان بگذارید، نه دفع آنان.
👀 اگر کسی مسئول شد موظف است که بر کار زیردستان خود تا حدّ امکان و توان نظارت نماید وگرنه باید از آن مسئولیت کنار رود.
🗣 از تهمت زدن بدون علم و آگاهی به دیگران شدیداً پرهیز کنیم.
📆 پنج نکتهٔ مهم از وصیتنامهٔ شهید #ناصر_کاظمی به مناسبت سالروز شهادت ایشان.
💌 •|گروه گنجینهٔ مکتوب، وصیتنامه|•
#گنجینه_مکتوب
#وصیت_نامه
#مهوا
@kanoon_mahva
✡️ «رویای قدیمی بازگشت»
📇 ما معمولا میگوییم که تولد صهیونیسم سیاسی در سال ۱۸۹۶، همزمان با انتشار کتابچهٔ دولت یهود توسط «هرتسل» اتفاق افتاد.
📓 #هرتسل کتابچهای را منتشر کرد که در آن توضیح داده چرا نیاز به چنین جنبشی هست و چرا یهودیان باید از اروپا مهاجرت کنند و کشوری مستقل تشکیل دهند، و چگونگی حکومت، ارتش، کشاورزی و صنعتش را در این کتاب توضیح داده است.
❓اما آیا تمام سخنان هرتسل جدید بود و به یکباره به ذهن او رسید؟ خیر، در واقعیت این ایده که تنها راه نجات یهود، بازگشت به فلسطین است و باید کشور مستقل داشته باشند قبلاً توسط افراد دیگری که ما در فارسی اصطلاحاً به آنها «پیش قراولان» میگوییم مطرح شده بود.
❗️ غالباً بخشی از این افراد اصلاً یهودی نبودند! و بدون حمایت آنها صهیونیسم به جایی نمیرسید، بدون حمایت بریتانیا امکان نداشت اسرائیل متولد شود.
🔍 برشی از جلسهٔ اول نشست تاریخ صهیونیسم | دکتر کدخدایی | هیئت علمی دانشگاه تهران
🇵🇸 •|گروه فلسطین|•
#تاریخ_صهیونیسم
#گروه_فلسطین
#فلسطین
#مهوا
@kanoon_mahva
مهوا
✡️ «رویای قدیمی بازگشت» 📇 ما معمولا میگوییم که تولد صهیونیسم سیاسی در سال ۱۸۹۶، همزمان با انتشار ک
📆 در مرداد ماه ۱۴۰۴ نشستی سه جلسهای با دکتر الهام کدخدایی (عضو هیئت علمی دانشکدهٔ مطالعات جهان دانشگاه تهران) با موضوع تاریخ صهیونیسم برگزار کردیم که با توجه به اهمیت موضوع در شرایط کنونی، علاقهمندان زیادی درخواست انتشار مطالب این نشستها را داشتند.
🛎 از امروز و در جمعهها منتظر انتشار این مطالب از کانالهای مهوا باشید.
با ما همراه باشید...
🗻 آوای دماوند، مکانی برای آفرینش حماسهای جدید!
🇵🇸 •|گروه فلسطین|•
#نشست_تخصصی
#تاریخ_صهیونیسم
#گروه_فلسطین
#آوای_دماوند
#مهوا
@kanoon_mahva
🕊 «دنیا ما را از خدا دور کرده!»
💰❌ مخالف تجملگرایی بود، وقتی کمد لباسهایش را باز میکردیم یک لباس گران قیمت و اصطلاحاً مارکدار نمیدیدیم زیرا ایشان اکثرا البسهٔ خود را از دستفروشان میخرید، حتی وقتی ما برای مناسبتی، یک لباس شیک و گران قیمت برایش میخریدیم ناراحت میشد.
👀🚘 زندگی را ساده میپسندید و میگفت نمیشود من سوار فلان ماشین بشوم جلوی همسایهها و کسی نداشته باشد و به من نگاه کند. من باید در سطح بقیه که در کنارشان هستم باشم. زنگ میزد شهرستان و پیگیر میشد که چه کسی گرفتاری دارد تا حل کند یکی از اقوام که شوهرش ازکارافتاده بود، ماهیانه مبلغی به حسابش واریز میکرد. مصطفی مدام دنبال حل کردن مشکلات دیگران بود.
🎁 همرزمهای مصطفی هم بعد از شهادتش تعریف کردند که او وجوهی که برای خوردوخوراک و مخارج روزانه در سوریه به او میدادند را جمع میکرد و شهدای هفته را شناسایی میکرد و به منازل شهدای سوری میرفت و برای فرزندانشان اسباببازی و ارزاق میخرید.
👤 #شهید_مصطفی_رشیدپور در بهمنماه سال۱۳۹۴ در عملیات آزادسازیِ دو شهر شیعهنشین «نبل» و «الزهرا» در سوریه مجروح شد و پس از تحمل درد و رنجِ مجروحیت، سرانجام در روز یکشنبه هفتم شهریورماه سال ۱۳۹۶ به درجهی رفیع شهادت نائل شد.
💌•|گروه گنجینه مکتوب، زندگینامهٔ شهدا|•
#گنجینه_مکتوب
#زندگینامه
#مهوا
@kanoon_mahva