eitaa logo
مهوا
174 دنبال‌کننده
765 عکس
55 ویدیو
4 فایل
•|﷽|• 🌕 مهوا. [ م َهَْ ]: ماه شکفته‌شده، ماه کامل 💌📣 مهوا، قصه‌ی ماه‌‌ِ شهید است و ما روایتگران این قصه‌ایم. «مجموعه‌ی فرهنگی دانشجوییِ مهوا» •|کانون شهدای دانشگاه تهران|• 🔗 صفحات مهوا: https://zil.ink/kanoon_mahva ادمین کانال: @Maahvaadmin
مشاهده در ایتا
دانلود
🕊 «چو تويی قضای گردان به دعای مستمندان كه ز جان ما بگردان ره آفت قضا را» 🎙 «حاج حسین خرازی» بی‌قرار بود اما به روی خودش نمی‌آورد. خیلی‌ها داشتند باور می‌کردند این‌جا آخرش است، یک وضعی شده بود عجیب، در این گیرودار حاجی آمد بیسیم‌چی را صدا زد. حاجی گفت هر جور شده با بیسیم «محمدرضا تورجی‌زاده» را پیدا کن. شهید تورجی‌زاده، فرماندهٔ گردان «یا زهرا سلام‌الله‌علیها» و مداح با اخلاص و از بچه‌های دلاور و شجاع لشکر بود. 📞 خلاصه تورجی‌زاده را پیدا کردند، حاجی بیسیم را گرفت با حالت بغض و گریه از پشت بیسیم گفت:« تورجی‌زاده چند خط روضهٔ حضرت زهرا برایم بخوان.» تورجی‌زاده فقط چند بیت زمزمه کرد که دیدم حاجی از هوش رفت. ✊ خدا می‌داند نفهمیدیم چی شد. وقتی به خودمان آمدیم دیدیم بچه‌ها دارند تکبیر می‌گویند، خط را گرفته بودند، عراقی‌ها را تارومار کرده بودند، با توسل به حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) گره کار باز شده بود. ❓ می‌دانید شعری که تورجی‌زاده برای حاج حسین خواند چی بود؟ و چه جوهر معرفتی در وجود حاجی بود که با شنیدن آن از هوش رفت و همین توسل به بچه‌ها نیرو داد؟ 🔖 آن شعر این بود که شاید هزار بار شنیدیم اما بی‌تفاوت از کنارش رد شدیم: «در بین آن دیوار و در زهرا صدا می‌زد پدر دنبال حیدر می‌دوید از پهلویش خون می‌چکید زهرای من، زهرای من زهرای من، زهرای من» 🖊 سید امیرحسین رضوی ✍🏻 •|گروه نویسندگی مهوا|• @kanoon_mahva
شهید محمدرضا تورجی زادهShahidToorajiZadeh_HazrateZahra.mp3
زمان: حجم: 2.8M
🕊 «در بین آن دیوار و در زهرا صدا می‌زد پدر دنبال حیدر می‌دوید از پهلویش خون می‌چکید زهرای من، زهرای من زهرای من، زهرای من» 🎙 روضه‌خوانی شهید 💌 به درخواست شهید 📻 •|گروه رادیو مهوا|• @kanoon_mahva
❇️ ویژه برنامه ۱۳ آبان روبروی لانه جاسوسی سابق 🔸 حرکت دسته جمعی و راهپیمایی دانشجویان و دانشگاهیان دانشگاه تهران 🔹 فردا ۱۳ آبان، ساعت ۹ صبح 📌 مکان شروع حرکت: از کنار مقبره شهدای گمنام دانشگاه تهران ❇️ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران @nahadut
🖍 خونِ سرخِ فردا 🎒 در سیزدهم آبان، کوچه‌های پاییز، دلتنگ دانش‌آموزانی هستند که اگر بودند، حالا کوله‌هایشان پر از کتاب و دفتر بود. خرداد ۱۴۰۴ وقتی که بمب‌ها در وسط شهر مهمان ناخوانده شدند، کتاب و دفترهای پاره و روپوش‌های مدرسه صاحبانشان را گم کردند. و امروز، جای تمام دانش‌آموزان شهید این جنگ ۱۲ روزه خالی است؛ آن‌هایی که «تعطیلی ظلم» را روی دیوار تاریخ نوشتند، اما روحشان بر لوح قلب میلیون‌ها حک شد. حالا که زنگ تفریح ۱۳ آبان می‌خورد، انگار صدای پای آن‌هاست که در حیاط می‌پیچد و وقتی معلم حضور و غیاب می‌کنند، نامشان هنوز در لیست‌ها و جایشان روی همان صندلی‌های قدیمی باقی است! 🧑🏻‍🏫 «و معلم آرام، اسم‌ها را می‌خواند ‌ اصغر پورحسین... پاسخ آمد حاضر قاسم هاشمیان... پاسخ آمد حاضر اکبر لیلازاد... پاسخش را کسی از جمع نداد بار دیگر هم خواند: اکبر لیلازاد... پاسخش را کسی از جمع نداد همه حاضر بودیم، جای او اینجا بود، اینک اما تنها، یک سبد لاله‌ی سرخ، در کنار ما بود ‌ لحظه‌ای بعد معلم سبد گل را دید، شانه‌هایش لرزید همه ساکت بودیم ناگهان در دل خود زمزمه‌ای حس کردیم غنچه‌ای در دل ما می‌جوشید گل فریاد شکفت همه پاسخ دادیم: حاضر، ما همه اکبر لیلازادیم!» 🖊 ✨️ برای همه شهدای دانش‌آموزی که کوله‌پشتی‌شان از شجاعت پر بود! روز دانش‌آموز گرامی. ✒️ ✍🏻 •|گروه نویسندگی مهوا|• @kanoon_mahva
مهوا
🎙 #علیرضا_پناهیان: 🫂 یک غریزه‌ یا احساس در وجود انسان هست به نام «دیگردوستی، ازخودگذشتگی و مهربانی‌
🎙 استاد : 🤍 توقع از راه و توقع از همراهان به جدایی از هدف و چشم‌پوشی از ارزش‌ها می‌انجامد. توقع زیاد تحمل را کم می‌نماید. امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند:« بهترین راحتی و آسودگی، بی‌توقعی از مردم است.» 🌑🌒🌓🌔🌕 🕊 «برترین فضیلت‌ها» 🕯 علی هرگز از کسی توقع نداشت. با این‌که درد زیادی رو تحمل کرده بود، هیچ وقت ناله نمی‌کرد و از خودش چیزی نمی‌گفت. حتی با دوستان نزدیکش هم حرفی از مشکلات نمی‌زد. برخی اوقات که درد داشت بی‌صدا گریه می‌کرد و نمی‌گذاشت جز در روضهٔ اهل بیت کسی اشک او را ببیند. این شخصیت استوار او بود. حال‌وروزش بعد از جراحت شبیه عباس در «آژانس شیشه‌ای» بود که از هیچ کسی طلبکار نبود و شکوه و گلایه‌ای نداشت. افضل‌الفضائل علی این بود که از هیچ کسی توقعی نداشت. هرگز از سختی‌هایی که کشیده بود چیزی نمی‌گفت و کارش را در قبال تلاش مجاهدان جنگ و انقلاب، کم ارزش می‌دانست. 📚 برگرفته از کتاب «تنها برای لبخند»| شرحی از حیات جهادی و عروج عارفانهٔ مربی مجاهد شهید «علی خلیلی»| به‌ قلم 💌 •|گروه گنجینهٔ مهوا، زندگی‌نامهٔ شهدا|• @kanoon_mahva
مهوا
🎙 شهید : 📖 قرآن کریم می‌فرمایند: «لا اُقسِمُ بِالنَفسِ الَّوامَة؛ خدا در انسان نفس لوامه آفریده است؛ انسان خودش واعظ خودش می‌شود.» امیرالمومنین می‌فرماید: «مَن لَم یَجعَلِ اللهُ لهُ واعظاً من نفسِهِ لَم یَنفَعهُ مَوعِظةُ غَيرهِ؛ هر کسی که خداوند در درونش برای او واعظی از خودش برای خودش قرار ندهد موعظهٔ دیگران در او اثر نمی‌کند.» یعنی شما اول باید در درون خودت واعظی ایجاد کنی، وجدان خودت را زنده کنی، آن وقت از موعظهٔ واعظ بیرونی هم استفاده می‌کنی. 🌑🌒🌓🌔🌕 «حبس نفس» 🕰 با علی قرار گذاشتم. سر ساعت خودش را رساند. جا داشت با او راجع به مسائل مختلف زندگی صحبت کنم. از درس و بحث پرسیدم. گفت:« الحمدالله دارم می‌خونم. ان‌شاءالله زودتر تمومش کنم و به‌دردبخور بشم برای امام زمان (عج).» گفتم:« چرا انتقالی نمی‌گیری بیای حوزهٔ امام محمد باقر (علیه‌السلام)؟ اون‌جا هم خودم درس می‌گم و می‌تونم کمکت کنم هم بچه‌های دیگه هم هستن.» 🫂 گفت:« حاجی من خودم رو می‌شناسم توی این مسائل ضعیفم. اگه بیام اون‌جا، ممکنه به خاطر بودن رفقا، نتونم اون‌جوری که باید درس بخونم. گفتن علم توی غربت به دست میاد. می‌ترسم جایی که رفقا باشن بیشتر وقتمون به گعده و بگوبخند بگذره. برای همین رفتم حوزهٔ امام خمینی (ره). این‌جوری می‌تونم خودم رو گیر بندازم و به قولی حبس نفس کنم و اجازهٔ تلف کردن وقت رو به خودم ندم. 📚 برگرفته از کتاب «تنها برای لبخند»| شرحی از حیات جهادی و عروج عارفانهٔ مربی مجاهد شهید «علی خلیلی»| به‌ قلم 💌 •|گروه گنجینهٔ مکتوب مهوا، زندگی‌نامهٔ شهدا|• @kanoon_mahva
مهوا
مهوا
📰 در این شرایط، دو جریان اصلی قدرت در غرب از هم فاصله گرفتند: لیبرال‌های حاکم در اروپا و آمریکا از یک‌سو و جریان راست افراطی از سوی دیگر. لیبرال‌ها که همیشه سعی داشتند چهره‌ای قانون‌گرا و اخلاقی از خود نشان دهند، زیر فشار افکار عمومی، اعتراضات گسترده و تصاویر دردناک از غزه مجبور شدند از عملکرد اسرائیل انتقاد کنند. کشورهایی مانند «اسپانیا»، «ایرلند» و «نروژ» و حتی اتحادیهٔ اروپا خواستار توقف کشتار و ارسال کمک‌های انسانی شدند تا نشان دهند از سیاست‌های افراطی نتانیاهو فاصله دارند. 🚩 البته این مواضع بیشتر از روی دلسوزی برای مردم نبود، بلکه تلاشی بود برای حفظ اعتبار بین‌المللی غرب و جلوگیری از فروپاشی چهرهٔ اخلاقی آن. دولت‌های غربی فهمیدند که حمایت بی‌چون‌وچرا از اسرائیل می‌تواند هزینه‌های سیاسی و اجتماعی سنگینی برایشان داشته باشد، بنابراین سعی کردند بین منافع خود و خشم افکار عمومی تعادل برقرار کنند. 🏳 در مقابل، جریان محافظه‌کار و راستِ افراطی، مخصوصاً در آمریکا، بدون هیچ تردیدی از اسرائیل حمایت کامل کردند. این جریان که به نظم بین‌المللی و حقوق بشر اعتقادی ندارد، جنگ غزه را فرصتی برای رسیدن به اهداف سیاسی خود می‌بیند و هرگونه انتقاد از نتانیاهو را خیانت به یک متحد ایدئولوژیک می‌داند. همین اختلاف، شکاف میان دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان را در آمریکا بیشتر کرد و سیاست خارجی غرب را دچار سردرگمی نمود. ❕در پایان، عملیات طوفان‌الاقصى نشان داد که غرب دیگر یک جبههٔ متحد و هماهنگ نیست. این رویداد تضاد میان دو دیدگاه اصلی در غرب را آشکار کرد: یکی حفظ ظاهر اخلاقی و دیگری تکیه بر زور و قدرت نظامی. نتیجهٔ این اختلاف آن بود که غرب در برابر یکی از مهم‌ترین بحران‌های جهانی، سردرگم و ناتوان از اتخاذ سیاستی واحد و مؤثر ظاهر شد. 📚 برگرفته از کتاب بازگشت به ۱۹۴۷ | ۲۴ پیام تبیینی پیرامون دستاوردهای دو سالهٔ عملیات طوفان‌الاقصی | نوشتهٔ «محمد ناصربخت» 🇵🇸 •|گروه فلسطین مهوا، بیست‌ودومین کوفیه|• @kanoon_mahva
مهوا
✨📿 قلبم را از هر گونه زنگار، به نور قدسیهٔ خود بزدای... . ✍ شهید دفاع مقدس #قاسم_نیرومند_قالیباف
🕌 پروردگارا، در این راه قدم می‌نهیم و رضای تو را بر رضای خود مقدم دانسته و راضی به فضای تو هستیم ... . ✍ شهید دفاع مقدس 💌 •|گروه گنجینهٔ مکتوب، هفدهمین نیایش|• @kanoon_mahva
🌕 «عشق تو فطری است، همچون آفتاب بر همه جا می‌تابی» 🫂 و من قدر خود را بزرگ‌تر از آن می‌دانم که محبت خویش را از کسی دریغ کنم. حتی اگر آن کس محبت مرا درک نکند و به خیال خود سوءاستفاده نماید. 🕯 من بزرگ‌تر از آنم که به خاطر پاداش محبت کنم. یا در مقابل عشق تمنایی داشته باشم. من در عشق خود می‌سوزم و لذت می‌برم. این لذت بزرگترین پاداشی است که ممکن است در جواب عشق من به حساب آید. 🌊 می‌دانم که تو هم ای محبوب من [امام موسی صدر]، در دریای عشق شنا می‌کنی انسان‌ها را دوست می‌داری. به همه بی‌دریغ محبت می‌کنی و چه زیادند آن‌ها که از این محبت سوء‌استفاده می‌کنند. حتی تو را به تمسخر می‌گیرند و به خیال خود تو را گول می‌زنند. 🌻 تو این‌ها را می‌دانی اما در روش خود کوچکترین تغییری نمی‌دهی زیرا مقام تو بزرگتر از آن است که تحت‌تأثیر دیگران عشق بورزی و محبت کنی. عشق تو فطری است، همچون آفتاب بر همه جا می‌تابی و همچون باران بر چمن و شوره‌زار می‌باری و تحت‌تأثیر انعکاس سنگدلان قرار نمی‌گیری. 📝 به‌قلم شهید 💌 •|گروه گنجینهٔ مکتوب مهوا، وصیت‌نامهٔ شهدا|• @kanoon_mahva
مهوا
🌙 او را از زیبایی و تابناکی به ماه تشبیه می‌کنند، ماه بنی هاشم. می‌دانی چرا؟ چون مثل ماه از خورشید و
🔭 امشب، ماه کاملِ تهران از چشمیِ تلسکوپ مثل شمعِ محرابِ آسمان می‌سوخت؛ همه گرد آمده بودیم تا ببینیمش. انگار انسان کامل را در لحظه‌ی شهودِ بی‌پایانش می‌جستیم! که به قول مولانا ماه بسیار به انسان می‌ماند و مرحله به مرحله از زندگی‌اش: «چون مَه پی فزایش، غمگین مشو ز کاهش زیرا ز بعد کاهش چون مَه در ازدیادی» 🌙 اما همین پرنورِ بی‌کاست که از فردا شب رو به کاهش می‌رود، ما را یادِ شهید انداخت که در اوج درخشش و شکوه با ریختنِ آخرین قطره‌ی خون، رو به کاهش و هلال می‌رود تا در افزایشِ جاودان، کاملِ کامل گردد! 🌓 ما دانستیم شهادت یعنی خالی شدن از خود تا پر شوی از او، آن‌قدر که هر چشمی در هر زمانی، مشتاقِ دیدنِ این ماهِ بی‌غروب شود. 🌕 و همانا که ماهِ کامل یک شهید بی‌غروب است! 📷 عکس از تلسکوپ باغ کتاب تهران @kanoon_mahva