eitaa logo
مهوا
175 دنبال‌کننده
761 عکس
55 ویدیو
4 فایل
•|﷽|• 🌕 مهوا. [ م َهَْ ]: ماه شکفته‌شده، ماه کامل 💌📣 مهوا، قصه‌ی ماه‌‌ِ شهید است و ما روایتگران این قصه‌ایم. «مجموعه‌ی فرهنگی دانشجوییِ مهوا» •|کانون شهدای دانشگاه تهران|• 🔗 صفحات مهوا: https://zil.ink/kanoon_mahva ادمین کانال: @Maahvaadmin
مشاهده در ایتا
دانلود
مهوا
📜 شاید به جرئت بتوان گفت یکی از مهم‌ترین دلایل صدور اعلامیهٔ توسط انگلستان، منافع بریتانیا در تشکیل یک دولت یهودی در قلب خاورمیانه بود. به زبان ساده می‌توان گفت منافع بریتانیا و به‌طور کلی دنیای غرب در منطقهٔ خاورمیانه در این بود که دولتی ملی برای یهودیان تشکیل شود و این دولت نقش متحد استراتژیک را برای آنان ایفا کند. در واقع لندن با صدور این اعلامیه در سال ۱۹۱۷، بنیان دولتی را بنا نهاد که پس از آن باید منافع انگلستان و در نهایت دنیای غرب را دنبال می‌کرد. 🌏 این امر به لحاظ ژئوپلیتیک نیز اهمیت دو چندانی داشت؛ زیرا تشکیل دولتی در این منطقه از جهان باعث می‌شد بریتانیا بتواند از منافع استعماری خود خصوصا در کانال سوئز و نیز راه دریایی منتهی به هند حمایت و پشتیبانی کند؛ به‌ویژه که کشور مصر نیز در این منطقه واقع شده بود و منافع استعماری دولت انگلستان ایجاب می‌کرد که یکی از پایگاه‌های اصلی خود در منطقهٔ خاورمیانه را حفظ کند. نیز در همین باره گفته است که:« پس از استقلال یهودیان در یک کشور و با یک دولت مخصوص خود، این دولت بخشی از تمدن غرب خواهد بود و از منافع آن دفاع خواهد کرد.»   🇵🇸 در مجموع آنچه سبب شکل‌گیری رژیم صهیونیستی در سرزمین‌های فلسطینی شد منافع راهبردی انگلستان و دنیای غرب در منطقهٔ خاورمیانه بود که زمینه‌ساز صدور اعلامیهٔ بالفور و این واقعهٔ تاریخی شد.     🎙 محمدرضا | پژوهشکدهٔ تاریخ معاصر 🗓 به‌ مناسبت سالگرد بیانیهٔ بالفور (نام وزیر خارجهٔ بریتانیا) در تاریخ دوم نوامبر ۱۹۱۷ 🇵🇸 •|گروه فلسطین مهوا|• @kanoon_mahva
مهوا
فاطمیه؛ روایت سکوتی از جنس فریاد 🏴 ، تنها سوگواره‌‌ای از اندوه نیست؛ بلکه مدرسه‌‌ای از آگاهی، شجاعت و روشنگری است. در روزگاری که حقیقت در حجاب مصلحت‌ها پنهان شده بود، دخت پیامبر (ص) چراغی شد در ظلمت و در خانه‌ای خاموش، آتشی از ایمان و اعتراض بر‌پا کرد. فاطمیه روایت سکوتی است که از جنس فریاد بود؛ فریادی برای عدالت، برای تداوم رسالت، برای بیداری انسان‌ها. 🪞در آیینه‌ی فاطمه (س) زن بودن، به مفهوم رسالت گره می‌خورد، نه ضعف. مادری به معنی تربیت امت می‌شود، نه خانه‌نشینی. و دفاع از حق در قامت صبر و استقامت معنا می‌یابد. فاطمیه نه تنها ماتم تاریخ، بلکه الهامِ هر وجدان بیدار است؛ ندایی که از پس قرن‌ها، هنوز انسان را به اندیشیدن فرا می‌‌خواند: آیا ما ادامه‌‌دهنده‌ی فاطمه‌‌ایم یا تنها سوگوار او؟ 🔍 در این ایام، باید فاطمیه را نه صرفاً در اشک، بلکه در شناخت، بینش و کنش اجتماعی معنا کرد. فاطمیه یعنی بازگشت به ریشه‌ی عدالت علوی، به صداقت نبوی، به روح مقاومت و بیداری. او نماد زنانی است که در برابر تاریخ ایستادند تا حقیقت، قربانی قدرت نشود. ✨️ فاطمیه، نورِ مظلومیتِ آگاهانه است. نوری که هر سال از پس غبار غفلت، دوباره می‌تابد تا یادمان بیاورد که حقیقت خاموش نمی‌‌شود، اگر چه خانه‌‌اش بسوزد. 🖋 وحید رجب‌خانی 🖤 فرا رسیدن ایام فاطمیه به جان‌های داغدار حضرت مادر تسلیت باد ✍🏻 •|گروه نویسندگی مهوا|• @kanoon_mahva
مهوا
🧎‍♂‍➡️📿 خدایا! من آگاهانه راه تو را پذیرفته‌ام... . ✍ شهید دفاع مقدس #عباسعلی_احمدپور 💌 •|گروه گن
✨📿 قلبم را از هر گونه زنگار، به نور قدسیهٔ خود بزدای... . ✍ شهید دفاع مقدس 💌 •|گروه گنجینهٔ مکتوب، شانزدهمین نیایش|• @kanoon_mahva
مهوا
🎙 : 🫂 یک غریزه‌ یا احساس در وجود انسان هست به نام «دیگردوستی، ازخودگذشتگی و مهربانی‌کردن». این احساس ممکن است نسبت به یک نفر باشد، مثل مهربانی مادر به فرزندش، یا نسبت به نوع انسان‌ها باشد. وقتی آدم برای کسی کاری انجام بدهد یا بدون چشم‌داشت به کسی محبت کند، حالش خوب می‌‌شود. این فداکاری و دیگردوستی نزد خدا بسیار ارزشمند است. 🌑🌒🌓🌖🌕 🧎 «نماز استیجاری» 💳 برای این‌که تعداد بیشتری از دانش‌آموزان در اردوها حضور پیدا کنند، هزینهٔ ثبت‌نام را کمتر از آن‌چه بود اعلام می‌کردیم و معمولا با مشکل مالی مواجه بودیم. 🚌 قبل از اردو جلسهٔ خادمان داشتیم تا ببینیم چقدر توانسته‌اند پول تهیه کنند. گزارش نا‌امیدکننده بود. تقریبا هیچ! و این هیچ به علت کم‌کاری بود. خیلی ناراحت شدم و اعلام کردم:« با این وضعیت اردو منتفیه.» 🧎‍♂‍➡️از جلسه خارج شدم. یک ساعت بعد علی تماس گرفت و قرار گذاشتیم همدیگر را ببینیم. یک پلاستیک مشکی که داخلش چند بسته پول بود، داد دستم و گفت:« حاجی اردو رو برگزار کنید. بچه‌های مردم گناه دارن.» گفتم:« این پول رو از کجا آوردی؟» گفت:« واقعیتش نماز استیجاری گرفتم که اردو برگزار بشه.» 📚 برگرفته از کتاب «تنها برای لبخند»| شرحی از حیات جهادی و عروج عارفانهٔ مربی مجاهد شهید «علی خلیلی»| به‌ قلم 💌 •|گروه گنجینهٔ مکتوب مهوا، زندگی‌نامهٔ شهدا|• @kanoon_mahva
🕊 «چو تويی قضای گردان به دعای مستمندان كه ز جان ما بگردان ره آفت قضا را» 🎙 «حاج حسین خرازی» بی‌قرار بود اما به روی خودش نمی‌آورد. خیلی‌ها داشتند باور می‌کردند این‌جا آخرش است، یک وضعی شده بود عجیب، در این گیرودار حاجی آمد بیسیم‌چی را صدا زد. حاجی گفت هر جور شده با بیسیم «محمدرضا تورجی‌زاده» را پیدا کن. شهید تورجی‌زاده، فرماندهٔ گردان «یا زهرا سلام‌الله‌علیها» و مداح با اخلاص و از بچه‌های دلاور و شجاع لشکر بود. 📞 خلاصه تورجی‌زاده را پیدا کردند، حاجی بیسیم را گرفت با حالت بغض و گریه از پشت بیسیم گفت:« تورجی‌زاده چند خط روضهٔ حضرت زهرا برایم بخوان.» تورجی‌زاده فقط چند بیت زمزمه کرد که دیدم حاجی از هوش رفت. ✊ خدا می‌داند نفهمیدیم چی شد. وقتی به خودمان آمدیم دیدیم بچه‌ها دارند تکبیر می‌گویند، خط را گرفته بودند، عراقی‌ها را تارومار کرده بودند، با توسل به حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) گره کار باز شده بود. ❓ می‌دانید شعری که تورجی‌زاده برای حاج حسین خواند چی بود؟ و چه جوهر معرفتی در وجود حاجی بود که با شنیدن آن از هوش رفت و همین توسل به بچه‌ها نیرو داد؟ 🔖 آن شعر این بود که شاید هزار بار شنیدیم اما بی‌تفاوت از کنارش رد شدیم: «در بین آن دیوار و در زهرا صدا می‌زد پدر دنبال حیدر می‌دوید از پهلویش خون می‌چکید زهرای من، زهرای من زهرای من، زهرای من» 🖊 سید امیرحسین رضوی ✍🏻 •|گروه نویسندگی مهوا|• @kanoon_mahva
شهید محمدرضا تورجی زادهShahidToorajiZadeh_HazrateZahra.mp3
زمان: حجم: 2.8M
🕊 «در بین آن دیوار و در زهرا صدا می‌زد پدر دنبال حیدر می‌دوید از پهلویش خون می‌چکید زهرای من، زهرای من زهرای من، زهرای من» 🎙 روضه‌خوانی شهید 💌 به درخواست شهید 📻 •|گروه رادیو مهوا|• @kanoon_mahva
❇️ ویژه برنامه ۱۳ آبان روبروی لانه جاسوسی سابق 🔸 حرکت دسته جمعی و راهپیمایی دانشجویان و دانشگاهیان دانشگاه تهران 🔹 فردا ۱۳ آبان، ساعت ۹ صبح 📌 مکان شروع حرکت: از کنار مقبره شهدای گمنام دانشگاه تهران ❇️ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران @nahadut
🖍 خونِ سرخِ فردا 🎒 در سیزدهم آبان، کوچه‌های پاییز، دلتنگ دانش‌آموزانی هستند که اگر بودند، حالا کوله‌هایشان پر از کتاب و دفتر بود. خرداد ۱۴۰۴ وقتی که بمب‌ها در وسط شهر مهمان ناخوانده شدند، کتاب و دفترهای پاره و روپوش‌های مدرسه صاحبانشان را گم کردند. و امروز، جای تمام دانش‌آموزان شهید این جنگ ۱۲ روزه خالی است؛ آن‌هایی که «تعطیلی ظلم» را روی دیوار تاریخ نوشتند، اما روحشان بر لوح قلب میلیون‌ها حک شد. حالا که زنگ تفریح ۱۳ آبان می‌خورد، انگار صدای پای آن‌هاست که در حیاط می‌پیچد و وقتی معلم حضور و غیاب می‌کنند، نامشان هنوز در لیست‌ها و جایشان روی همان صندلی‌های قدیمی باقی است! 🧑🏻‍🏫 «و معلم آرام، اسم‌ها را می‌خواند ‌ اصغر پورحسین... پاسخ آمد حاضر قاسم هاشمیان... پاسخ آمد حاضر اکبر لیلازاد... پاسخش را کسی از جمع نداد بار دیگر هم خواند: اکبر لیلازاد... پاسخش را کسی از جمع نداد همه حاضر بودیم، جای او اینجا بود، اینک اما تنها، یک سبد لاله‌ی سرخ، در کنار ما بود ‌ لحظه‌ای بعد معلم سبد گل را دید، شانه‌هایش لرزید همه ساکت بودیم ناگهان در دل خود زمزمه‌ای حس کردیم غنچه‌ای در دل ما می‌جوشید گل فریاد شکفت همه پاسخ دادیم: حاضر، ما همه اکبر لیلازادیم!» 🖊 ✨️ برای همه شهدای دانش‌آموزی که کوله‌پشتی‌شان از شجاعت پر بود! روز دانش‌آموز گرامی. ✒️ ✍🏻 •|گروه نویسندگی مهوا|• @kanoon_mahva
مهوا
🎙 #علیرضا_پناهیان: 🫂 یک غریزه‌ یا احساس در وجود انسان هست به نام «دیگردوستی، ازخودگذشتگی و مهربانی‌
🎙 استاد : 🤍 توقع از راه و توقع از همراهان به جدایی از هدف و چشم‌پوشی از ارزش‌ها می‌انجامد. توقع زیاد تحمل را کم می‌نماید. امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند:« بهترین راحتی و آسودگی، بی‌توقعی از مردم است.» 🌑🌒🌓🌔🌕 🕊 «برترین فضیلت‌ها» 🕯 علی هرگز از کسی توقع نداشت. با این‌که درد زیادی رو تحمل کرده بود، هیچ وقت ناله نمی‌کرد و از خودش چیزی نمی‌گفت. حتی با دوستان نزدیکش هم حرفی از مشکلات نمی‌زد. برخی اوقات که درد داشت بی‌صدا گریه می‌کرد و نمی‌گذاشت جز در روضهٔ اهل بیت کسی اشک او را ببیند. این شخصیت استوار او بود. حال‌وروزش بعد از جراحت شبیه عباس در «آژانس شیشه‌ای» بود که از هیچ کسی طلبکار نبود و شکوه و گلایه‌ای نداشت. افضل‌الفضائل علی این بود که از هیچ کسی توقعی نداشت. هرگز از سختی‌هایی که کشیده بود چیزی نمی‌گفت و کارش را در قبال تلاش مجاهدان جنگ و انقلاب، کم ارزش می‌دانست. 📚 برگرفته از کتاب «تنها برای لبخند»| شرحی از حیات جهادی و عروج عارفانهٔ مربی مجاهد شهید «علی خلیلی»| به‌ قلم 💌 •|گروه گنجینهٔ مهوا، زندگی‌نامهٔ شهدا|• @kanoon_mahva
مهوا
🎙 شهید : 📖 قرآن کریم می‌فرمایند: «لا اُقسِمُ بِالنَفسِ الَّوامَة؛ خدا در انسان نفس لوامه آفریده است؛ انسان خودش واعظ خودش می‌شود.» امیرالمومنین می‌فرماید: «مَن لَم یَجعَلِ اللهُ لهُ واعظاً من نفسِهِ لَم یَنفَعهُ مَوعِظةُ غَيرهِ؛ هر کسی که خداوند در درونش برای او واعظی از خودش برای خودش قرار ندهد موعظهٔ دیگران در او اثر نمی‌کند.» یعنی شما اول باید در درون خودت واعظی ایجاد کنی، وجدان خودت را زنده کنی، آن وقت از موعظهٔ واعظ بیرونی هم استفاده می‌کنی. 🌑🌒🌓🌔🌕 «حبس نفس» 🕰 با علی قرار گذاشتم. سر ساعت خودش را رساند. جا داشت با او راجع به مسائل مختلف زندگی صحبت کنم. از درس و بحث پرسیدم. گفت:« الحمدالله دارم می‌خونم. ان‌شاءالله زودتر تمومش کنم و به‌دردبخور بشم برای امام زمان (عج).» گفتم:« چرا انتقالی نمی‌گیری بیای حوزهٔ امام محمد باقر (علیه‌السلام)؟ اون‌جا هم خودم درس می‌گم و می‌تونم کمکت کنم هم بچه‌های دیگه هم هستن.» 🫂 گفت:« حاجی من خودم رو می‌شناسم توی این مسائل ضعیفم. اگه بیام اون‌جا، ممکنه به خاطر بودن رفقا، نتونم اون‌جوری که باید درس بخونم. گفتن علم توی غربت به دست میاد. می‌ترسم جایی که رفقا باشن بیشتر وقتمون به گعده و بگوبخند بگذره. برای همین رفتم حوزهٔ امام خمینی (ره). این‌جوری می‌تونم خودم رو گیر بندازم و به قولی حبس نفس کنم و اجازهٔ تلف کردن وقت رو به خودم ندم. 📚 برگرفته از کتاب «تنها برای لبخند»| شرحی از حیات جهادی و عروج عارفانهٔ مربی مجاهد شهید «علی خلیلی»| به‌ قلم 💌 •|گروه گنجینهٔ مکتوب مهوا، زندگی‌نامهٔ شهدا|• @kanoon_mahva