3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠دنیا رنگ گناه دارد
دیگر نمیتوانم زنده بمانم
#شهید_هادی_ذوالفقاری
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
╭┅─────────┅╮
@kanoon_misagh
╰┅─────────┅╯
. 🕊 تلاوت آیات #قرآن_ڪریم ؛
💠 ۩ بــِہ نـیّـت
#شھید_عبدالحسین_برونسی
#صفـــ۴۲ـفحه 📚
🍀|شبتون شهدایی
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
╭┅─────────┅╮
@kanoon_misagh
╰┅─────────┅╯
❤️#مشق_شهادت
🔷شهیدحججی میـگفت:
یه وقتـایی دلکندناز
یه سری چیـزای "خـوب"
باعـثمیشه...
چیـزای بهتری
بدسـتبیاریم...
#شهید_محسن_حججی
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
╭┅─────────┅╮
@kanoon_misagh
╰┅─────────┅╯
#کتابخونی
#خاکهای_نرم_کوشک
زندگینامه شهیدعبدالحسین برونسی
قرعه کشی
#قسمت_چهل_و_یک
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
همان روزها با آقای غیاثی رفت دنبال سند خانه او، سند را رد کرده بودندتهران، با هم رفتند آنجا. وقتی برگشتند سند را آورده بودند چند تا برگه دیگر هم دست عبدالحسین بود، خندید و آنها را داد دستم. پرسیدم: « چیه؟»
همان طور که می خندید، گفت: «حکم اعدام منه.»
چشمام گرد شد. سند را با پرونده های عبدالحسین فرستاده بودند تهران ،دادگاه اعدام داده بود. به حساب آنها پرونده او پرونده سنگینی بوده
لحظه هایی که حکم اعدام را می دیدم از ته دل خدا را شکر می کردم که امام از پاریس برگشتند و انقلاب پیروز شد و گرنه چند روز بعدش عبدالحسین را اعدام می کردند.
سید کاظم حسینی
جریان خلق کرد و حمله به شهر پاوه تازه پیش آمده بود همان روزها اولین نیروها را می خواستند اعزام کنند
کردستان از مشهد.
تو بچه های عملیات سپاه شور و هیجان دیگری بود شادی و خوشحالی تو نگاه همه موج می زد هیچ کس صحبت از ماندن نمی کرد همه بدون استثنا حرف از رفتن می زدند هر کس نگاه می کردی رو لبش خنده بود.
ناراحتی ها از وقتی شروع شد که رستمی " 1"آمد پیش بچه ها و گفت:«متأسفانه ما بیست و پنج نفر سهمیه نداریم .»
یک آن حال و هوای بچه ها از این رو به آن رو شد حالا تو هر نگاهی غم و تردید موج می زد. اینکه داوطلب ها بخواهند بروند حرفش را هم نمی شد زد؛ همه می خواستند بروند قرار شده بچه ها خودشان با هم به توافق برسند و بیست و پنج نفر را معرفی کنند، این هم به جایی نرسید.
پاورقی
۱- فرمانده وقت سپاه مشهد که به فیض عظیم شهادت نائل آمد
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
🌷@kanoon_misagh
💠رفتار و کردارش جذبم کرده بود
از آرزوهایم بود که شبیه او شوم
هرچند از محالات بود
گفتم:حاجی چیزی برایم بنویس که یادگاری بماند
دست به قلم شد.
بسمه تعالی
علی عزیز چهار چیز را فراموش نکن:
۱🌱اخلاص ، اخلاص ، اخلاص
یعنی گفتن ، انجام دادن و یا ندادن برای خدا
۲🌱قلبت را از هر چیز غیر او خالی کن
و پر از محبت او و اهل بیت کن
۳🌱نماز شب توشه عجیبی است
۴🌱یاد دوستان شهید ولو ، به یک صلوات
برادرت دوستدارت سلیمانی
و امضایی که نشست پای این نصیحتهای برادرانه.
منبع: مسافر شماره ۱۹
خاطرات علی نجیب زاده
📚سلیمانی عزیز
#شهید_قاسم_سلیمانی
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
╭┅─────────┅╮
@kanoon_misagh
╰┅─────────┅╯
. 🕊 تلاوت آیات #قرآن_ڪریم ؛
💠 ۩ بــِہ نـیّـت
#شھید_محمد_رضا_کارور
#صفـــ۴۳ـفحه 📚
🍀|شبتون شهدایی
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
╭┅─────────┅╮
@kanoon_misagh
╰┅─────────┅╯
❤️#مشق_شهادت
🔷به مسائل مادی بسیار بی توجه بود. لباس شخصی اش همین لباس نظامی بود که همیشه به تن داشت. آستینش را تا می زد و همیشه در حالت نیمه رزم بود. در مجالس عزا و عروسی با همان لباس حضور پیدا می کرد و در روزهای تعطیل اگر قرار بود تفریحی کند یا جایی برود با همان لباس می رفت.
باورش سخت است اما چند روز پشت سر هم مرخصی نمی رفت و تمام عمرش را وقف نظام کرده بود.
#سردار_شهید_محمد_ناظری
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
╭┅─────────┅╮
@kanoon_misagh
╰┅─────────┅╯
#کتابخونی
#خاکهای_نرم_کوشک
زندگینامه شهیدعبدالحسین برونسی
قرعه کشی
#قسمت_چهل_و_دو
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
بالاخره آقای رستمی گفت ما خودمون بیست و پنج نفر رو انتخاب می کنیم یعنی برای این که حق کسی ضایع نشه قرعه کشی می کنیم.»
شروع کردند به نوشتن اسم بچه ها من گوشه ی سالن، کنار عبدالحسین نشسته بودم دیگر قید رفتن را زدم از بین آن همه، اسم من بخواهد در بیاید احتمالش خیلی ضعیف بود یکدفعه شنیدن صدای گریه ای مرا به خود آورد. زود برگشتم طرف عبدالحسین صورتش خیس اشک بود! چشمام گرد شد.
«گریه برای چی؟!»
همانطور که آهسته گریه می کرد، گفت:«می ترسم اسم من در نیاد و از جنگ با ضد انقلاب محروم بشم.»
دست و پام را گم کردم آن همه عشق و اخلاص آدم را گیج می کرد به هر زحمتی بود به حرف آمدم و گفتم: «بالاخره اصل کار نیته باید نیت انسان درست باشه خدا خودش که شاهد قضیه هست.»
گفت: «خدا شاهد قضیه هست درست، الاعمال بالنیات درست؛ ولی این که خداوند به آدم توفیق بده تو همچین کاری ،باشه خودش یک چیز دیگه است.»
آهسته گریه می کرد و آهسته حرف می زد از جنگ بدر گفت و ادامه داد: « تا تاریخ هست و تا این دنیا هست اونایی که توجنگ بدر بودن با اونایی که نبودن فرق دارن چه بسا بعضی ها دوست داشتن تو جنگ باشن ولی توفیق پیدا نکردن حالا تو اون لحظه مدینه نبودن یا مریض بودن تب شدید داشتن، هرچی که بوده، نمی خواستن خلاف دستور پیغمبر (صلى الله عليه واله وسلم)عمل کنن.
ساکت شد. به صورتم نگاه کرد با سوز دل گفت:« تو قیامت وقتی بدریون رو صدا می زنن دیگه شامل اونایی که تو جنگ بدر نبودن
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
🌷@kanoon_misagh
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠پناه میبرم به خدا...
#شهید_حمید_سیاهکالی_مرادی
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
╭┅─────────┅╮
@kanoon_misagh
╰┅─────────┅╯
. 🕊 تلاوت آیات #قرآن_ڪریم ؛
💠 ۩ بــِہ نـیّـت
#شھید_عباس_کریمی
#صفـــ۴۴ـفحه 📚
🍀|شبتون شهدایی
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
╭┅─────────┅╮
@kanoon_misagh
╰┅─────────┅╯