20.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 حاج حسین یکتا: مادر ۴ شهید فقط یک جمله خطاب به دختران و پسران گفت...
پیشنهاد دانلود
#کانون_میثاق_با_افلاکیان
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
╭┅─────────┅╮
@kanoon_misagh
@kanoonnews
╰┅─────────┅╯
. 🕊 تلاوت آیات #قرآن_ڪریم ؛
💠 ۩ بــِہ نـیّـت
#شهید_مرتضی_چیتگری
#صفـ۱۴۵ـفحه 📚
🍀|شبتون شهدایی
#کانون_میثاق_با_افلاکیان
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
╭┅─────────┅╮
@kanoon_misagh
@kanoonnews
╰┅─────────┅╯
❤️#مشق_شهادت
🔷 ما بهش میگفتیم: امامزاده سید جعفر!
همونی که رفقاش رو میبُرد کوهنوردی و میگفت: باید با ورزش خودمون رو «قوی» کنیم تا به درد امام زمان (عج) بخوریم!
همونی که بعد از صبحگاه میگفت: رو به قبله بایستید و با صدای زیباش دعا میخوند: «خدایا ما را در راه خدمتت قوی کن...»
همونی که خدا رو همیشه ناظر بر اعمال میدید...
بیاد عارف تشنهلب گردان کمیل، #شهید_سید_جعفر_طاهری
#کانون_میثاق_با_افلاکیان
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
╭┅─────────┅╮
@kanoon_misagh
@kanoonnews
╰┅─────────┅╯
#کتابخونی
#خاکهای_نرم_کوشک
زندگینامه شهیدعبدالحسین برونسی
یک مسؤولیت کوچک
#قسمت_صد_و_چهل_و_دو
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
چند دقیقه ی بعد برگشت با خنده گفت:« نه بابا اونا به من کار ،نداشتن یک برونسی دیگه رو می خواستن ترور کنن منواشتباهی گرفتن»
آمدم مچ گیری کنم؛ به کنایه گفتم:« پس بسیج محل هم شما رو اشتباهی گرفته؟»
«چطور؟»
«چون تا صبح دور خونه ی ما نگهبانی می دادن»
محکم و با اطمینان گفت:« دروغ میگن مگه من کی هستم که بسیج وقتش رو برام تلف کنه؟»
همان جا هم نگفت که مثلاً یک مسؤولیت کوچکی تو سپاه دارم
بعد از شهادتش فهمیدم آن روز صبح رفته سر وقت یدالله،، خود یدالله می گفت:« آقای برونسی حسابی از دست من ناراحت شده بود حتی به ام تشر زد که چرا به این زن ها چیزی می گویی که تو محل فکر کنن من چکاره هستم؟» یدالله می گفت:« همان روز صبح با حاج آقا پیش مادرم هم رفتیم ذهنیتی رو که براش درست شده بود، پاک کردیم» " 1 ".
پاورقی
۱- یک بار دیگر هم شهید برونسی را می خواستند ترور کنند آن دفعه سوار ماشین بوده که به شان تیراندازی می شود. آن طور که ما شنیدیم یک نفر هم شهید شده بود همان قضیه را هم که به شهید برونسی گفتم محکم کتمان کرده است و گفت: «شایعه است.»
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
#کانون_میثاق_با_افلاکیان
🌷@kanoon_misagh
🌷@kanoonnews
💠 کلام شهـید:
خدایا ؛
در این عُمر
نامم عبدالحسیــن ،
دانشگاہ امام حسیـن ،
لشکر ۱۴ امام حسیـن ،
گردان ۱۰۴ امام حسیـن ،
خـداوندا ، خودت من را
در راہ امام حسیــن (ع) قراردادی
پس قربانی امام حسیـن کن !
#شهـید_عبدالحسین_یوسفیان
#کانون_میثاق_با_افلاکیان
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
╭┅─────────┅╮
@kanoon_misagh
@kanoonnews
╰┅─────────┅╯
. 🕊 تلاوت آیات #قرآن_ڪریم ؛
💠 ۩ بــِہ نـیّـت
#شهید_حمید_قاسم_پور
#صفـ۱۴۶ـفحه 📚
🍀|شبتون شهدایی
#کانون_میثاق_با_افلاکیان
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
╭┅─────────┅╮
@kanoon_misagh
@kanoonnews
╰┅─────────┅╯
❤️#مشق_شهادت
🔷و سلام بر جاویدالاثر احمد متوسلیان که می گفت:
«ما همواره به یاد امام زمان(عج) زنده بودیم
و با این یاد نفس کشیدیم
و با این یاد صحبت کردیم
و به این یاد هستیمون بوده
و به این یاد هم مُردیم»
#کانون_میثاق_با_افلاکیان
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
╭┅─────────┅╮
@kanoon_misagh
@kanoonnews
╰┅─────────┅╯
#کتابخونی
#خاکهای_نرم_کوشک
زندگینامه شهیدعبدالحسین برونسی
عمل و عملیات
#قسمت_صد_و_چهل_و_سه
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
همسر شهید
بعد از عملیات آمده بود مرخصی رو بازوش رد یک تیر بود که درش آورده بودند و کم کم می رفت که خوب بشود.
جای تعجب داشت.اگر تو عملیات مجروح شده بود تا بخواهند عملش کنند و گلوله را در بیاورند، خیلی طول می کشید.همین را به خودش هم گفتم،گفت:« قبل ازعملیات تیرخوردم.»
کنجکاوی ام بیشترشد با اصرار من، شروع کرد به گفتن ماجرا:
تیر که خوردبه بازوم،بردنم یزد تو یکی از بیمارستانها بستری شدم چیزی به شروع عملیات نمانده بود.دیرم می شدکه کی از آن جا خلاص شوم.
دکتری آمد معاینه کرد و گفت:«باید از بازوت عکس بگیرن»
عکس که گرفتند معلوم شد گلوله ما بین گوشت و استخوان گیر کرده تو فکر این چیزها و تو فکر درد شدید بازوم نبودم فقط می گفتم :«من باید برم ،خیلی زود.»
دکترهم می گفت:«شما باید عمل بشین، خیلی زودتر.»
وقتی دید اصرار دارم به رفتن ناراحت شد عکس را نشانم داد و گفت:«این رو نگاه کن تیرتو دستت مونده کجا
می خوای بری؟»
به پرستارها هم سفارش کرد مواظب ایشون باشید باید آماده بشه برای عمل
این طوری دیگر باید قید عملیات را می زدم.قبل از این که فکرهر چیزی بیفتم،
فکراهل بيت (عليهم السلام) افتادم و فکر توسل حال یک پرنده را داشتم که تو قفس انداخته بودنش حسابی ناراحت بودم و حسابی دلشکسته. شروع کردم به ذکر و دعا
تو حال گریه و زاری خوابم برد. دقیقاً نمی دانم شاید هم یک حالتی بود بین خواب و بیداری بود.تو همان عالم جمال حضرت ابوالفضل (سلام الله علیه) را زیارت کردم آمده بودند عیادت من،خیلی قشنگ و واضح دیدم که دست بردند طرف بازوم حس کردم که انگار چیزی را بیرون آوردند بعد فرمودند:«بلندشو،دستت خوب شده.»
با حالت استغاثه گفتم:«پدر و مادرم فدایت من دستم مجروح شده، تیر داره، دکتر گفته که باید عمل بشم.» فرمودند: «نه، تو خوب شدی.»
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
#کانون_میثاق_با_افلاکیان
🌷@kanoon_misagh
🌷@kanoonnews
613.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠دنیا مثل شیشه ای می ماند که یکدفعه می بینی از دستت افتاد و شکست.
خدایا مرا پاکیزه بپذیر...
#سردار_عاشورایی_شهید_مهدی_باکری
#سالروز_شهادت
#کانون_میثاق_با_افلاکیان
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
╭┅─────────┅╮
@kanoon_misagh
@kanoonnews
╰┅─────────┅╯
. 🕊 تلاوت آیات #قرآن_ڪریم ؛
💠 ۩ بــِہ نـیّـت
#شهید_محمد_مهدی_رضوان
#صفـ۱۴۷ـفحه 📚
🍀|شبتون شهدایی
#کانون_میثاق_با_افلاکیان
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄
╭┅─────────┅╮
@kanoon_misagh
@kanoonnews
╰┅─────────┅╯