eitaa logo
کانون میثاق با افلاکیان
326 دنبال‌کننده
4.1هزار عکس
706 ویدیو
25 فایل
کانال " کانون میثاق با افلاکیان" دانشگاه فردوسی مشهد ●یاد، افتخارات و عزت شهدا را همه باید نصب‌العین خودشان قرار بدهند؛ نگذارید فراموش بشود 📩 راه ارتباطی : @misagh_um 📍آدرس تلگرام: https://t.me/kanoom_misagh
مشاهده در ایتا
دانلود
زندگینامه شهیدعبدالحسین برونسی قبر بی سنگ 🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹 خندید و گفت: «هنوز هم میگی کی می آی؟ امام جواد(سلام الله علیه) بیست و پنج سالشون بود که شهید شدن ،من الان خیلی بیشتر از ایشان عمر کردم باز می پرسی کی می آی؟ بگو کی شهید می شی؟ کی خبر شهادتت می‌آد؟» گریه ام گرفت گفت:«شوخی کردم بابا، همون که می گفتم بادمجان بم آفت نداره.» زینب را هم برده بودم پای تلفن گفت:«یه کاری کن که صداش در بیاد» هر جور بود گریه اش انداختم صداش را که ،شنید گفت:« «خب حالا خیالم راحت شد که زینب من سالمه......» آن روز چیزهایی از زیارت حضرت فاطمه ی زهرا(سلام الله علیها) و حرف زدن با بی بی می گفت، ولی تلفن خش خش می کرد و درست و حسابی نفهمیدم جریان چیست " ۱ ". صحبتمان که تمام شد گوشی را گذاشتم، حسن هم همراهم بود. با هم آمدیم بیرون، حس غریبی داشتم همه چیز حکایت از رفتن او می کرد ولی من نمی خواستم باور کنم. خبر عملیات بدر را که شنیدم هر آن منتظر تلفنش بودم تو هرعملیاتی، هر وقت می شد،زنگ می زد. خودش هم نمی رسید یکی دیگر را می فرستاد که زنگ بزند و بگوید« تا این لحظه هستیم.» عملیات تمام شد. هی امروز و فردا می کردم که تلفن بزند، انتظارم جایی نرسید. بالاخره هم خبر آمد... پاورقی ۱- این جریان بین تمام همرزمهایش مشهور است که حضرت صدیقه کبری(سلام الله علیها)، زمان و مکان شهادتشان را به او فرموده بودند و آن قدر این قضیه آفتابی بود که مرحوم شهید برونسی به رفقای رزمنده اش گفته بود اگر من در فلان تاریخ و فلان جا شهید نشدم به مسلمانی ام شک کنید 🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🌷@kanoon_misagh 🌷@kanoonnews
خوشحالی به خاطر رضایت نایب امام زمان 🔵 فرزند شهید صیاد شیرازی می‌گوید: روز عید غدیر پدرم درجه سرلشكری‌اش را از دستان حضرت آقا گرفتند. وقتی به منزل رسیدند، دورش را گرفتیم و گفتیم؛ بابا باید سور بدی. گفت؛ یك چلوكباب مهمان من تا شما برنج رو درست كنید، من هم الان می‌آیم. وقتی رفت و برگشت دیدم در یك دستش چلوكباب و در دست دیگرش یك گلدان بزرگ است. به پدر گفتیم؛ راستش را بگو خیلی خوشحالی درجه سرلشكری گرفتید؟ جوابی نمی‌داد، طفره می‌رفت و شوخی می‌كرد. خیلی كه اصرار كردیم گفت؛ آره، خیلی خوشحالم ولی خدا شاهد است، خوشحالی من به خاطر این درجه نیست، برای من درجه سرهنگی، سرتیپی و سرلشكری و سپهبدی هیچ تفاوتی ندارد، خوشحالی من به این خاطر است كه مقام معظم رهبری به نیابت از امام عصر(عج) از عملكرد من راضی هستند و این درجه را به من دادند. خوشحالی من به خاطر رضایت ایشان است و نه چیز دیگری است. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ╭┅─────────┅╮ @kanoon_misagh @kanoonnews ╰┅─────────┅╯
کانون میثاق با افلاکیان
༺ «محـفل شیـدایی» ༻ «به همراه اقامه‌ی نماز جماعت مغرب و عشاء ، قرائت زیارت عاشورا و روایتگری» 🥀
༺ «محـفل شیـدایی» ༻ 🔸موضوع گفتگو: «چرا خرمشهر را خدا آزاد کرد؟» «به همراه اقامه‌ی نمازجماعت مغرب و عشاء ، قرائت زیارت عاشورا و روایتگری» 🥀 ---- «👤» مهمان این هفته: حاج‌علی پیراسته ---- «🗺» مکان:مزارشهدای دانشگاه ---- «📆» زمان:یکشنبه11خردادماه                    ساعت 18:15 ---- 📌«حضوربرای‌عموم‌آزاداست.»       ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄     ╭┅─────────┅╮          @kanoon_misagh          @kanoonnews          @nahadfum     ╰┅─────────┅╯
. 🕊 تلاوت آیات‌ ؛ 💠 ۩ بــِہ نـیّـت‌ 📚 🍀|شبتون شهدایی ‌‎‌┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ╭┅─────────┅╮ @kanoon_misagh @kanoonnews ╰┅─────────┅╯
❤️ 🔷خداوندا نه بهشت میخواهم نه شهادت...!!! من فقط ولایت میخواهم، مرا به ولایت مولاعلی(علیه‌السلام)بمیران و آن جناب را در شب اول قبر به فریادم برسان... |شهیدحسینعلی‌عالی| ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ╭┅─────────┅╮ @kanoon_misagh @kanoonnews ╰┅─────────┅╯
زندگینامه شهیدعبدالحسین برونسی خداحافظ پدر 🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹 به آرزوش رسیده بود آرزویی که بابتش زجرها کشید. جنازه اش مفقود شده بود؛ همان چیزی که آرزویش را داشت حتی وصیت کرده بود روی قبرش سنگ نگذاریم " ۱ ". و اسمش را هم ننویسیم. می خواست به تبعیت از مادرش حضرت فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) قبرش بی نام و نشان باشد. روزی که روحش را توی شهر تشییع ،کردیم یک روز بهاری بود نهم اردیبهشت هزار و سیصد و شصت و چهار. و برای قبر سنگ گذاشت ابوالحسن برونسی هر بار از جبهه تلفن میزد خانه همسایه، همین وضع بود؛ تا گوشی را از مادرم می گرفتم باهاش صحبت کنم می زدم زیر گریه، هر کار می کردم جلوی خودم را بگیرم فایده نداشت که نداشت. می گفت: «چرا گریه می کنی پسرم؟» با هق هق و ناله می گفتم:« چکار کنم گریه ام می گیره....» آن روز، یکی از روزهای سرد زمستان بود یکهو زنگ خانه چند بار به صدا آمد. مادر از جا بلند شد. چادر سرش کرد و زود دوید بیرون، من هم دنبالش، این طور وقت ها می دانستم بابا از جبهه زنگ زده،زن همسایه هم برای همین با عجله می آمد و چند بار زنگ می زد. پاورقی ۱- ما هم به این وصیت عمل کردیم؛ اما اخیراً شخصی از دوستان خودش اقدام کرد. 🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🌷@kanoon_misagh 🌷@kanoonnews
تویِ وصیت نامه اش برایم نوشته بود : //اگر "بهشت" نَصیبم شُد ، منتظرت می‌مانم با هَم برویم// همسر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄ ╭┅─────────┅╮ @kanoon_misagh @kanoonnews ╰┅─────────┅╯
. 🕊 تلاوت آیات‌ ؛ 💠 ۩ بــِہ نـیّـت‌ 📚 🍀|شبتون شهدایی ‌‎‌┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ╭┅─────────┅╮ @kanoon_misagh @kanoonnews ╰┅─────────┅╯