. 🕊 تلاوت آیات #قرآن_ڪریم ؛
💠 ۩ بــِہ نـیّـت
#شهید_علی_اکبرشیرودی
#صفـ۲۳۲ـفحه 📚
🍀|شبتون شهدایی
#کانون_میثاق_با_افلاکیان
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
╭┅─────────┅╮
@kanoon_misagh
@kanoonnews
╰┅─────────┅╯
❤️#مشق_شهادت
🔷اهل البرز و ۱۲ ساله بود که شناسنامهشو دست کاری کرد و رفت جبهه، نه آموزش دیده بود و نه حتی قدش به اسلحه میرسید؛ شهید رضا پناهی توی عملیات مسلم بن عقیل منطقه قصر شیرین گلوله خورد به قلبش و به دیدار معشوق شتافت...
#کانون_میثاق_با_افلاکیان
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
╭┅─────────┅╮
@kanoon_misagh
@kanoonnews
╰┅─────────┅╯
#کتابخونی
#خاکهای_نرم_کوشک
زندگینامه شهیدعبدالحسین برونسی
آن شب به یادماندنی
#قسمت_دویست_و_سی_و_یک
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
به هر قیمتی بود دندان روی جگر گذاشتیم،
فردای آن شب، چند تا اسیر گرفتیم ازشان بازجویی کردیم؛ حرف فرمانده لشکر درست بود نه تنها با تیربارهاشان منتظرمان بودند، دور تا دور جنازه ها را هم مین ریخته بودند. یعنی برای کاشتن مین وقت پیدا نکرده بودند، همین طور مین ریخته بودند روی زمین!
خدا رحمتش کند بارها می گفت:« دوست دارم مثل مادرم، حضرت فاطمه ی زهرا سلام الله عليها مفقود الاثر باشم.»
آرزوش بر آورده شده بود.دو سه ماه بعد "۱ . روح پاکش را تو مشهد مقدس تشییع کردیم.
همسر شهید
زندگی و خانه داری با حقوق کم، مشکلات خاص خودش را دارد، یازده سال از شهادت عبدالحسین می گذشت. بار زندگی و بزرگ کردن چند تا بچه ی قدونیم قد، رو دوشم سنگینی می کرد وقتی به خودم آمدم، دیدم من مانده ام و یک مشت قرض هایی که به فامیل و همسایه داشتیم، نزدیک شدن عیدهم،تو آن شرایط دشوار،مشکلی بود که بیشتر از همه خودنمایی می کرد.
روزها همین طور می گذشت و یاد قرض و قوله ها،گاهی همه فکرم را به خودش مشغول می کرد. بعضی از قرض ها مال خود شهید برونسی بود که بنیاد شهید عهده دار آنها نشد. هر چه سعی به قناعت داشتم و جلوی خرج ها
را می گرفتم باز هم نمی شد؛ خودمان را به زور اداره می کردم چه برسد که بخواهم قرض ها را هم بدهم.
پاورقی
۱ _ تاریخ تشییع ۹/۲/۱۳۶۴
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
#کانون_میثاق_با_افلاکیان
🌷@kanoon_misagh
🌷@kanoonnews
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠خدایا گناهانی را که مرا از امام حسین(ع) محروم میکند ببخش..
#کانون_میثاق_با_افلاکیان
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
╭┅─────────┅╮
@kanoon_misagh
@kanoonnews
╰┅─────────┅╯
. 🕊 تلاوت آیات #قرآن_ڪریم ؛
💠 ۩ بــِہ نـیّـت
#شهید_رضاچیت_سازیان
#صفـ۲۳۳ـفحه 📚
🍀|شبتون شهدایی
#کانون_میثاق_با_افلاکیان
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
╭┅─────────┅╮
@kanoon_misagh
@kanoonnews
╰┅─────────┅╯
❤️#مشق_شهادت
🔷با یک رزمنده رفته بود شناسایی داشت با دوربین منطقه رو دید میزد
یهو رزمنده گفت:
عراقی های پدر سوخته!
آقا سید چشم از دوربین برداشت ، نگاهش کرد و گفت:
فحش نده!
رزمندهی اسلام نباید توهین کنه!
امام علی علیه اسلام میفرماید
اصلا به دشمنتون هم فحش ندید...
#شهید_محمد_جهانآرا
#کانون_میثاق_با_افلاکیان
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
╭┅─────────┅╮
@kanoon_misagh
@kanoonnews
╰┅─────────┅╯
#کتابخونی
#خاکهای_نرم_کوشک
زندگینامه شهیدعبدالحسین برونسی
آن شب به یادماندنی
#قسمت_دویست_و_سی_و_دو
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
یک روز انگار ناچاری و درماندگی مرا کشاند بهشت امام رضا (سلام الله عليه).
رفتم سرخاک شهید برونسی نشستم همین جور به واگویه و درد و دل
کردن گفتم:« شما رفتی و من و با این بچه ها و با یک کوه مشکلات تنها گذاشتی بیشتر از همه همین قرضها اذیتم
می
کند.»
آهی کشیدم و با یک دنیا امید و آرزو ادامه دادم: «اگه می شد یک طوری از این قرض ها راحت بشم، خیلی خوب
بود.».....
باهاش زیاد حرف زدم فقط هم می خواستم سببی جور شود که از دین این قرض ها خلاص شوم
آن روز کلی سرخاک عبدالحسین گریه کردم وقتی می خواستم ،بیایم، آرامش عجیبی به ام دست داده بود. هفته بعد تو ایام عید " ۱ ، با بچه ها نشسته بودم ،خانه، زنگ زدند دستپاچه گفتم:« دور و بر خونه رو جمع و جور کنید، حتماً مهمونه.» حسن رفت در را باز کند وقتی برگشت حال و هوایش از این رو به آن رو شده بود معلوم بود حسابی دست و پایش را گم کرده است با من و من گفت: «آقا... آقا!»
مات و مبهوت مانده بودم. فکر می کردم حتماً اتفاقی افتاده زود رفتم بیرون، از چیزی که دیدم، هیجانم بیشتر شد و
کمتر نه
باورم نمی شد که مقام معظم رهبری از در حیاط تشریف آورده اند تو، خیلی گرم و مهربان سلام کردند با لکنت زبان جواب دادم. از جلوی در رفتم کنار و با هیجانی که نمی توانم وصفش کنم تعارف کردم بفرمایند تو.
پاورقی
۱ عید سال هزار و سیصد و هفتادو پنج
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
#کانون_میثاق_با_افلاکیان
🌷@kanoon_misagh
🌷@kanoonnews
💠 آقا مهدی کسی نبود که با کت و شلوار شیک بیاید دستش را به کمرش بزند و دستور بدهد.با یک لباس معمولی آمد پیش ما و گفت: «شماها را امروز فرستادهاند؟»
فکر کردیم از خودمان است. یکی به او گفت: «آره، آن بیل را بردار بیار اینجا مشغول شو!» او هم به روی خودش نیاورد.رفت بیل را برداشتو شروع کرد به کار.
دو سه نفر آمدند گفتند: آقای شهردار شما چرا؟ گفت: من و آنها ندارد ،کار نباید زمین بماند. ما هم از خجالت رفتیم بیل را از او بگیریم، نگذاشت. گفت: شماها خیلی زحمت میکشید. من افتخار میکنم بیل دستم بگیرم.
#سردار_شهید_مهدی_باکری
#کانون_میثاق_با_افلاکیان
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
╭┅─────────┅╮
@kanoon_misagh
@kanoonnews
╰┅─────────┅╯
. 🕊 تلاوت آیات #قرآن_ڪریم ؛
💠 ۩ بــِہ نـیّـت
#شهید_محسن_فخری_زاده
#صفـ۲۳۴ـفحه 📚
🍀|شبتون شهدایی
#کانون_میثاق_با_افلاکیان
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄
╭┅─────────┅╮
@kanoon_misagh
@kanoonnews
╰┅─────────┅╯
❤️#مشق_شهادت
🔷صفت بارز دیگر ابراهیم خطا پوشی بود.
اگر کسی اشتباهی میکرد هیچگاه
در جمع حرفی نمیزد؛
رابطه اش را هم با فرد خطا کار حفظ میکرد.
بعد متوجه میشدیم بصورت شخصی و در خلوت
با او صحبت کرده و او را متوجه نموده!
#شهیدابراهیمهادی
#کانون_میثاق_با_افلاکیان
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
╭┅─────────┅╮
@kanoon_misagh
@kanoonnews
╰┅─────────┅╯