eitaa logo
شـــهــیــدانـــه🌱
10.9هزار دنبال‌کننده
9.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
35 فایل
کدشامدکانال 1-1-874270-64-0-1 رمان به قلم هانیه‌محمدے #مــهربانــو کپی حرام است و نویسنده راضی نیستن ❣حــامـےمــن❣مسیراشتباه❣گذر از طوفان https://eitaa.com/anjoman_romam_eta/4 زیرمجموعه https://eitaa.com/joinchat/886768578Caaa1711609 تبلیغات @Karbala15
مشاهده در ایتا
دانلود
تو به ، دلِ ما مشغولی و با خبری از ما... خدا کند دلم، را نرنجاند...
گفتم سخنرانی کن، که هنگامه نبرد سخت است ... گفت: بچه ها تیر به سینه باید اصابت کند نه به پشت... والسلام 🌷
مستقیم از سوریه آمد‌ خواست فوری برویم به روستای پدری اش! پدرش را برد حمام و بعد شروع کرد به بوسیدنش... گفت: همه‌ٔ خستگی ها از تنم بیرون رفت، زیارت دل چسبی بود ...
شب عملیات والفجر هشت، قبل از شکسته شدن خط ، بچه ها مشغول باز کردن محور بودند ، که نیروی گشتی عراقی ها ‌پایش را روی دست عیسی حیدری می گذارد. عیسی میگفت:فقط آیه ی «وجعلنا» را با معنی می خواندم. اون جا به یقین رسیدم که آیه «وجعلنا» دشمن را کور می کند؛ چرا که پای سرباز عراقی روی دست من بود ، اما چشمش من را نمی دید. شهید عیسی حیدری🌷
🕊شهدا نجواهای ما را ميشنوند اشک هایی که در خلوت به یادشان میریزیم را میبینند چنان سريع دستگيری ميکنند که مبهوت ميمانی اگرواقعا به آنها دل بسپاری با چشم دل، عناياتشان را ميبينی شهید محمدرضا تورجی زاده🌷
هم خودشان خاکی بودند، هم لباس هایشان ..! کافی بود باران ببارد، تا عطرشان در سنگرها بپیچد
کسانی به امامِ زمانشان خواهند رسید، که اهل سرعت باشند! و اِلّا تاریخ کربلا نشان داده، که قافله حسینی معطل کسی نمی ماند.
2.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دارم میرم ولی...!💔 ✍رفت و تمام وجودش رو فدات کرد 😔 💢تو چی ! 🍂به حرفش گوش میدی یا بیخیال میگذری...؟ 🍃قدم گذاشتن تو راه شهدا کار هرکسی نیست اما❗️پا رو خون شهدا گذاشتن تاوانش زیاده خیلی زیاد..
شهید آوینی: شهدا مثل آیه های قرآن مقدسند؛ تقدس آیه های قرآن به این است که حکایت از حق دارند و شهدا نیز این چنینن...
بعضے ها وقتے مـے روند آن قَدر ڪه آدم بهشان غبطه مـے خورد.. دَر نوشته بود : " فقط هَفت تا نماز غفیله ام قضا شده لطفاً برایم بخوانید! 🌷
... اوایل ازدواجمان برای شهادتش دعا میکرد ، می دیدم که بعد از نماز از خدا طلب شهادت می‌کند... نمازهایش را همیشه اول وقت میخواند، نماز شبش ترک نمیشد، دیگر تحمل نکردم ، یک شب آمدم و جانمازش را جمع کردم، به او گفتم: تو این خونه حق نداری نماز شب بخونی، شهید می شی! حتی جلوی نماز اول وقت او را می گرفتم! اما چیزی نمی گفت .... دیگر هم نماز شب نخواند ! پرسیدم : چرا دیگه نماز شب نمیخونی؟ خندید و گفت: کاری رو که باعث ناراحتی تو بشه تو این خونه انجام نمیدم، رضایت تو برام از عمل مستحبی مهمتره، اینجوری امام زمان هم راضی تره ... بعد از مدتی برای شهادت هم دعا نمی کرد، پرسیدم: دیگه دوست نداری شهید بشی؟؟ گفت: چرا ، ولی براش دعا نمی کنم! چون خودِ خدا باید عاشقم بشه تا به شهادت برسم ... گفتم : حالا اگه تو جوونی عاشقت بشه چیکار کنیم؟ لبخندی زد و گفت: مگه عشق پیر و جوون میشناسه؟!
با شهدا صحبت کنید آنها صدای شما را به خوبی میشنوند برایتان دعا میکنند دوستی با شهدا دو طرفه ست شهیدرضا اسماعیلی🌷