eitaa logo
خودسازی 🌱🌱🌱🌱
4.6هزار دنبال‌کننده
960 عکس
691 ویدیو
91 فایل
این کانال شماروعملگرا میکنه هرچی تا الان مطلب خوندی الان وقتشه عملی تو زندگیت پیاده کنی. اینجاپراز تکلیف ورشد هست پرازمحتواهای رایگان گران قیمت بایددرکانالهای دیگه بابتشون کلی پول بپردازی نذرامام زمان عج تماس با ما 👈 https://eitaa.com/tohidif69
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مادرانه های مشترک
به نام خدا تجربه های روزانه ۱۰۵ 🍊 این بازی را که سالهای گذشته هم در کانال گذاشته بودم، بازی با پوست مرکبات و کاترهای شیرینی. میوه خوردن ما گاهی تبدیل میشه به یکی دو ساعت بازی و چه چیزی بهتر از بازی با طبیعت. چون هنوز پوست مرکبات سبز و ضخیم هستند، پسر کوچیکه نمیتونست تنهایی کاتر بزنه، من دستم را می گذاشتم روی کاتر میگفتم تو هم دستت را بذار تا دوتایی با هم بتونیم کاتر را فشار بدیم. 🍊 با شکلهای که کاتر زده بودند، تصویرسازی کردند و هر کدوم قصه تصویری را که ساخته بودند گفتند.👌 🍊 من پیشنهاد دادم میتونید قیچی بیارید برای بازی جدید. پوستهایی که وسطش کاتر زدید را ریز کنیم مثلاً سالاد درست کنیم. چون می‌دونستم این کار را پسر کوچیکه دوست داره و هم جذب این بازی میشه و هم احساس توانمندی می‌کنه. رفتن قیچی آوردن، پسر بزرگه که دید قیچی مدرسه خودش کندتره به داداشش می‌گفت بیا یک بازی جالب تا ده می‌شماریم قیچی ها عوض و دوباره ... و این رفتارها را بچه ها از خود ما می آموزند. قبلا در مورد جایگزین زیاد نوشتم.😉 🍊 پسر بزرگه مقداری قیچی کرد و رفت، کوچیکه تا بیشتر از نیم ساعت نشسته بود و قیچی میکرد و اطراف خودش می‌ریخت روی فرش. و یکی از راههای جذب بچه ها به بازی این هست که زمانی که در حس و حال کودکی خودشون غرق در بازی هستند، بازی را بهم نزنیم. ۱۰۵ 🔵 نشر با لینک کانال مادرانه های مشترک👈 https://eitaa.com/madaranehayemoshtarak
هدایت شده از مادرانه های مشترک
به نام خدا 🌘 سلام، شب همگی بخیر🌒 ⭐️ تجربه های روزانه(۱۳) 🤲 تجربه شب قدر🤲 🌘 سعی داشتم بچه ها را بیدار نگه دارم. خواباندن بچه ها در روز که غیر ممکن بود. چون پسر اولم از سه سالگی دیگه خواب روز نداره حتی اگر شش صبح بیدارش کنم. پسر دوم هم از شش صبح که بیدار شده بود فقط نیم ساعت خوابیده بود. با ساخت یک خانه شروع کردیم. گفتم من میخوام براتون یک خانه جدید بسازم. با استفاده از ۴ تا صندلی و میله تِی و یک ملحفه، خانه ای به شکل جدید⛺️ ساختم که براشون تازگی داشته باشه و اسمش را گذاشتیم کلبه قدر، گفتم میتونید امشب در کلبه قدر بازی کنید، دعا بخونید، بخوابید و یا هر چیزی که دوست دارید. 🌘 تا زمانی که پسر کوچکم بیدار بود، من مفاتیح به دست ایستاده بودم، بچه ها فقط می رفتند داخل کلبه و می آمدند بیرون و پسر کوچکم ملحفه را می کشید و سقف کلبه را خراب می کرد☹️ و پسر بزرگ معترض از اینکه داداش خرابش میکنه. و من همراه با قرائت جوشن کبیر، صد تا سقف هم ساختم.🙂 ادامه دارد ... ۱۴ 🌺لینک کانال مادرانه های مشترک👈 https://eitaa.com/madaranehayemoshtarak
هدایت شده از مادرانه های مشترک
به نام خدا تجربه های روزانه ۸۴، «مراسم احیا» 🔵اول دو تا ساک از قران و مفاتیح و لباس گرم و پتو و وسایل نقاشی، چند تا ماشین کوچولو، خوراکی و آب به مقدار لازم برداشتیم و رفتیم اسباب بازی فروشی، گذاشتیم به انتخاب خودشون و راهنمایی پدر، ماشین انتخاب کنند، همونجا اسمشون شد ماشین احیا برای پسر بزرگه شد ماشین احیا(۲)، اولیش را دو سالگی گرفته که دست بر قضا هنوز سالمه. فکر کنم از اسمش برکت گرفته مگرنه چنین چیزی بعیده😉😂. 🔵رفتیم حرم شاهچراغ(ع) که فضا بزرگ باشه. در فضاهای بزرگ سرو صدای بچه ها کمتر جلب توجه میکنه. ۸۴ 🔵 لینک کانال مادرانه های مشترک👈 https://eitaa.com/madaranehayemoshtarak
به نام خدا 🌘 سلام، شب همگی بخیر🌒 ⭐️ تجربه های روزانه(۱۳) 🤲 تجربه شب قدر🤲 🌘 سعی داشتم بچه ها را بیدار نگه دارم. خواباندن بچه ها در روز که غیر ممکن بود. چون پسر اولم از سه سالگی دیگه خواب روز نداره حتی اگر شش صبح بیدارش کنم. پسر دوم هم از شش صبح که بیدار شده بود فقط نیم ساعت خوابیده بود. با ساخت یک خانه شروع کردیم. گفتم من میخوام براتون یک خانه جدید بسازم. با استفاده از ۴ تا صندلی و میله تِی و یک ملحفه، خانه ای به شکل جدید⛺️ ساختم که براشون تازگی داشته باشه و اسمش را گذاشتیم کلبه قدر، گفتم میتونید امشب در کلبه قدر بازی کنید، دعا بخونید، بخوابید و یا هر چیزی که دوست دارید. 🌘 تا زمانی که پسر کوچکم بیدار بود، من مفاتیح به دست ایستاده بودم، بچه ها فقط می رفتند داخل کلبه و می آمدند بیرون و پسر کوچکم ملحفه را می کشید و سقف کلبه را خراب می کرد☹️ و پسر بزرگ معترض از اینکه داداش خرابش میکنه. و من همراه با قرائت جوشن کبیر، صد تا سقف هم ساختم.🙂 ادامه دارد ... ۱۴ 🌺لینک کانال مادرانه های مشترک👈 https://eitaa.com/madaranehayemoshtarak
به نام خدا تجربه های روزانه ۸۴، «مراسم احیا» 🔵اول دو تا ساک از قران و مفاتیح و لباس گرم و پتو و وسایل نقاشی، چند تا ماشین کوچولو، خوراکی و آب به مقدار لازم برداشتیم و رفتیم اسباب بازی فروشی، گذاشتیم به انتخاب خودشون و راهنمایی پدر، ماشین انتخاب کنند، همونجا اسمشون شد ماشین احیا برای پسر بزرگه شد ماشین احیا(۲)، اولیش را دو سالگی گرفته که دست بر قضا هنوز سالمه. فکر کنم از اسمش برکت گرفته مگرنه چنین چیزی بعیده😉😂. 🔵رفتیم حرم شاهچراغ(ع) که فضا بزرگ باشه. در فضاهای بزرگ سرو صدای بچه ها کمتر جلب توجه میکنه. ۸۴ 🔵 لینک کانال مادرانه های مشترک👈 https://eitaa.com/madaranehayemoshtarak
به نام خدا تجربه های روزانه ۱۱۹ باز هم تجربه تکراری از 🔸پسر کوچیکه صبح که بیدار شده بود پشت سر هم می‌گفت من صبحونه نمی‌خوام من شکلات می‌خوام ( میدونست شکلات داریم) 🔸در ضمن ایشون خودشون یک توجیه المسائل 😉 کامل هستند. یعنی قبل از اینکه من بخوام حرفی بزنم ایشون یک منبر کامل سخنرانی کردند: ➖مامان دندانپزشک گفته که شکلات برای سلامتی دندانها مفیده شکلات ما را قوی می‌کنه. مامان مگه نمیدونی، شکلات مضر نیست خیلی مفیده. 😂😂 🔸حالا این وسط من بگم نخیر شکلات مضر هست یا برای دندانهای بده فایده ای داره؟ اصلا از سخنرانی مفصلش پیداست که خودش همه حرفها و نصیحت‌ها را بلده و حفظه بگم شکلات نداریم؟ خوب اینکه میشه دروغ، اینکه من بشینم به بچه بگم دروغ بده که فایده ای نداره، اگر می‌خوام فرزندم دروغ نگه خودم نباید دروغ بگم. 🔸نشستم هم قدش شدم، گفتم: ما هیچوقت قبل از صبحانه شکلات نمی‌خوریم ( جمله خبری به جای دستوری😉) می‌دونم که تو شکلات دوست داری ولی الان زمان مناسبی برای شکلات خوردن نیست. 🔸بعد از چند تا اصراردیگه اخماش در هم رفت، دو تا دستش را مشت کرد کوبید تو شکم من. 🔸من باز دستاش را آوردم پایین گفتم ضربان قلب من ( )، حالا بیا انتخاب کن صبحونه چی میخوری، پنیر یا تخم مرغ گفت: من اصلا صبحونه نمی‌خورم و رفت تو اتاق 🔸من سفره را انداختم شروع کردم به صبحانه خوردن که برگشت: ➖ مامان به منم لقمه میدی خیلی گرسنمه گفتم بله حتما بیا بشین دیگه هم خبری از شکلات نشد.😉 این هم یک مثال خیلی ساده از قاطعیت، مهربانی، آرامش. روی حرف خودمون که میدونیم به نفع کودک هست و نیاز واقعی کودک نیست، قاطع باشیم اما بدون عصبانیت، تحقیر، سرزنش، تنبیه، باج دادن و... 🔸البته می‌دونم ممکنه برخی از دوستان به خصوص دوستان جدید بگن وااای چه بچه ی خوبی، خوش بحالتون ،اگر بچه ی من بود مگه به این راحتی کوتاه میومد، آنقدر گریه و ضجه راه مینداخت تا بهش شکلات هم نمی‌دادم راضی نمیشد. یا باید کتکش میزدم یا شکلات را میدادم. واقعا هم درست میگن همینطوره. ولی وقتی رفتار قاطع ولی با مهربانی و آرامش همیشه تکرار بشه به تدریج این مدل رفتارهای کودک هم از بین می‌ره یا مثل این تجربه اگر هم به وجود بیاد خیلی دوامی نداره. حتی برای سنین بالای شش سال در همین حد کوچک لجبازی هم با رفتار قاطع ولی مهربان از بین می‌ره. ✅ نشر فقط با نام و لینک کانال مادرانه های مشترک👈 @madaranehayemoshtarak
✨به نام خدا✨ 🌸سلام، وقت همگی بخیر و شادی🌸 تجربه های روزانه (۲۱) ✅ پسر کوچولو یاد گرفته در یخچال را باز کنه (بماند که چه دست گل هایی به آب میده با این توانایی😊)، شیشه قطره آهن خودش را برداشته بود و به درب شیشه ای فر می کوبید. ✅ میدونید که اگر بگم نکن فایده ای نداره، اگر هم از دستش بگیرم شروع میکنه به جیغ و گریه و... ✅ هر چقدر هم که تعداد این جیغ و گریه ها و بکن و نکن ها بیشتر باشه لجبازی هایی که از دو سالگی شروع میشن شدیدتر و بدتر هستند. ✅ نگران شکستن شیشه در دستش بودم. سریع یک قوطی قرص پلاستیکی از کابینت برداشتم، من هم شروع کردم کوبیدن روی در شیشه ای فر، بعد در یک حرکت سریع شیشه قطره را از دستش گرفتم قوطی پلاستیکی را دادم دستش گفتم حالا بیا عوض، ببین این چه صدایی میده😉 ✅ شروع کرد کوبیدن قوطی پلاستیکی. خیالم از شیشه قطره که راحت شد، سریع یک سطل پلاستیکی از کابینت در آوردم وارونه گذاشتم روی زمین. گفتم حالا بیا بکوبیم روی این ببینیم چطوریه؟ 😉 سریع اومد سمت سطل و قضیه ختم بخیر شد، کمی روی سطل کوبید و بعد هم رفت سراغ پروژه بعدی.😂 ✅✅ بین یک تا دو سال تا جایی که میتونیم باید از «نکن» گفتن های اضافی و قابل جایگزینی دوری کنیم، چون این نوع رفتار بعد از دو سال به صورت لجبازیهای شدید بروز میکنه.👌👌 ۲۱ 🌺لینک کانال مادرانه های مشترک👈 https://eitaa.com/madaranehayemoshtarak