eitaa logo
مؤسسه مداحی کریمه
14.9هزار دنبال‌کننده
4.5هزار عکس
5هزار ویدیو
185 فایل
آموزش اصول وفنون مداحی،روضه خوانی و سینه زنی ومولودی خوانی و...باتمرکزبرمهارت افزایی 📌به صورت حضوری،مجازی وخصوصی 📌اعطای گواهینامه معتبر 📌اساتید مجرب حوزه و دانشگاه پشتیبانی:@karimeadmin 🏢قم،صفاییه
مشاهده در ایتا
دانلود
🖤 دیگر دلم به سیر چمن وا نمی‌شود دیگر نشاط ، هم نفس ما نمی‌شود حتی اگر مسیح ، طبیب دلم شود دارد جراحتی که مداوا نمی‌شود موسی اگر کند گذری سوی کاظمین دیگر روان به وادی سینا نمی‌شود... از زخم‌های سلسله چون یاد آورم زنجیر شعله از جگرم وا نمی‌شود یک تن نگفت سلسله در آن سیاه‌چال درمان زخم گردن مولا نمی‌شود حبس و شکنجه ، قعر سیه چال و سلسله این احترام یـوسف زهرا نمی‌شود گویی که آن ستمگر حق ناشناس را جز با شکنجه عقده دل وا نمی‌شود معصومه تسلیت که نصیب تو بعد از این دیـگر زیـارت رخ بـابا نمی‌شـود مولای من کسی است که در حبس سال‌ها غـافل دمی ز حی تعـالی نمی‌شود "میثم"هر آنچه بر سر عبد خدا رود عبد خداست ، بنـدۀ دنیـا نمی‌شود...
فرازی از یک ای شیرخدا و اسد احمد مختار در بدر و احد لشکر حق را سر و سردار هم پیش‌تر از حزب خدا یار محمّد هم بهر نبی بعد علی، حیدر کرار از خشم تو بر جان عدو آتش دوزخ وز تیغ تو در سینه، نفس‌ها شرر نار در بدر مه روی تو چون بدر درخشید در جنگ اُحُد جان به کف و عاشق ایثار رویید ز لب‌های محمّد گل لبخند در رزم چو کردی به عدو حمله علی‌وار با دست غضب فرق ابوجهل شکستی تا کس نرساند به محمّد دگر آزار هرجا که تو شمشیر گرفتی به کف دست دشمن به هراس آمد در عرصۀ پیکار در خطبۀ شام از تو و نام تو سخن گفت چارم وصی ختم رسل، حجّت دادار هم شیرخدا خوانْدَت و هم شیر پیمبر هم خواند تو را هم‌قدم جعفر طیّار ای کاش که در عرصۀ صفّین تو بودی تا یار علی بودی چون مالک و عمار ای کاش پس از ختم رسل بودی و بودی یار علی و فاطمه بین در و دیوار... https://eitaa.com/joinchat/3808494021Cb3e43d17af
ای قبله ی حرم، حرمِ سامرای تو بیت الولای دل حرم با صفای تو قرآن یگانه دفتر مدح و ثنای تو روح ملک کبوتر صحن و سرای تو آیینۀ جمال خداوند سرمدی فرزند پاک چار علی، سه محمدی رضوان بدان جلال و شرف سائل درت خورشید سجده برده به صحن مطهرت روح رضاست در نفس روح پرورت نامت حسن نه بلکه حسن پای تا سرت میراث زهد و نور هدایت ز هادی ات علم امام هشتم و جود جوادی ات معصوم سیزده ولی الله ذوالمنن ابن الرضای سومی و دومین حسن گل ریزد از بهشت به خاکت چمن چمن شرمنده در ثنای تو از کوچکی سخن دُرِّ کلام و لعل لب گوهری کجا وصف ابا محمدٍ العسکری کجا انوار ده امام درخشد ز روی تو یادآور رسول خدا خُلق و خوی تو زیباترین دعای ملک گفت و گوی تو مسجود جنّ و انس بُود خاک کوی تو بحری که در صدف، دُرِ جان پَروَرد تویی در دامنش امام زمان پرورد تویی
باز خدا پرده زِ رخ بر گرفت عالم جان، جلوه ی دیگر گرفت ملک جهان زندگی از سر گرفت مرغ دل این ذکر، مکرّر گرفت قبله ی ارباب دعا آمده عید جواد ابن رضا آمده دیده گشا و رخ جانانه بین شادی شمع و گل و پروانه بین وجد و نشاط دل دیوانه بین خنده ی ریحانه ی ریحانه بین نقش تبسّم به لب مرتضاست جلوه کنان طلعت ابن رضاست باز به جوشش یم جود آمده غرق در آن ملک وجود آمده مظهر الطاف ودود آمده مهر، به خاکش به سجود آمده کشور جان عالم دل منجلی است ولادت محمّد بن علی است پرده زِ حسن ازلی وا شده روی الهی متجلاّ شده ملک جهان سینه ی سینا شده ولادت زاده ی موسی شده ماه بیا خاک زمین را ببوس سر زده امشب مه شمس الشّموس شافع میزان و معاد است این کعبه ی دل، باب مراد است این راهبر کلّ عباد است این صاحب هر جود، جواد است این آینه ی دادگر است این پسر بر همه عالم پدر است این پسر دل به سوی بیت ولا پر زند روح، پی عرض دعا در زند ماه، گر امشب به زمین سر زند پرده به رخ تا صف محشر زند می نهد از شرم مه روی او رو به روی خاک سر کوی او گلشن هستی همه خرّم شده رشک جنان دامن عالم شده فخر کنان دوده ی آدم شده شاد، دل آدم و خاتم شده بحر ولایت گهر آورده است عروس زهرا پسر آورده است غنچه ی ریحانه به گلشن شکفت بلبل از او صوت اناالحق شنفت لاله به لبخند ثنایش بگفت مرغ شب از شوق وصالش نخفت آمده تبریک زِ معبود او بهر رضا در شب مولود او دیده گشا جلوه ی سرمد ببین آینه ی روی محمّد ببین سلاله ی رسول امجد ببین محمّد دوم احمد ببین آمدی ای بر همه باب المراد جان به فدای قدمت یا جواد ای ثمر باغ دل بوتراب وی زِ ازل شیفته ات شیخ و شاب جود تو چون لطف خدا بی حساب سایه ی مهرت به سر آفتاب مهر تو شد روز ازل دین من نیست به جز حبّ تو آئین من ای تو و من لازم و ملزوم هم من به گدائی، تو به جود و کرم رو به کجا از سرِ کویت برم سائلم و سائلم و سائلم سائل افتاده زِ پای توام جود و کرم کن که گدای توام سائلم از خویش مرانی مرا چون شود از لطف بخوانی مرا بر سر خاکت بنشانی مرا بر در عشقت بکشانی مرا گو که برآرند زِ تن پوستم دوستم و دوستم و دوستم سائلم از تو دو جهان خواستم سوز درون، درد نهان خواستم خون جگر اشک روان خواستم آن چه پسندی تو همان خواستم عاشق دارِ غم تو (میثمم) فارق از این عالم و آن عالمم