eitaa logo
~سازمان حفاظت از وزغ‌سواران بالدار☆
320 دنبال‌کننده
2هزار عکس
394 ویدیو
5 فایل
سازمان حفاظت از وزغ‌سواران بالدار. -جایی برای بازماندگان جادو🌟 خاله وزغ نامه رسون:https://abzarek.ir/service-p/msg/4085539 زیر نظر: @Mahin29 کپی؟ نه خوشگله فوروارد قشنگ تره
مشاهده در ایتا
دانلود
~سازمان حفاظت از وزغ‌سواران بالدار☆
موافقم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
~سازمان حفاظت از وزغ‌سواران بالدار☆
حقحقحقحق واقعا یکی نیست بگه داداش توکه اینو جدید خلق کردی خب اسمشم خودت بزا- ادم‌میمونه چیبگ_ از انسان ها خستم-
تا حرف‌های شایلی‌وارانه‌ی بیشتر برید بخواید آفرین
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روزی روزگاری شب بود و تاج نقره‌ای اش. شب با وجود ماه به رویایی شیرین می‌بایست که از کابوس های تلخ هراس برانگیز‌ تر بود.در روزی روزگاری دورتر،شب بود اما مهش گمگشته بود ولی همچنان شبانگاه داستانمان کابوس بود. شب بخیر🌙
هدایت شده از 𖤓⊹Καμπίνα 7
مفهوم تابستان چیست؟ خب اگر این سوال را بپرسید باید بگویم که بستگی دارد از چه دیدی بخواهید بدانید. از دید یک پرنده؟شبح طوفانی؟یا شاید حتی یک توت فرنگی نرسیده؟ اوه، بله. چرا زودتر به این‌نتیجه نرسیده ام؟ درست است. تابستان از دید یک نیمه ایزد، قطعا بهترین گزینه برای درک مفهوم این سوال است. نیمه ایزدان...آه موجودات کوچک فانی که از بخت بدشان والدی الهی دارند و گیر مشکلات و توقعات المپی ها افتادند. زندگی هایشان نیز بسی سخت و طاقت فرسا است طوری که گاهی با خود میگوید: این هیولاها از کشتن و اذیت کردن ما خسته نشده اند؟ خب معلوم است دگر، جواب خیر است. و بله، تابستان. فصلی گرم که آپولو بدون تعارف آن را گرم تر هم میکند( مگر مرض داری مرد؟). تابستان برای انسان های بی دقدقه که از این چیز ها سردرنمی اوردند قطع به یقین یعنی تعطیلات و خوشگذرانی اما برای نیمه ایزدان؟ مشکلان و دردسر های چند برابر است. آنها سخت تلاش میکنند هیولاهارا شکست دهند. گاهی اوقات تعدادی از انها به ماموریت میروند و بقیه در کمپ دورگه ها نگرانشان میشنوند و اقای دی با بی توجهی کوکولایش را مینوشد و همه چیز را به هیچ جایش میگرد. و گاهی هم مجبور به تمرین تیراندازی میشنوند که دراخر با فاجعه های دورگوارانه تمام میشود. بعضی اوقات هم مجبورن به دستور مربی هج و چوب بیس بال مقدسش چند شنا(که معمولا بین ۵۰ تا ۱۰۰ تا هستند...و شاید حتی بیشتر) بزنند. خب البته ممکن است وسط این ماجراها چند کوکی آبی از آشپزخانه بدزدند. خب، اما با وجود اینهمه اتفاق های گوناگون...آنها هرسال برای برگشتن دوباره به کمپ، روزشماری میکنند. من نیط هپین کار را میکنم.شما چطور؟... _ارداتمند شما، سیندی سولاس.
⚰|یکی از اولین پرونده های خوناشام واقعی تو تاریخ ثبت شده سال ۱۷۲۵ روستاییان صربستان ادعا کردن که مردی به نام پتر بلاگویوج بعد از مرگش شبها بر میگشت و مردم رو میکشت تمامی قربانیان پیش از مرگ ادعا کردند که پتر در طول شب به خواب آنها آمده روی سینه شان افتاده و تلاش کرده آنها را خفه کند همسر پتر نیز ادعا کرد که شوهر متوفایش شبانه به خانه برگشته و از او کفش هایش را خواسته است همچنین شایعه شد او پسرش را به دلیل امتناع از دادن غذا با گاز گرفتن کشته است اعتراض های مردم و کشته ها انقد زیاد شده بود که مقامات اتریشی در قبرشو باز کردن و گفتن جسدش هنوز تازه و لب هایش خونی بود مقامات اتریشی گزارش کرده بودن که جسد حتی بخورده هم تجزیه نشده بود مو ریش ناخن ها ظاهراً رشد کرده بودن و پوست تازه زیر اون دیده میشد حتی خون تازه هم در دهانش دیده بودن و این قضیه باعث ترس کل روستا شده بود مردم روستا با باور اینکه اون خوناشام بود میخ چوب بزرگی به قلب او کوبیدن شیوه سنتی اونو به چوب بستن و سوزوندن